شکاف بین فرهنگ و مصرف
نگاهی به جریان شناسی مفسده چای

شکاف بین فرهنگ و مصرف

نگاهی به موضع غفلت‌انگیز روشنفکران به مسأله مقاومت فلسطین

ایران و مسأله فلسطین 

یقین و قطعیت، ولی فقیه معظم در پیروزی حتمی فلسطین و تعلق آینده به فلسطین و نه اسرائیل و حتمیت نابودی صهیونیسم فقط یک مرجعیت متقن ندارد، بلکه سبب‌ها و دلایل ایران در این باور، چندگانه است.
یقین و قطعیت، ولی فقیه معظم در پیروزی حتمی فلسطین و تعلق آینده به فلسطین و نه اسرائیل و حتمیت نابودی صهیونیسم فقط یک مرجعیت متقن ندارد، بلکه سبب‌ها و دلایل ایران در این باور، چندگانه است.
کد خبر: ۱۴۲۸۱۶۷
نویسنده احمد میراحسان - گروه فرهنگ و هنر

معرفت و ایمان به وعده الهی، عقل نوری و مستندات و مستدلات تاریخی و البته خبر‌های باطنی و الهامات الهی و شهود و یاری امام عصر (عج)، ولی و پیشوای حقیقی اهل ایمان و دانش دیگر. اما واقعا در ایران امروز، چه کسانی با فلسطین و چه کسانی با یهود پیرو شیطان متفرعن هستند؟ 

رابطه ایران و فلسطینیان با یک موضع ثابت تعریف‌پذیر نیست. در ایران پهلوی‌ها نوکر و دم انگلیس و اسرائیل بودند و مردم یار فلسطین که قبله اول مسلمانان است. مثلا از اولین مدارک بازمانده از دوران اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم، سندی است مربوط به فروغی او نخبه‌ای بی‌نظیر، اهل فلسفه، ادب و سیاست و ضمنا فراماسون بود و مجری سیاست‌های شیطانی استعماری در عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیری.

فلسطین غریب

 فلسطین، ماجرای غریبی دارد. گره‌خوردگی و پیوندی بی‌گسست از سوی مردم، از یک‌سو و تحول حکومت‌ها بنا به نسبت‌شان با مردم در زمان‌های مختلف و برخورد متفاوت گروه‌های مختلف روشنفکری چپ و راست در زمان‌های مختلف و بالاخره ماجرای انقلاب اسلامی و فلسطین از این جمله است. با همه حقیقت پوشیده و باطنی و غیبی انقلاب الهی و حقیقت روح‌اللهی بنیان‌گذار آن که از عبادا... المخلصین بود با قیام‌لله‌اش عصری را رقم زد از طنین تابان اسلام ناب محمدی در جهان و تأثیر انکارناپذیر و ماهوی بر فلسطین و تبدیلش از جنبش آزادیبخش سکولار به جهاد اسلامی.

در رابطه با فلسطین ما با چهار چهره ایران روبه‌روییم.
۱ ــ برخورد گوناگون انواع نخبگان ایران
۲ ــ برخورد عموم مردم
۳ ــ برخورد دولت‌های مختلف ایران و حکومت‌ها
۴ ــ برخورد انقلاب اسلامی 

دیدگاه نخبگان ایرانی به آرمان فلسطین

نخبگان ایران همواره یک گونه و با‌ثبات و وحدت به مسأله فلسطین ننگریستند و صاحب یک رأی نبودند. در میان آنان هم نواب صفوی روحانی پرشور انقلابی و هم محمدعلی فروغی وجود دارد که حتی پیش از تشکیل کشور اسرائیل، در‌صدد آن است که ارعاب برابر قدرت جهانی یهود و خواست انگلیس را عمومی کند. فروغی از باهوش‌ترین ایرانیان عصر خود بود که برای اجرای مطامع اربابان خود انگلیس و قدرت استعماری در ایران نقش مؤثری ایفا کرد. رفرمیست‌های غربگرای نولیبرال ایرانی با عنوان دیپلمات میانه رو از او نام می‌برند و این فریبی بیش نیست و ماهیت ایدئولوژیک و سیاسی موضع فروغی را که ریاست لژ فراماسونری ایران را به‌عهده داشت، می‌پوشاند. استدلال ماکیاولیستی او نه بر‌اساس حق، بلکه ملاحظات قدرت است. تازه معلوم نیست همین استدلال ظاهری برای مردم ایران چقدر سخن حقیقی اوست و چقدر به ملاحظه افکار عمومی ایران ضد‌تجاوز یهود در فلسطین و ضد‌اعلامیه بالفور برای گول‌زدن خواننده و شنونده بیان شده است. بدتر از همه موضع روزنامه ایرانی اصلاح‌طلب است که خود را به جهل می‌زند.

ماجرای یک خیانت

شاید یکی از مواردی که دولتمرد روشنفکر ایرانی ناچار از اعلام موضع در قبال بحران فلسطین شده است به مورد محمد‌علی فروغی در دوران حکومت پهلوی اول برگردد.
وقتی او در آخرین روز‌های ریاست بر شورای جامعه ملل در ژنو به‌طور ناگهانی با طرح قضایای فلسطین و دعوای عرب و یهود از سوی رئیس‌الوزرای انگلیس مواجه شد ... فروغی در گزارشی به تهران نظر خود را چنین ابراز می‌کند: «اینجانب ملاحظه کردم که با این گفتگو‌ها و با این‌که سرپرستی دولت انگلیس بر فلسطین با تضمین همین کانون یهود قبلا در جامعه ملل تصویب شده و با هوچی‌گری یهودی‌ها که فوق‌العاده در دنیا راه انداخته‌اند، مخالفت با یهود در جامعه (ملل) برای ما صورتی (خوش) ندارد. خاصه آن‌که متأسفانه افکار عمومی دنیا با یهود موافق‌تراست تا با اعراب. یهودی‌ها در آمریکا و اروپا همه مؤسسات مهمه و از جمله جراید را در دست دارند و مخالفت این جانب که هم‌آواز دیگری هم ندارم، جز این‌که سوء‌نظر دو عنصر قوی در دنیا یعنی دولت انگلیس و قوم یهود را نسبت به دولت و ملت ایران جلب کند، اثر دیگری نخواهد داشت».

فروغی درواقع نه با انگلیس که دارد با ملت ایران بازی می‌کند تا وظیفه‌اش را زیر نقاب دلسوزی برای برای ملت مسلمان و مظلوم به عنوان یک کشور اسلامی، اما کارگزار قدرت استعماری به انجام برساند و راه‌حلی را که در اصل راه منحوس بیانیه بالفور را هموار می‌کند، پیشنهاد می‌کند. زندگی عناصر مختلف با صلح! و در اصل اجرای نقشه یهودیت جهانی و انگلیس، خود فروغی هم اظهار می‌دارد: امید است دولت انگلیس که در اداره کردن مردم تجربه کامل دارد، برای آن مملکت هم رژیمی فکر کند که موجب امنیت و صلح و وفاق گردد ...

در این مواضع از پیش بردگی پذیرفته شده. روح تسلیم حاکم و راه و افسار به دست دشمن اسلام و مسلمانان یعنی انگلیس سپرده و رسمیت داده شده است. این موضع روشنفکر لیبرال و دولتمرد حرف‌شنوی انگلیس و نه اهل مقاومت است.

وارونه‌سازی روزنامه‌های مدعی

بقیه ماجرا چه بازی فروغی و سناریو و وانموده‌ای باشد، چه فهم شخصی فروغی که رسما به آن خیانت کرده، داستان او و روزنامه منبر شرق است که گویا به‌طور خصوصی به آن‌ها گفته، چون مقام رسمی دارد، آنان وارد شوند و بگویند منظور فروغی از درست کردن رژیمی که در فلسطین موجب امنیت شود، کنار نهادن اعلامیه بالفور بوده و این بازی سر نمی‌گیرد و منبر شرق در شماره بعد از امر فروغی پیروی نکرده و او با همان موضع رسمی‌اش شناخته می‌شود. این موضع از جمله خیانت روشنفکران همدست غرب می‌تواند به شمار آید، آن هم در وضعیتی که ملت ایران خلاف سرسپردگان انگلیس از اقدام شوم و برنامه‌های ضداسلامی سازمان جهانی یهود و قدرت‌های حامی یهودیان متنفر بود. زیرا عموم ایرانیان جز روشنفکران و حکومتگران، شیعیان دیندار و علاقه‌مند به قبله اول مسلمانان بودند. در آن زمان گسست بین روشنفکران غربگرا و حکومت با نظر مردم مؤمن ایران از همان آغاز کار و توطئه جهانی وجود داشت.

دیگر روشنفکران داس و چکش

البته همه روشنفکران جانب یهودیان اشغالگر نبودند. اول حزب توده به دنبال موضع اربابش شوروی جانب رژیم صهیونیستی را گرفت و بعد‌ها عده‌ای، چون خلیل ملکی که از استالینیسم بریده و در کیبوتص‌های اسرائیل رویای شکست کالخوز‌های استالینی را با نظام اجتماعی و دولتی رژیم اشغالگر قدس می‌دیدند، مدافع آن بودند و داریوش آشوری‌ها همصدا با داریوش همایون از رژیم صهیونیستی دفاع می‌کردند، اما آل‌احمد در بازگشت از راه ملکی موضع ضدصهیونیستی اتخاذ کرد. حزب توده در دوره استالین مدافع اسرائیل شد، ولی مارکسیست‌های سازمان جوانان پشت‌کرده به شوروی، مثل جزنی، پویان و احمدزاده و نیز اعضای بنیانگذار مجاهدین نظیر حنیف‌نژاد و دیگران ضد رژیم اشغالگر قدس و مدافع فلسطینی‌ها شدند، رابطه نزدیکی با عرفات و ابو جهاد برقرار کردند و هرگز تصور نمی‌کردند رجوی، عضدانلو و کل سازمان پادوی صهیونیست‌ها شوند. دکتر شریعتی، براهنی، سروش و اباذری نیز به مخالفت با رژیم غاصب صهیونیستی برخاستند، اما مردی‌ها و امروز بخشی از اصلاح‌طلبان و روشنفکران رفرمیست دوباره به موضع فروغی باز گشته تا جایی که منفورترین صهیونیست‌ها از اینان دفاع می‌کنند و دوستی دوسره است. 

روحانیت همیشه حامی مظلوم

در زمان پهلوی تا انقلاب اسلامی، پیگیرترین مدافع فلسطینی‌ها در ایران، روحانیت انقلابی و مراجع بزرگ و به‌ویژه امام خمینی (ره) و شاگردان ایشان بود. نقش آیت‌ا... میلانی و مراجع دیگر و آیت‌ا... منتظری و آیت‌ا... طالقانی مهم است. البته نفش شهید موسی صدر و شهید چمران و پیش از اینان نقش بی‌همتای شهید نواب صفوی و سفر به مرز سرزمین اشغال شده و نیز آیت‌ا... کاشانی و... برجسته و فراموش نشدنی و با تأثیر عملی بود و شهید مطهری و روحانیت مبارز در این نبرد از چیزی فروگذار نکردند. به‌این‌سان از دیرباز کانون پیگیر مقاومت در دل ملت ضد صهیونیسم ایران، روحانیت و خصوصا امام و شاگردان وفادار ایشان و دیگر علمای بزرگ بودند. مرحوم هاشمی کتابی در همین زمینه برگردانده و منتشر کرده بود که خوانندگان زیادی داشت. حوزه قم، مشهد، نجف وکربلا هرگز با یهودیت مخالف موسی علیه‌السلام و پیرو شیطان و کشتارگر مردم فلسطین آشتی نکردند. در حالی‌که رژیم پهلوی، چون رژیم منافق اردوغان مناسبات نهان و آشکار حسنه با انبوهی لفاظی عوام‌فریبانه در آستین داشت وسفارت اسرائیل را افتتاح کرد. رابطه‌ای که مصدق عملا قطع کرده بود.

اما انقلاب اسلامی نقطه عطف بزرگ و تأثیرگذار حتی بر خود جنبش فلسطین بود. این انقلاب، ملت و حکومت را متحد به دفاع از مقاومت فلسطین کرد. برعکس روشنفکران غربگرای ملحد و حتی مذهبی که به موضع اپوزیسیون در غلتیدند و اقشاری از طبقه متوسط که از دین گسستند و برده شیطان بزرگ و رسانه‌های صهیونیستی و انگلیسی و آمریکایی شدند، جملگی به اپوزیسیون همدست با صهیونیسم بدل گشتند. کمونیست‌ها هم بار دیگر موضع سازش با اسرائیل پیشه کردند و مجاهدان همدست اسرائیل شدند.

تفکر انقلاب اسلامی درباره فلسطین

اما انقلاب اسلامی نگاه تازه‌ای به مسأله فلسطین به ظهور رساند. نگاه امام زمانی انقلاب ایران، زلزله‌ای بزرگ بر سر اسرائیل آوار کرد. نگاه قرآنی و اهل‌البیتی امام‌خمینی (ره) و امام خامنه‌ای، معادلات کوتاه‌بینانه را فروریخت و در فلسطین هم مجاهدان استواری، چون رزمندگان دفاع‌مقدس ما تربیت کرد. پس در ایران موضع مردم و روحانیت با موضع بسیاری از روشنفکران و حکومت نوکر آمریکا فرق اساسی داشته است.

سنت‌های الهی تغییرناپذیرند. سنت بزرگ الهی، برتری انسان‌ها در ایمان، تقوی و جهاد یکی از این سنت‌هاست که در متن باور به ولایت‌ا... و، ولی ا... الاعظم، رمزگشای رویداد انسان و قرب انسان به معبود و عبودیت و ماجرای عاشقانه آدم و ا... است. هرچند سنت‌های الهی ابدی‌اند، اما قوم‌ها در عبودیت ثابت نیستند و بنا به درجه پایداری، ایثار و بندگی جلوه می‌کنند.

ایران انقلاب اسلامی دریای توفانی و خطرخیز آزمون و آزمایش بود و از آن انبوه امواج عشق عبداللهی و روح‌اللهی سر برآورد و نتیجه‌اش شکوه مقاومت جهانگیر علیه شیطان، شیاطین، فرعون و فراعنه عصر شیطانی مدرنیت و رونق بی‌دینی بود که مردم ایران یک‌تنه برابر یک دنیا کفر ایستاده‌اند و مقاومت را در رگ جهان ستمدیده جاری می‌سازند.

شکوه مقاومت

این‌که شکوه مقاومت در ایران با وسواس و وسوسه ۴۰ ساله شیاطین و خناسان مواجهه با تأثیر غرب بر بخشی از مردم جاهل ایران شده و راه خود را به‌طرف آمریکا و نتیجتا دوزخ کج کرده‌اند، دودش به چشم خودشان می‌رود و به خدا و اسلام ضرر نمی‌تواند رسانید.امروز ایران درخشان‌ترین دوره عبودیت در راه خدا را سپری می‌کند و این روح را در جهان از نیجریه تا یمن، فلسطین و... می‌دمد.

بنگرید چه شکوهی دارد مقاومت مردم غزه و ایثار جمعی‌شان، همچون ایثار رزمندگان ما، اسماعیل‌وار در راه خدا و مقاومت و جهاد اسلامی با جهان کفر و صهیونیسم. این مقاومت عظیم مسلما و قطعا به پیروزی ختم خواهد شد و این سنت تخطی‌ناپذیر الهی است و نقش بزرگ، ولی فقیه، تحقق، حمایت و هدایت این پیروزی در برابر نیرو‌ها و وساوس و توطئه‌های سازشکارانه اذناب شیاطین در داخل و خارج است. هدایت اصلی این جهاد سرنوشت ساز به دست امام زمان (عج) است، بی‌شک! و حفظ ریسمان اتصال مقاومت به ولیعصر حجت بن الحسن العسکری و انتظار ظهور عدل جهانی (عج) تنها از ولایت فقیه و مردان تزکیه شده با ایمان و تقوا و معرفت اصیل دینی برمی‌آید و دانایان پاک دین خاتم الاوصیا. والسلام. در ایران گره خوردگی روح یکتاپرستانه ایرانیان و حق‌طلبی شیعی و دانایی پاک عالمان دینی که پیشرانان انتظار فعال برای ظهور عدل جهانی بوده‌اند، سرچشمه وحدت جبهه حق است. از زمان شکل‌گیری توطئه کافرانه نشاندن اسرائیل در سرزمین پیامبران و فضای ظهور امام زمان (عج) برای ممانعت از ظهور، این عالمان دینی بوده‌اند که حقیقت غصب را تشخیص داده و با نگاهی ریشه‌ای علیه آن موضع گرفتند و مبارزه کردند. نسل نخست عالمان ضد صهیونیسم از نواب تا امام و نسل دوم آنان از مطهری‌ها و خامنه‌ای‌ها که پیش از انقلاب، مجاهدان دفاع از حق فلسطین بودند و عمق این جهاد را با نگاهی می‌دیدند که خود جریانات سکولار فلسطین عرفات‌ها نمی‌دیدند. جنبش فلسطین تنها پس از انقلاب اسلامی به عمق نگاه عالمان و فقیهان تقرب جستند و روح توحید را در جهاد آزادی دمید و با احمد یاسین احمد‌ها، رمضان‌ها، رنتیسی‌ها، شقاقی‌ها، مغنیه‌ها و... شکفتند و با سلیمانی‌ها در آمیختند و درک کردند راه آزادی فلسطین بدون ایمان اصیل، هدایت قرآن و عترت، بدون تزکیه جان و راه الهی و معصومانه شهادت در صراط مستقیم جهاد برای ظهور عدل جهانی ممکن نیست. جهاد اسلامی غزه بیان پالایش مبارزه فلسطین و بازگشت به روح توحیدی و در نتیجه پیروزی آن قطعی است. سنت الهی تردیدپذیر نیست. والسلام

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها