به گزارش خبرنگار جامجم، نیمه دوم اردیبهشت زنی بعد از خرید به خانهاش در ساختمانی در مرکز شهر تهران بازگشت. او هنگام ورود به ساختمان، متوجه بوی سوختگی شدید از خانه مرد ۵۵ساله همسایهشان شد. چند مرتبه در زد اما وقتی همسایه کسی جواب نداد، از آتشنشانی کمک خواست. امدادگران آمدند و شعلههای آتش را خاموش کردند. وسایل خانه بهشدت سوخته بود و جسد سوخته صاحبخانه هم در حمام پیدا شد. موضوع به بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران گزارش شد و با دستور وی، تحقیقات در دستور کار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. با شناسایی خانواده مقتول، معلوم شد او مربی تکواندو بوده و نمیدانستند چرا این اتفاق برایش افتاده و اینکه آیا با کسی اختلاف داشته یا نه. این در حالی بود که چند روز بعد پزشکیقانونی اعلام کرد این مرد قبل از آتشسوزی براثر ضربهای که به سرش اصابت کرده، فوت شده و کارشناسان آتشنشانی هم گفتند خانه به عمد آتش گرفته است.
ماموران این بار سراغ شاگردان و دوستان مقتول رفتند و از آنها جداگانه تحقیق کردند که مشخص شد مقتول با یکی از شاگردان قبلی خود بر سر معاملهای اختلاف مالی داشته است. این مرد بهعنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفت و شامگاه شانزدهم خرداد در مخفیگاهش بازداشت شد. متهم با انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران به تناقضگویی پرداخت تا اینکه روز بعد - یکشنبه - اعتراف کرد و در تشریح ماجرا گفت: سالها پیش در باشگاه با مقتول آشنا شدم و این رفاقت ادامه پیدا کرد. از من خواست اگر قصد سرمایهگذاری دارم با او همکاری کنم تا تجهیزات ورزشی به کشور وارد کند تا با فروش آن سود کنیم. قبول کردم و چهارمیلیارد تومان از سرمایهام را در اختیارش قرار دادم اما با گذشت چند ماه از این معامله او مدام امروز و فردا میکرد و خبری از تجهیزات ورزشی خارجی نبود. دیگر از این وضع خسته شدم و خواستم تا اصل پولم را پس دهد که حتی آن را هم نداد.
وی افزود: تصمیم گرفتم به دیدار او بروم و بخواهم پول را بدهد و بگویم در غیر این صورت از وی شکایت میکنم. آن شب به خانهاش رفتم و چند بار زنگ زدم اما جواب نداد. وقتی دیدم ورودی ساختمان باز است، وارد شدم و به سمت خانهاش رفتم. در را باز کرد و وقتی مرا دید، سعی کرد در را ببندد که موفق نشد. پایم را جلوی در گذاشته و به زور وارد شدم. طلبم را خواستم اما جواب درستی نداد. با هم گلاویز شدیم که هلش دادم، یکدفعه سمت دیوار پرت شد و محکم زمین افتاد.
متهم به قتل ادامه داد: همین ضربه باعث شد او بهشدت مصدوم شود. خواستم به اورژانس زنگ بزنم و کمک بخواهم که فهمیدم نبض ندارد، نفس نمیکشد و فوت کرده است. نمیدانستم باید چه کنم. دستپاچه شده بودم. جسد را به حمام برده و آنجا انداختم. دو روز بعد بازگشتم، الکل و بنزین بردم، روی وسایل و جسد پاشیدم و خانه را آتش زدم تا اثرانگشتم که در خانه مانده بود، مرا لو ندهد. بعد هم فرار کردم.
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی پایتخت با تأیید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف متهم به قتل، او در بازداشت بهسر میبرد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.