جام جم آنلاین – پروژه استقلال با ساپینتو باز هم شکست خورد. شکست اینبار در آسیا بود، سه بر دو مقابل الحسین امارات. از مدتها قبل به استقلال تلنگر زده میشد، اما گوش شنوایی وجود نداشت. ساپینتو هم همان بود، همیشگی و بدون تغییر. پر از نوسان و پر از جوش و خروش بی فایده. او باز هم نتوانست استقلال را به ساحل موفقیت برساند.
از درون فروپاشیده!
ریکاردو ساپینتو همان روز اول حضورش روی نیمکت استقلال نه حاشیه امنیت داشت و نه آرامش ذهنی. او آمد تا تیم را برنده کند، اما هرگز موفق نشد از استقلال چهره یک تیم برنده و باثبات بسازد. تیم او هویت تاکتیکی نداشت و هرگز موفق نشد دل هوادارانش را به دست بیاورد.
در تقابل با الحسین اردن استقلال هرچه داشت رو کرد و به آب و آتش زد. بازیکنان دوندگی کردند، تلاش کردند بازی را برگردانند، اما به در بسته خوردند. دلیلش فقط قدرت حریف نبود؛ استقلال در این مسابقه از درون فروپاشیده به نظر میرسید. ضریب اشتباهات فردی بالا بود، تمرکز در لحظات حساس از دست میرفت و ساختار دفاعی تیم با کوچکترین فشار به هم میریخت. این همان استقلالی بود که ماههاست بین هیجان و بینظمی معلق مانده است.
ساپینتوی پرتنش
یکی از دلایل ناکامی استقلال را باید در رفتارهای مربی اش جستوجو کرد، مردی که هرگز آرام نشد و آرامش به تیمش نداد. او هرگز از گذشته درس نگرفت. شخصیت او همیشه با تنش، اعتراض و درگیری گره خورده است. کنار زمین مدام در حال فریاد زدن، اعتراض به داور، درگیری لفظی با نیمکت حریف و حتی در برخی مواقع ایجاد حاشیههای غیرضروری. این روحیه شاید در کوتاهمدت هیجان ایجاد کند، اما در بلندمدت تیم را فرسوده میکند. استقلال تحت هدایت او هیچوقت به ثبات نرسید. نه در نتایج، نه در ترکیب ثابت، نه در سبک بازی.
واقعیت این است که استقلالِ ساپینتو بیشتر یک تیم احساسی بود تا یک تیم برنامهمحور. وقتی جلو میافتد، تمرکز از دست میرود و انگار ترس بیشتری بابت از دست دادن همین نتیجه به اعضای تیم تزریق میشود. وقتی عقب هم میافتد بازی تبدیل به هجومهای بیبرنامه میشد. در همین دیدار با الحسین اردن هم همین اتفاق افتاد. تیم برای جبران نتیجه فشار آورد، اما این فشار از جنس همان بازی کردنهای احساسی بود تا تصمیمی برای فوتبال منطقی. خطوط استقلال در بیشتر دقایق مسابقه از هم فاصله میگرفتند، فضاها باز میشد و اشتباهات فردی یکی پس از دیگری رخ میداد.
ساپینتو منهای ستاره
یک واقعیت مهم درباره ساپینتو وجود دارد. او هرگز نمیتواند بدون ستارهها نتیجه بگیرد. استقلال بدون بازیکن سرشناس و ستاره نتیجه بگیر نیست. شگفت آنکه ساپینتو با وجود داشتن بازیکنی مثل آسانی هم نمیتواند تیمش را برنده از میدان خارج کند. به هر حال استقلال بیش از اندازه به درخششهای فردی وابسته است. شاید کمی اغراق آمیز به نظر برسد، اما در همین مسابقه اگر آسانی نبود شاید شکست استقلال سنگینتر میشد.
استقلالِ ساپینتو اگر ستاره داشته باشد خوب نتیجه میگیرد، اما اگر نداشته باشد زمین میخورد. تیم ساپینتو بدجوری زمین خورد. اما اینبار مقصر اصلی خود ساپینتو است.
نتیجه اعتماد بیش از اندازه
با آن سبقه و با آن رفتارهای غیرقابل کنترل چرا استقلال بیش از اندازه به ساپینتو اعتماد کرد؟ استقلالِ تحت هدایت ساپینتو از همان ماههای اول بازگشت او متزلزل نشان میداد. یکی از بزرگترین مشکلات استقلال در سه سال اخیر این است که هرگز نتوانست به ثبات برسد. نه موسیمانه که یکی از بدترین مربیان خارجی لیگ برتر است توانست آبیها را به ثبات برساند و نه انبوه مربیان بعد از او، از سهراب بختیاری زاده گرفته تا مجتبی جباری و حالا ساپینتو.
رفتارهای پرتنش کنار زمین، تعلیقها و محرومیتها زنگ خطر را به صدا درآورده بود. استقلال بیش از حد روی انرژی و شور ساپینتو حساب باز کرد و از عنصر ثبات غافل شد. در حالی که استقلال بیش از هر چیز به آرامش نیاز داشت.
اخبار جدایی ساپینتو حالا جدیتر از همیشه به گوش میرسد. نامهایی به عنوان جانشین احتمالی مطرح میشوند و فضای باشگاه دوباره در آستانه تغییر قرار گرفته است. اما مسئله فقط رفتن یا ماندن یک مربی نیست؛ مسئله پذیرش یک واقعیت است. واقعیتی که میگوید تاریخ مصرف ساپینتو در ایران به پایان رسیده است.
فرمولی که جواب نداد
ساپینتو برای استقلال یک فرمول ناشناخته بود. در دوره اول حضورش در استقلال تیم را تا آستانه قهرمانی برد، اما در نهایت آنچه مانع قهرمانی استقلال شد سلسله حوادثی بود که هم به اشتباهات داوری ارتباط داشت و هم به رفتارهای بی ثبات ساپینتو.
ساپینتو برای موفقیت در استقلال علاوه بر دانش فنی نیاز به آرامش و ثبات رفتاری داشت که البته هرگز نتوانست به آن دست پیدا کند. نتیجه هم این شد. ناکامی دوباره در آسیا. خوب میدانیم که استقلال در این فصل هم در لیگ برتر به جایی نخواهد رسید. البته که ساپینتو در به وجود آمدن این شرایط به تنهایی مقصر نیست. به هر حال ساپینتو بیشتر آتش بود تا آب؛ بیشتر هیجان بود تا ثبات.
آینده استقلال؛ قابل پیش بینی
برای استقلال که عادت به ناامید کردن هوادارانش دارد همه چیز قابل پیش بینی به نظر میرسد. در این شرایط چه اهمیتی دارد چه کسی جانشین ساپینتو میشود؟ اصلا چه اهمیتی دارد ساپینتو رفتنی است یا خیر و جانشین او ایرانی است یا خارجی؟ مهم این است که پشت پردهها تغییر نمیکنند و مدیریت به همان رویه به کار خود ادامه میدهد. استقلال قابل پیش بینی است. چه با ساپینتو و چی بی او همینطور بی ثبات و متزلزل به کار خود ادامه میدهد. این است عاقبت تیمی که تحت یک باشگاه با مدیریت بی ثبات به کار خود ادامه میدهد.