توطئه خانوادگی برای قتل مرد ایرانی_آلمانی

راز ناپدید شدن مرد ایرانی‌_‌آلمانی زمانی فاش شد که کارآگاهان در جریان بررسی یک پرونده فقدانی، به اختلافات مالی و خانوادگی دو برادر رسیدند. تحقیقات نشان داد مرد جوان پس از درگیری با برادر خود در خانه مادرشان به قتل رسیده و جسدش برای از بین بردن آثار جنایت به حاشیه تهران منتقل و سوزانده شده است؛ جنایتی خانوادگی که پای مادر خانواده و دوست متهم اصلی را نیز به دادگاه کیفری باز کرد. 
راز ناپدید شدن مرد ایرانی‌_‌آلمانی زمانی فاش شد که کارآگاهان در جریان بررسی یک پرونده فقدانی، به اختلافات مالی و خانوادگی دو برادر رسیدند. تحقیقات نشان داد مرد جوان پس از درگیری با برادر خود در خانه مادرشان به قتل رسیده و جسدش برای از بین بردن آثار جنایت به حاشیه تهران منتقل و سوزانده شده است؛ جنایتی خانوادگی که پای مادر خانواده و دوست متهم اصلی را نیز به دادگاه کیفری باز کرد. 
کد خبر: ۱۵۵۳۴۱۲
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از خرداد سال گذشته و با گزارش ناپدید شدن مرموز مردی میانسال در غرب تهران آغاز شد. زن سالخورده‌ای با اضطراب وارد اداره پلیس شد و به مأموران گفت: پسرم داریوش چند روز قبل از آلمان به ایران آمد اما ناپدید شد. تلفنش خاموش است و هیچ خبری از او نداریم. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد داریوش سال‌ها همراه برادرش سعید در آلمان زندگی می‌کرده و آنها در آنجا رستورانی مشترک داشته‌اند. در ادامه مشخص شد سعید نیز مدتی قبل به ایران بازگشته اما مادر خانواده هنگام اعلام فقدان، اشاره‌ای به حضور او در تهران نکرده است. تحقیقات بعدی حکایت از آن داشت که اختلافات مالی شدیدی میان دو برادر وجود داشته است. آنها علاوه بر شراکت در رستوران، بر سر املاک به‌جا مانده از پدرشان در تهران نیز با یکدیگر اختلاف داشتند. بررسی‌های پلیسی نشان می‌داد داریوش پیش از ناپدید شدن، در حال پیگیری انتقال بخشی از املاک پدری بوده و همین موضوع باعث خشم سعید شده است. 
کارآگاهان با ردیابی تلفن همراه مقتول دریافتند آخرین نقطه‌ای که داریوش پیش از خاموش شدن گوشی‌اش در آن حضور داشته، خانه مادرش در غرب تهران بوده است. از سوی دیگر تناقض‌گویی اعضای خانواده و سکوت آنها درباره رفت‌وآمدهای روز حادثه، فرضیه جنایت خانوادگی را پررنگ‌تر کرد.  تیم جنایی با بازبینی دوربین‌های مداربسته ساختمان مادر مقتول به سرنخ مهمی رسید. تصاویر نشان می‌داد سعید همراه دوستش کامران روز حادثه وارد ساختمان شده‌اند و چند ساعت بعد  محل را ترک کرده‌اند. چند بار وسایلی را میان ساختمان و خودرو جابه‌جا می‌کردند و رفتارشان کاملا غیرعادی بود. مأموران داخل خانه را بررسی کردند. فرش‌های پذیرایی به تازگی شسته شده بود و آثار جابه‌جایی برخی وسایل به چشم می‌خورد. یکی از کاناپه‌های خانه ناپدید شده بود. سعید، مادرش و کامران بازداشت شدند و در بازجویی‌هاهرگونه اطلاع از سرنوشت داریوش را انکار کردند اما سرانجام سکوت سعید را شکست. او ابتدا ادعا کرد داریوش در حال کتک زدن مادرش بوده و برای دفاع از او مرتکب قتل شده است؛ موضوعی که با شواهد موجود در ماجرا تناقض داشت و مجبور شد واقعیت را بگوید: من و داریوش در آلمان با هم رستوران داشتیم اما اختلافات مالی‌مان شدید شده بود. او قبل از من به تهران آمد تا کارهای مربوط به املاک پدری را انجام دهد و همین باعث عصبانیت من شد. احساس می‌کردم می‌خواهد سهم بیشتری برای خودش بردارد. سعید ادامه داد: روز حادثه همراه دوستم کامران به خانه مادرم رفتیم. ابتدا صحبت می‌کردیم اما کم‌کم بحث‌مان بالا گرفت. داریوش عصبانی شد و ساطوری برداشت تا به من حمله کند. چاقوی آشپزخانه را برداشتم و در درگیری به او ضربه زدم. وقتی روی زمین افتاد فهمیدم مرده است. 
متهم درباره پنهان کردن جسد نیز گفت: بعد از قتل، من و کامران جسد را داخل پتو پیچیدیم. بعد آن را داخل صندوق عقب ماشین گذاشتیم و چند ساعت در اطراف تهران چرخیدیم تا جایی مناسب پیدا کنیم. به منطقه وردیج رفتیم و آنجا جسد را با استفاده از بنزین، چوب و بخشی از وسایل خانه آتش زدیم تا اثری از آن باقی نمانداو همچنین اعتراف کرد که پس از بازگشت به خانه، از مادرش خواسته به پلیس مراجعه کند و ناپدید شدن داریوش را گزارش دهد تا مسیر تحقیقات منحرف شود. سعید گفت: تصمیم داشتم املاک را بفروشم و برای همیشه از ایران خارج شوم اما دستگیر شدم. پس از این اعترافات، مأموران راهی محلی شدند که متهم مدعی بود جسد را آنجا سوزانده‌ اما به‌دلیل شدت سوختگی و وزش باد در منطقه، اثری از پیکر مقتول به‌دست نیامد. با این حال، شواهد فنی، تصاویر دوربین‌ها، اظهارات متهم و بررسی‌های کارشناسی برای ادامه روند قضایی کافی بود. با تکمیل تحقیقات، برای سعید به اتهام قتل عمد، برای کامران به اتهام معاونت در قتل و برای مادر خانواده به اتهام پنهان کردن ادله جرم کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. 
در جلسه محاکمه در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران، ابتدا مادر خانواده در جایگاه ایستاد و اتهامش را رد کرد و گفت: آخرین بار پسرم را شب حادثه دیدم. چند بطری مشروب کنار مبل گذاشته بود و می‌خواست به عروسی برود. بعد هم دیگر خبری از او نشد. 
رئیس دادگاه از او پرسید: چرا سه روز بعد از ناپدید شدن پسرتان موضوع را به پلیس اطلاع دادید؟ 
زن سالخورده پاسخ داد: داریوش همیشه بی‌خبر سفر می‌رفت. یک بار چهار سال به ژاپن رفت و کسی نمی‌دانست کجاست. فکر کردم شاید پیش همسر یا فرزندش رفته باشد.  
قاضی دوباره پرسید: وقتی به ژاپن رفت هم شکایت کردید؟  
زن پاسخ داد: نه، آن زمان از طریق دوستانش از او خبر داشتیم و نگران نشدیم.  
سپس کامران در جایگاه قرار گرفت و با رد اتهامش گفت: اعترافات قبلی‌ام تحت فشار بازجویی بوده. فقط ماشینم را در اختیار سعید گذاشتم و نمی‌دانستم قصد دارد با آن جسد منتقل کند. اما نماینده دادستان با اعتراض به دفاعیات او گفت: بررسی آنتن‌های تلفن همراه نشان می‌دهد کامران و سعید در تمام ساعات روز حادثه کنار هم بوده‌اند. همچنین سعید در مراحل مختلف تحقیقات به صراحت گفته که کامران در انتقال جسد همکاری مستقیم داشته است. 
نماینده دادستان ادامه داد: طبق اعترافات متهم اصلی، کامران دست‌های مقتول را گرفته و هر دو با هم جسد را داخل پتو پیچیده‌اند. آنها حتی تشک و کاناپه‌ای را که آثار جرم روی آن بود داخل خودرو گذاشته و به محل آتش زدن جسد منتقل کرده‌اند تا همه آثار جنایت را از بین ببرند. 
کامران در ادامه دفاعیاتش و در واکنش به اظهارات نماینده دادستان گفت: ماشینم را ماهی یک‌بار می‌شویم و خونی که در ماشین پیدا شد مربوط به مرغی بود که چند روز قبل خریدم. روز حادثه تا ساعت ۹شب باشگاه بودم و بعد از آن به خانه رفتم. اعترافات قبلی‌ام تحت فشار بازجویی بوده است. 
رئیس دادگاه سپس از سعید خواست در جایگاه متهم قرار بگیرد که او اتهام قتل عمدی را رد کرد و گفت: من و برادرم مشکلی با هم نداشتیم .او در آلمان به من خیلی کمک کرد و خرجم را می‌داد. وقتی مادرمان بازداشت شد به‌خاطر او تصمیم به اعتراف گرفتم. می‌خواستم با این کار باعث آزادی مادرم شوم. برادرم در آلمان تغییر دین داده و با دختری آلمانی در کلیسا ازدواج کرده بود.  
رئیس دادگاه پرسید: مدرکی برای تایید ادعایت داری، که متهم به قتل گفت: نه، اما می‌توانید استعلام بگیرید.  
رئیس دادگاه گفت: برادرت نیازی به پناهندگی نداشته که بخواهد برای آن ازدواج کند یا تغییر دین دهد، که متهم به قتل در این باره گفت: بله، او اقامت داشت و من هم اقامت تحصیلی گرفتم. 
در پایان جلسه، قضات پس از استماع دفاعیات متهمان، اظهارات وکلای آنها و توضیحات نماینده دادستان، ختم رسیدگی را اعلام کردند تا درباره سرنوشت متهمان تصمیم‌گیری شود.
newsQrCode
برچسب ها: توطئه خانوادگی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها