آنچه امروز پیش روی اقتصاد ایران قرار دارد، فرصتی است که میتواند از دل یک بحران، زمینهساز تحول و نوسازی بخش صنعت شود. اگر فرآیند بازسازی صرفا به بازگرداندن واحدها به وضعیت پیش از آسیب محدود شود، بخش مهمی از این فرصت از دست خواهد رفت. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد بازسازی موفق، همواره با نوسازی فناوری، ارتقای بهرهوری و افزایش توان رقابتپذیری صنایع همراه بوده است. بسیاری از واحدهای تولیدی کشور پیش از بروز خسارت نیز با چالشهایی همچون فرسودگی تجهیزات، مصرف بالای انرژی، محدودیتهای فناوری و کاهش بهرهوری روبهرو بودند. از این رو امروز زمان آن رسیده که بازسازی با نگاهی آیندهنگر انجام شود و سرمایهگذاریها بهسمت ایجاد کارخانههایی هوشمندتر، کممصرفتر و رقابتپذیرتر هدایت شوند. البته تحقق این هدف تنها با تامین منابع مالی امکانپذیر نیست. کاهش بروکراسی، تسهیل واردات ماشینآلات و تجهیزات مورد نیاز، تامین پایدار انرژی، دسترسی آسان به مواد اولیه و حمایت هدفمند از تولیدکنندگان، حلقههای مکمل این زنجیره هستند. همچنین مشارکت بخش خصوصی، بانکها و صندوقهای توسعهای میتواند سرعت بازسازی را افزایش داده و فشار بر منابع عمومی دولت را کاهش دهد. در کنار این موارد، حفظ اشتغال نیز اهمیت ویژهای دارد. هر واحد صنعتی که سریعتر به مدار تولید بازگردد، علاوه بر حفظ فرصتهای شغلی موجود، از اختلال در زنجیره تامین سایر صنایع نیز جلوگیری خواهد کرد. از این منظر، بازسازی صنایع تنها یک پروژه اقتصادی نیست بلکه اقدامی درراستای حفظ ثبات اجتماعی و تقویت تابآوری اقتصاد کشور محسوب میشود. امروز بیش از هر زمان دیگری، صنعت ایران به برنامهای نیاز دارد که بازسازی را با نوسازی پیوند بزند. اگر این دو در کنار یکدیگر دنبال شوند، میتوان امیدوار بود علاوه بر پرداختها، آغازگر فصل تازه برای ارتقای توان تولید، افزایش بهرهوری و تقویت جایگاه صنعت ایران در بازارهای داخلی و خارجی باشد.