افکار و عقاید دوروبریهایمان را بهتر بشناسیم و درمجموع با دوستانمان بیشتر آشنا شویم. در این میان، کم هم ضرر و زیان نداشتهاند! وقت مطالعه، با خانواده بودن و زندگی کردن را از ما گرفتهاند و توجهمان را از خیلی از مسائل پرت و به خودشان معطوف کردهاند. منبع ما برای افکار و عقایدمان شده و به غلط به ما آموختهاند که برای دانستن موضوعی به تحقیق و مطالعه نیاز نیست! فقط کافی است قفل تلفنهمراهمان را باز یا لپتاپمان را روشن کنیم تا دریایی از اطلاعات مختلف را به ما عرضه کنند. خودمانیتر اگر بگویم، هروقت خواستند بسادگی سرمان کلاه گذاشتهاند!
کلاه گشاد توهم
یکی از این کلاههای گشادی که سر همهمان رفته، توهم است. معادل فارسی واژه توهم، پریشانپنداری است. پس متوهم کسی است که پندار و دریافت او از مسائل مختلف پریشان است. ما کلا دو نوع توهم داریم. نوع اول توهم، حسی است و مربوط میشود به اینکه فرد درک اشتباهی از یکی از حواس پنجگانهاش دارد، مثلا فکر میکند صدای حرف زدن فرد دیگری را در تنهایی میشنود یا او را میبیند.
اما نوع دوم و مهمتر، توهم اطلاعاتی است که مربوط میشود به درک اشتباه فرد از وجود درد، لذت یا هر حالت دیگر و این دقیقا کاری است که شبکههای اجتماعی با ما میکنند.
شبکههای اجتماعی از انسان پشت کیبورد یا تلفنهمراه، شخصیتی کاذب میسازند و تا آنجا که میشود اعتماد به نفس این شخصیت جدید را که هیچ شباهتی به عالم واقع خود ندارد، بالا میبرند. شاید برایتان پیش آمده باشد دوستی در یکی از رسانههای پیامرسان، هنگام صحبت با شما بسیار شوخ یا پرحرف جلوه میکند. اما وقتی او را مثلا در یک بعدازظهر پاییزی در کافهای میبینید متوجه میشوید، لام تا کام حرفی نمیزند و اتفاقا در مقابل تلاش شما برای برقراری دیالوگ هم مقاومت میکند!
وقتی جوگیر میشویم
این وسط، بعضیها ادعا میکنند کاربر در شبکههای اجتماعی خود واقعیاش را نشان میدهد. شاید عدهای محدود اینطور باشند، اما این حکم را بههیچوجه نمیتوان تعمیم داد؛ چرا که بسیاری از رفتارهای مجازی یک کاربر، نشأت گرفته از جو غالب در شبکههای اجتماعی است. کاربر در فضای مجازی نمیگویم همیشه، اما اغلب اوقات تحت تاثیر جوسازیها و موجهای خبری و رسانهای قرار میگیرد. مثلا فلان هشتگ در توییتر ترند میشود و همه سعی میکنند با آن موضوع خاص چیزکی بنویسند. این دیگر خود واقعی نیست، چرا که اگر هشتگی نبود، دغدغهای هم برای بیان آن موضوع خاص وجود نداشت.
حالا شاید خیلیها بگویند به فرض شبکههای اجتماعی ما را متوهم کرد، که چه؟ در اینجا بحث آثار متوهم شدن در فضای مجازی پیش میآید که خدمتتان عرض خواهم کرد.
توهم کارشناسی
اولین اثر توهم مجازی، خودصاحبنظرپنداری است. زمانی که به هردلیلی چند هزارنفر دنبالکننده پیدا میکنید که تایید، از شما تعریف یا تمجیدتان میکنند، در مورد هر پستتان نظر میدهند یا مطلبتان را بازنشر میکنند، این توهم در شما ایجاد میشود که حتما دارید چیز مهمی میگویید که این همه طرفدار دارید! پس سعی میکنید در هر موضوعی که پیش میآید اظهارنظر و موضعگیری کنید! مثل رئیسجمهور یک مملکت که پس از هر اتفاق تلخ یا شیرین، همه منتظرند ببینند او در این موضوع خاص چه میگوید. میبینید؟ این دقیقا همان توهم است!
خودمباحثهکنندهپنداری
متوهمان مجازی یک نشانه بارز دارند و آن علاقه وصفناپذیر این جماعت به بحث کردن است. زیر پست خوانندهها، بازیگران، فوتبالیستها، نویسندگان، شاعران و کلا هر طیفی که آدم مهمی در جامعه به حساب میآید، میتوانید کامنتهای بلندبالایشان برای آغاز یک مجادله حسابی را ببینید! جالب اینجاست اصلا محتوای پست آن شخص اهمیتی ندارد، چون در هر موضوعی که باشد این جماعت صاحبنظر هستند!
در یک کلام، یعنی اینکه اخباری که من منتشر میکنم و من میگویم و من میدانم، مرجعیت دارد و درست و متقن است. هرکس اگر خبری منتشر کند که کوچکترین زاویهای با حرف من داشته باشد بدون شک کذاب است!
خودمتولیپنداری
از این یک مورد دلپری دارم و شاید کمی مفصلتر از بقیه موارد به آن بپردازم! جماعت متوهم در شبکههای اجتماعی اهل هر تیر و طایفه و طیف و گروه و نحله فکری که باشند، خودشان را متولی آن جریان میدانند. اصلا و ابدا فرقی هم نمیکند چپیاند یا راستی، مذهبیاند یا آتئیست، اصلاحطلبند یا اصولگرا... همه متولی جریان خودشان هستند!
مثال میزنم. شما مطلبی علیه یک جریان فکری، مثلا علیه آتئیستها منتشر میکنید. مطلب کاملا علمی و از یک استاد بلندپایه با وجاهت علمی بالاست. میبینید گروهی از آتئیستهای متوهم نه اینکه بیایند در مورد مطلب مورد نظر، نظر بدهند (که آن هم اگر صاحب نظر واقعی و اهل مطالعه و بینش نباشند، حقش را ندارند) بلکه میآیند و اصل شخصیت مورد نظر را به چالش میکشند و در مورد او قضاوت میکنند. تصور کنید یک پسر بچه 17ساله با 20k فالوئر در مورد یک استاد 70ساله هیات علمی دانشگاه صحبت میکند! آن هم در موضوعی که دقیقا تخصص آن استاد است نه این جوجه متوهم!
در مورد مسائل مذهبی هم همین است. چند سال پیش گروهی جمع شده بودند در فضای مجازی متشکل از تعدادی جوان جویای نام که میگفتند ما میخواهیم روز شهادت فلان نواده حضرت امیرالمومنین صلواتا... و سلام علیه را احیا کنیم و این بزرگوار را از مظلومیت دربیاوریم! به خود من فقط حدود 20 تا پیامک ارسال شد که فلانی! نگذار آقا غریب بماند! خب من سوالم این است اصلا چه کسی گفته آن بزرگوار غریب است که حالا تو آمدهای از غربت دربیاوری؟ بعد تو خودت چقدر در مورد سیره و شخصیت آن بزرگوار اطلاع داری که حالا میخواهی توجه جامعه را معطوف به آن بزرگوار کنی؟ و...
همه اینها جلوههایی است که شخص متوهم در فضای مجازی خیال میکند تنها اوست که علم تفکرش را بلند کرده و اوست که متولی جریان فکریاش است. اگر او نباشد آن عقیده زمین میخورد و دیگر نظریهپردازی نخواهد داشت!
پیمان طالبی