این هفته، در ساختمانی شیشهای در نیویورک، همان منطق باردیگر به صحنه آمد. مسعود پزشکیان در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، پیش از آنکه از سیاست بگوید، از انسان گفت؛ از شهادت رهبر انقلاب، از کودکان و دانشآموزان، از قربانیان میناب و لامرد. او جنگ را از سطح آمار و معادلات قدرت به سطح انسان بازگرداند؛ همان کاری که زینب (س) در شام کرد، وقتی بهجای «خوارج»ی که دستگاه اموی میخواست، از فرزندان پیامبر (ص) و کودکان اسیر سخن گفت.
اما خطبه زینبی تنها سوگ نبود؛ مظلومیتی بود همراه با عزت: «فَکِدْ کیدَک، واسْعَ سعیک، وناصِبْ جهدَک، فواللهِ لا تمحو ذکرَنا». در سخنان پزشکیان نیز همین ترکیب شنیده شد. پاسخ او به ترامپ، که یک روز پیشتر از نابودی جمهوری اسلامی در صورت نرسیدن به توافق سخن گفته بود، روشن بود: ایران آماده گفتوگوست، اما زبان زور را نمیپذیرد؛ و جمله «یا امنیت را با هم میسازیم یا ناامنی را با هم تحمل خواهیم کرد» دعوتی بود به امنیتی که از دل منطقه برآید، نه از تحمیل بیگانگان.
بر همان تریبون، اما صحنهای دیگر هم رقم خورد. با آغاز سخنرانی بنیامین نتانیاهو، هیأتهای کشورهای متعددی سالن را ترک کردند و او برای صندلیهای خالی سخن گفت. در بیرون، معترضان جنبش «صدای یهودی برای صلح» خیابان را بستند و خواستار پایان جنگ غزه شدند و حدود صد نفرشان بازداشت شدند. پاسخ نتانیاهو تنها این بود که ترککنندگان را «ترسوهای اخلاقی» بخواند و مدعی شود برخی رهبران «در خفا» از او تشکر کردهاند؛ سخنرانی با پشتوانه موشک و هواپیما، که ناچار به تشکری پنهانی پناه میبرد که کسی جرأت اعلامش را ندارد؛ و گویاترین صحنه، بیکلام بود. هیأت ایرانی پس از ترک صحن در آغاز سخنرانی نتانیاهو، تصویر سردار شهید حاجقاسم سلیمانی را بر جای خود گذاشت؛ قابی که رسانههای عبری خود تصویرش را منتشر کردند. صندلیها خالی بود، اما نگاه حاجقاسم از همان قاب، رو در روی نتانیاهو ماند. مردی که سالها کابوس فرماندهان صهیونیست بود، این بار بیآنکه سخنی بگوید، در قلب نیویورک لرزه بر تریبون دشمن انداخت. شهید با شهادتش خاموش نمیشود؛ روایتش از گلوله بلندتر سخن میگوید.
آیا همین در شام رخ نداد؟ یزید سرمست از پیروزی بر تخت نشسته بود، اما خطبه زینب (س) و امام سجاد (ع) مجلس را بر او شوراند، تا جایی که ناچار شد گناه را به گردن ابنزیاد بیندازد. قدرت میتواند سرزمین را اشغال کند، اما نمیتواند وجدانها را به کفزدن وادارد. غزه امروز کربلای امتدادیافته است، و اگر از نظم بینالمللی و حقوق ملتها سخن میگوییم، این اصول نمیتواند در مرزهای آن متوقف شود.
آنچه این هفته در سازمان ملل گذشت، درسی کوچک از حقیقتی بزرگ بود: سخنی شنیده میشود که به زبان انسان است و سخنی که تنها به زبان زور است، با صندلیهای خالی و قاب عکس یک شهید پاسخ میگیرد. پیام امروز همان پیام دیروز است: ما جنگ را انتخاب نکردیم، اما در برابر تجاوز تسلیم نمیشویم؛ و صلح، بدون عدالت و احترام به حاکمیت ملتها، پایدار نیست. چرا که این مکتب، مکتب حسین است؛ مکتب «هیهات منّا الذله».
---