یادنامه‌ای برای اولین سالگرد درگذشت روح‌ا... رجایی

سوژه؛ آقای سردبیر

کتاب گزارش یک قتل‌عام نشان می‌دهد سانسور می‌تواند اسناد را پنهان کند، اما قادر به خاموش کردن حقیقت زنده در حافظه مردم نیست

روایت شاهدان عینی از قیام گوهرشاد

کتاب
کتاب «گزارش یک قتل عام» نوشته مهدی عشقی رضوانی که براساس بیش از ۱۰۰۰مصاحبه میدانی شکل گرفته، مجموعه روایت‌های شفاهی از تبیین این واقعیت است که مقاومت در برابر استبداد پهلوی منحصر به اسناد رسمی نیست بلکه در حافظه سینه به سینه مردم جریان دارد.
کد خبر: ۱۵۶۰۱۱۵
نویسنده الناز برکاتی - گروه فرهنگ و هنر

این کتاب که به‌تازگی توسط انتشارات «راه‌یار» روانه بازار نشر شده روایتی مستند، تکان‌دهنده و دست اول از فاجعه خونین کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴ است. این اثر که حاصل گفت‌و‌گو با ۱۶شاهد عینی و معمران آن واقعه است، با تکیه بر روش تاریخ شفاهی، پرده از تحمیل سیاست‌های ضدفرهنگی رضاشاه از جمله فرمان اجباری شدن لباس متحدالشکل، استفاده از کلاه شاپو و قانون کشف حجاب برمی‌دارد. 
مهدی عشقی رضوانی با اشاره به جرقه اولیه نگارش این کتاب گفت: جرقه اولیه این کتاب، درست از یک خلأ بزرگ شکل گرفت؛ خلأیی که سال‌ها مرا آزار می‌داد. وقتی در حرم امام رضا (ع) قدم می‌زنم، این پرسش برایم پیش می‌آید که چرا شهری با این عظمت تمدنی و معنوی، روایت درخوری از یکی از تلخ‌ترین وقایع خود در دوره پهلوی اول ندارد؟ پاسخ ساده بود؛ خفقان سنگینی که رضاخان بلافاصله پس از ۲۱تیر ۱۳۱۴ بر فضای کشور تحمیل کرد. او نه‌تنها با وحشیانه‌ترین شکل ممکن دست به سرکوب مردم زد بلکه با سانسور گسترده، هرگونه نقل این ماجرا را ممنوع اعلام کرد. مردم جرأت نداشتند حتی در خلوت خود، حرفی از کشتار مسجد گوهرشاد بر زبان بیاورند، چه رسد به این‌که روایتی از آن را برای نسل بعد بازگو کنند. 
او ادامه داد: مهم‌ترین انگیزه‌ام، بازخوانی یکی از جنایات پهلوی اول در قامت یک شهر تمدنی مثل مشهد بود؛ شهری که مهد علم، ادب و دیانت بوده و بازخوانی این فاجعه در متن آن، آشکار کردن این تناقض است که این شهر چگونه قربانی یک مدرنیسم زورکی و نظامی‌گری شد. عامل مهم دیگر، توجه ویژه به مردم در روایت تاریخ معاصر بود. من به این باور رسیدم که مردم عادی نه فقط تماشاگران تاریخ بلکه سند‌های زنده‌ای هستند که حافظه‌ای از جنس سینه به سینه را با خود حمل می‌کنند. این روایت‌های شفاهی از پایین و از دل کوچه پس‌کوچه‌های مشهد بیرون آمده‌اند. به همین دلیل وقتی با اولین راوی پیر مواجه شدم که با اشک و لرزش صدا از روزی گفت که حجاب مادرش را جلوی چشمانش با زور سرنیزه برداشتند، فهمیدم این صداها، اسنادی زنده‌تر و معتبرتر از هر گزارش اداری هستند. 
 جزئیات بی‌رحمانه از دفن زنده‌ها در گودال‌های کوهسنگی 
نویسنده کتاب گزارش یک قتل عام درباره تکان‌دهنده‌ترین روایت در میان این ۱۶گفت‌وگو توضیح داد: واقعا انتخاب یک روایت دشوار است. چون هر یک از آنها، دریچه‌ای به گوشه‌ای سنگین از این فاجعه باز می‌کند، اما اگر بخواهم یکی را برجسته کنم، سراغ روایت حاج محمد نصرالله‌زاده می‌روم که در زمان واقعه ۲۰ساله بوده است. او تعریف می‌کند که شب حمله، حدودا ساعت ۱۲:۱۵ نیمه‌شب از مسجد بیرون می‌آید و به‌محض این‌که سرش را روی بالش می‌گذارد، مشهد را صدای «یا حسین» و سپس رگبار مسلسل‌ها برمی‌دارد.
 او افزود: آنچه مرا عمیقا تحت تاثیر قرار داد، جزئیات بی‌رحمانه صبح پس از فاجعه است که از زبان راویان دیگر هم تکرار شده؛ این‌که صبح که بیرون آمدند، مسجد مملو از خون بود و تکه‌هایی از گوشت بدن مردم کنده شده و به دیوار‌ها چسبیده بود. یا روایت دلخراش‌تر از زبان حاج غلامرضا رجبی از قول پدرش که می‌گفت عده‌ای از آنها که دفن شدند، هنوز جان داشتند. در کوهسنگی، جایی بین دو کوه را گود کرده بودند و مرده‌ها را آنجا دفن می‌کردند. بعضی‌ها را که هنوز جان داشتند و حرف می‌زدند، در گودال انداختند و روی‌شان خاک ریختند. اینها نشان می‌داد با یک قتل عام حساب شده روبه‌رو بودیم که در آن حتی زنده‌ها هم به۱‌حساب مرده‌ها دفن می‌شدند تا هیچ اثری باقی نماند. 
 راستی‌آزمایی خاطرات و تکیه بر قاعده تواتر 
عشقی رضوانی درخصوص چگونگی عبور از چالش فراموشی یا غلو به‌دلیل کهولت سن راویان تشریح کرد: در مقدمه کتاب به‌صراحت اشاره کرده‌ایم که برای اطمینان از صحت نقل‌ها، همه مصاحبه‌ها از حیث تاریخی بررسی شده و موارد ناشی از فراموشی یا غلو، با انطباق با مستندات منابع معتبر تاریخی شناسایی و در پاورقی ذکر شده است. همچنین تاکید کردیم که تکرار یک روایت در چند مصاحبه متفاوت (همان قاعده تواتر) سندیت نقل را تحکیم می‌بخشد؛ ضمن این‌که هیچ ادعایی بر صحت تمام نقل‌ها نداریم و مطالعه سایر منابع را الزامی می‌دانیم. او درباره اهمیت قاعده تواتر افزود: با وجود نقل‌های مختلف و گاه نزدیک به هم در مصاحبه‌ها، از حذف آنها پرهیز کرده‌ایم تا سندیت نقل را تحکیم ببخشیم. این همپوشانی‌ها نشان می‌دهد راویان مستقل از هم، یک حقیقت واحد را بازگو می‌کنند. برای مثال روایت دفن مجروحان زنده در گودال‌های کوهسنگی یا تصویر جوی‌های پر از خون مسجد، در چند مصاحبه با فاصله زمانی و بدون هماهنگی تکرار شده که اعتبار این وقایع را برای ما دوچندان کرد. 
 تجدد همراه با زور اسلحه و تحمیل ذلت 
این نویسنده به تضاد میان شعار‌های شیک رضاخان و واقعیت ملموس در زندگی مردم پرداخت و گفت: راویان کتاب، تصویری از خشونت نهادینه شده ارائه می‌دهند که در آن شعار‌های تجدد و آزادی با سرنیزه و قیچی عمامه‌بری پیاده می‌شود. یک راوی می‌گوید ماموران چادر مادرش را در کوچه کشیدند و برادرش که سرباز بود، به جان پاسبان افتاد. راوی دیگر نقل می‌کند که پدربزرگش با همان لباس روحانی در مغازه‌اش نشسته بود و ماموران عمامه از سرش برداشتند و قبایش را از وسط قیچی کردند. او دو ماه بعد بر اثر غصه مرد. این روایت‌ها نشان می‌دهد آنچه رخ داد، نه پیشرفت بلکه تحقیر یک ملت با پوتین‌های نظامی بود؛ تجددی که با زور اسلحه و تحمیل ذلت، هیچ نسبتی با آزادی واقعی نداشت. 
او با اشاره به انتشار این کتاب به مناسبت هفته عفاف و حجاب و پیام آن برای نسل جوان تاکید کرد: این کتاب به نسل جوان امروز نشان می‌دهد ریشه‌های انقلاب اسلامی و مقاومت در برابر استبداد، به واقعه‌ای، چون مسجد گوهرشاد بازمی‌گردد که مردم مومن و انقلابی مشهد، در دفاع از حجاب و شریعت در برابر مدرنیسم زورکی رضاخانی جانفشانی کردند. امام خمینی (ره) همواره از این واقعه به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزات اسلامی یاد می‌کردند و امروز نیز نسل جوان باید بداند عزت و استقلال ایران، مرهون ایستادگی در برابر قدرت‌های مستبد و حفظ ارزش‌های الهی است. 
 خروج صدا‌های خاموش از لابه‌لای سانسور تاریخ 
نویسنده کتاب گزارش یک قتل عام درباره اهمیت پرداختن به این موضوع خاطرنشان کرد: پرداختن به واقعه گوهرشاد از روحیاتی است که این حادثه، الگوی مقاومت مردمی در برابر استبداد تحمیلی را ترسیم می‌کند. ناگفته‌های این واقعه، در سینه بازماندگانی مانده بود که هرگز در تاریخ‌نگاری رسمی جایی نداشتند و قالب تاریخ شفاهی توانست این صدا‌های خاموش را از لابه‌لای خاطرات بیرون بکشد. کتاب نشان می‌دهد چگونه یک جنایت بزرگ با سانسور و خفقان، از حافظه جمعی زدوده شد و امروز بازخوانی آن تاکیدی بر این حقیقت است که حقیقت تاریخی، هرچند با تأخیر راه خود را به روشنایی باز خواهد کرد. عشقی رضوانی در پایان با تشریح پشت صحنه فرساینده تولید این اثر و چالش‌های اجرایی آن گفت: جمع‌آوری خاطرات قیام مسجد گوهرشاد و کشف حجاب رضاخانی سه سال طول کشید که در این مسیر بیش از ۱۰۰۰مصاحبه انجام شد و در نهایت ۱۶گفت‌وگوی برگزیده راهی نشر شد. بزرگ‌ترین چالش، یافتن راویانی بود که با وجود کهولت سن، همچنان حافظه‌ای روشن داشته باشند چراکه بسیاری از شاهدان عینی، یا در قید حیات نبودند یا خاطرات‌شان در هاله‌ای از فراموشی فرو رفته بود. ناامیدکننده‌ترین لحظه زمانی بود که یکی از راویان کلیدی، تنها چند روز پس از مصاحبه از دنیا رفت و فهمیدیم چه گنجینه‌هایی از تاریخ را با خود به گور برد، اما همین احساس مسئولیت بود که ما را به ادامه دادن واداشت تا گوشه‌ای از این حافظه در حال نابودی را برای نسل‌های آینده ماندگار کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها