روایت شاهدان عینی از قیام گوهرشاد

مشروح گفتگو با نویسنده کتاب گزارش یک قتل عام
کتاب «گزارش یک قتل‌عام» نوشته مهدی عشقی رضوانی، روایتی مبتنی بر تاریخ شفاهی از واقعه خونین مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۱۴ است. این کتاب که به‌تازگی از سوی انتشارات «راه‌یار» منتشر شده، حاصل سه سال پژوهش و انجام بیش از یک‌هزار مصاحبه میدانی است که در نهایت، ۱۶ گفت‌وگوی برگزیده با شاهدان عینی و معمران مرتبط با این واقعه در آن انتشار یافته است.
کد خبر: ۱۵۵۹۹۸۵
نویسنده الناز برکاتی / نویسنده

به گزارش جام جم آنلاین این اثر می‌کوشد با ثبت و بازخوانی خاطرات بازماندگان، تصویری از پیامد‌های سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی دوره پهلوی اول، از جمله اجباری‌شدن لباس متحدالشکل، استفاده از کلاه شاپو و زمینه‌های اجرای سیاست کشف حجاب ارائه کند. نویسنده در این کتاب، روایت‌های شفاهی را در کنار منابع و اسناد تاریخی قرار داده و تلاش کرده است بخشی از حافظه مردمی مشهد درباره واقعه مسجد گوهرشاد را ثبت کند.


مهدی عشقی رضوانی درباره انگیزه نگارش این کتاب گفت که ایده اولیه آن از احساس یک خلأ تاریخی شکل گرفته است؛ خلأیی که به گفته او، در روایت وقایع دوره پهلوی اول در شهر مشهد وجود داشت. وی اظهار کرد: مشهد با وجود پیشینه تمدنی، فرهنگی و معنوی خود، روایت درخور و جامعی از یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ معاصر این شهر نداشت. به گفته نویسنده، فضای امنیتی و محدودیت‌های ایجادشده پس از واقعه ۲۱ تیر ۱۳۱۴، امکان بازگویی عمومی این حادثه را برای سال‌ها از میان برد. او معتقد است سرکوب واقعه مسجد گوهرشاد تنها به برخورد نظامی محدود نماند و سانسور گسترده، مانع از انتقال آزادانه خاطرات آن به نسل‌های بعد شد.


عشقی رضوانی توجه به نقش مردم عادی در روایت تاریخ را یکی دیگر از انگیزه‌های اصلی خود برای تدوین این اثر دانست و گفت: مردم فقط تماشاگران تاریخ نیستند، بلکه می‌توانند حاملان بخشی از حافظه تاریخی جامعه باشند. خاطرات ثبت‌شده در این کتاب از دل محله‌ها و خانواده‌های قدیمی مشهد به دست آمده‌اند و روایتی از پایین، در کنار تاریخ‌نگاری رسمی، ارائه می‌کنند.
وی افزود نخستین مواجهه با راویانی که از تجربه‌های شخصی و خانوادگی خود در دوره اجرای سیاست‌های فرهنگی رضاشاه سخن می‌گفتند، اهمیت ثبت این خاطرات را برای او آشکارتر کرد. به گفته نویسنده، برخی از راویان از برخورد مأموران با پوشش زنان، برداشتن عمامه روحانیان و اجبار مردم به تغییر لباس سخن گفته‌اند؛ خاطراتی که سال‌ها به‌صورت شفاهی در خانواده‌ها باقی مانده بود.

 


روایت دفن مجروحان در گودال‌های کوهسنگی
نویسنده «گزارش یک قتل‌عام» درباره یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های کتاب، به خاطرات «حاج محمد نصرالله‌زاده» اشاره کرد؛ فردی که هنگام وقوع حادثه حدود ۲۰ سال داشت. براساس روایت او، شب حمله و پس از خروج از مسجد، صدای فریاد مردم و سپس رگبار مسلسل‌ها در بخش‌هایی از مشهد شنیده شد.
عشقی رضوانی همچنین به روایت‌های مربوط به صبح پس از حادثه اشاره کرد و گفت که برخی مصاحبه‌شوندگان از وجود خون و آثار به‌جامانده از تیراندازی در محوطه مسجد سخن گفته‌اند. در بخش دیگری از کتاب نیز «حاج غلامرضا رجبی» به نقل از پدرش، مدعی شده است که تعدادی از مجروحان در حالی که هنوز علائم حیات داشتند، همراه با جان‌باختگان به گودال‌هایی در محدوده کوهسنگی منتقل و دفن شدند.
به گفته نویسنده، ادعای دفن برخی مجروحان در گودال‌های کوهسنگی در شماری از مصاحبه‌ها تکرار شده است. او این هم‌پوشانی را یکی از قرائن قابل‌توجه در بررسی روایت‌های شفاهی دانست، هرچند تأکید کرد که ادعا‌های مطرح‌شده در خاطرات باید در کنار دیگر اسناد و منابع تاریخی مطالعه شوند.

 


راستی‌آزمایی روایت‌ها با اسناد تاریخی
عشقی رضوانی درباره شیوه ارزیابی خاطرات راویان توضیح داد که تمامی مصاحبه‌ها از نظر تاریخی بررسی شده‌اند و مواردی که احتمال داده شده ناشی از فراموشی، جابه‌جایی زمانی یا اغراق باشند، با منابع معتبر تطبیق داده شده‌اند. به گفته او، توضیحات لازم درباره برخی اختلاف‌ها نیز در پاورقی‌های کتاب آمده است.
نویسنده با اشاره به کهولت سن بسیاری از مصاحبه‌شوندگان گفت که نمی‌توان همه جزئیات نقل‌شده در خاطرات شفاهی را بدون بررسی پذیرفت. از همین رو، تدوین‌کنندگان کتاب ضمن ثبت روایت‌ها، آنها را با اسناد و منابع موجود مقایسه کرده‌اند و ادعایی مبنی بر صحت قطعی تمام نقل‌ها ندارند.
او «تواتر روایی» را یکی از روش‌های مورد استفاده در این پژوهش معرفی کرد و افزود: تکرار یک روایت در مصاحبه‌های مستقل می‌تواند به سنجش اعتبار آن کمک کند. به همین دلیل، روایت‌های مشابه از متن کتاب حذف نشده‌اند تا خواننده امکان مشاهده هم‌پوشانی‌ها و تفاوت‌های موجود میان خاطرات را داشته باشد.
به گفته عشقی رضوانی، موضوعاتی مانند انتقال جان‌باختگان و مجروحان به گودال‌های اطراف کوهسنگی یا مشاهده خون در بخش‌هایی از مسجد، در چند مصاحبه مستقل تکرار شده‌اند. با این حال، او مطالعه این خاطرات در کنار اسناد مکتوب و پژوهش‌های تاریخی دیگر را برای دستیابی به تصویری دقیق‌تر ضروری دانست.

 

گفتگو با نویسنده کتاب گزارش یک قتل عام


بازتاب سیاست‌های فرهنگی پهلوی اول در خاطرات مردم
بخشی از کتاب «گزارش یک قتل‌عام» به تجربه مردم از سیاست‌های فرهنگی دوره پهلوی اول اختصاص دارد. راویان در این بخش از نحوه اجرای قانون لباس متحدالشکل، استفاده اجباری از کلاه شاپو، برخورد با پوشش سنتی زنان و محدودیت‌های ایجادشده برای روحانیان سخن گفته‌اند.
در یکی از خاطرات، راوی از برخورد مأموران با چادر مادرش در یکی از خیابان‌های مشهد می‌گوید. راوی دیگری نیز نقل کرده است که مأموران عمامه پدربزرگش را از سر برداشتند و لباس او را قیچی کردند؛ اتفاقی که به گفته وی، تأثیر روحی شدیدی بر این فرد گذاشت.
نویسنده معتقد است مجموعه این خاطرات، تصویری از اجرای آمرانه برنامه‌های نوسازی اجتماعی در دوره رضاشاه ارائه می‌دهد. از نگاه او، آنچه در این روایت‌ها برجسته است، نه اصل تغییرات اجتماعی، بلکه استفاده از ابزار‌های قهری و نظامی برای تحمیل الگو‌های مورد نظر حکومت بر جامعه است.

 


ثبت صدا‌های خاموش در قالب تاریخ شفاهی
عشقی رضوانی درباره اهمیت پرداختن به واقعه مسجد گوهرشاد گفت که بسیاری از جزئیات این حادثه در تاریخ‌نگاری رسمی ثبت نشده و تنها در حافظه بازماندگان و خانواده‌های آنان باقی مانده بود. به گفته او، تاریخ شفاهی این امکان را فراهم می‌کند که تجربه گروه‌هایی که در اسناد اداری حضور ندارند، ثبت و بررسی شود.
وی افزود: بازخوانی واقعه گوهرشاد از آن جهت اهمیت دارد که نحوه مواجهه بخشی از جامعه با سیاست‌های تحمیلی حکومت را نشان می‌دهد. همچنین بررسی سکوت ایجادشده پیرامون این حادثه، می‌تواند به شناخت سازوکار‌های سانسور و فراموشی تاریخی کمک کند.
نویسنده «گزارش یک قتل‌عام» تأکید کرد که خاطرات شفاهی به‌تنهایی جایگزین اسناد تاریخی نیستند، اما می‌توانند زوایای کمتر دیده‌شده وقایع را آشکار کنند. از این منظر، روایت شاهدان و خانواده‌های درگیر در واقعه، بخشی از مواد اولیه پژوهش تاریخی محسوب می‌شود که باید در کنار گزارش‌های رسمی، اسناد دولتی و تحقیقات دانشگاهی قرار گیرد.

 


سه سال پژوهش برای ثبت ۱۶ روایت برگزیده
به گفته عشقی رضوانی، فرایند جمع‌آوری خاطرات مرتبط با واقعه مسجد گوهرشاد و سیاست کشف حجاب در دوره رضاشاه، حدود سه سال به طول انجامیده است. پژوهشگران در این مدت بیش از یک‌هزار مصاحبه انجام داده‌اند و از میان آنها، ۱۶ گفت‌و‌گو برای انتشار در کتاب انتخاب شده است.
او یافتن راویانی با حافظه روشن را مهم‌ترین چالش اجرایی این پروژه دانست و گفت که بسیاری از شاهدان عینی در قید حیات نبودند و شماری دیگر نیز به دلیل کهولت سن، بخش‌هایی از خاطرات خود را فراموش کرده بودند. این شرایط، ضرورت تطبیق روایت‌ها با منابع تاریخی و مصاحبه با اعضای خانواده شاهدان را افزایش می‌داد.
عشقی رضوانی یکی از دشوارترین لحظات اجرای این طرح را درگذشت یکی از راویان، تنها چند روز پس از انجام مصاحبه، عنوان کرد. به گفته او، این اتفاق نشان داد که بخشی از حافظه شفاهی مرتبط با تاریخ معاصر ایران در معرض نابودی قرار دارد و ثبت خاطرات باقی‌مانده باید با سرعت و دقت بیشتری دنبال شود.
کتاب «گزارش یک قتل‌عام» در نهایت تلاش دارد با انتشار روایت‌های شاهدان و معمران، بخشی از حافظه شفاهی واقعه مسجد گوهرشاد را حفظ کند. این اثر، در کنار بازگویی تجربه‌های شخصی راویان، بر ضرورت راستی‌آزمایی خاطرات، مقایسه آنها با اسناد تاریخی و توجه به روایت مردم عادی در مطالعه تاریخ معاصر ایران تأکید دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها