در شرایطی که چنین رفتارهایی دیگر تبدیل به امری عادی شده، فردی که از آنها دوری کند باید با دقت او را بررسی کرد. زلزله در سرپل ذهاب و شهرهای اطراف و پس از آن زلزله در کرمان محملی بود برای رفتارهای هیجانی از سوی برخی سلبریتیها تا بتوانند بیشتر مشهور شوند، برخی که از موجسواری پا را فراتر نگذاشتند و در میدان عمل حرفی برای گفتن نداشتند. اما بیشک یکی از چهرههایی که در روزهای سخت پس از زلزله در کنار مردم ماند و البته هیجانی با مساله برخورد نکرد، فردی با ریش توپی و یک چشم مصنوعی بود که در سرمای استخوانسوز پس از زلزله کنار مردم ماند و گزارش پیشرفت ساخت و ساز را از طریق رسانه ملی به مردم رساند. مردی که یک چشمش را در سالهای دفاع مقدس از دست داده همان «حاج حسین یکتا»یی است که بسیاری او را در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور مشغول روایتگری دیدهاند که از در صحنه بودن و پای کار بودن رزمندهها سخن میگوید و حالا در روزهای سخت و به تعبیر خودش جنگ اقتصادی در جبهه مردم حضور دارد و مشغول روایت کردن دردهای آنها از شرایط نابسامان اقتصادی است. شاید تنها مسالهای که میتوانست حسین یکتا را از سرپل ذهاب و مناطق زلزلهزده به قلب پایتخت جمهوری اسلامی بکشاند، زلزله دیگری به همان وسعت بود که به نظر میرسد بحران اقتصادی و مشکلاتی که بهتبع آن در معیشت مردم ایجاد شده همان وسعت و بزرگی را داشت که سبب شد حسین یکتا دوربین بردارد و مشغول روایت دردها و مشکلات مردم شود. «گوش بودن» برای مردم نکتهای است که «روایت مردم» را یکتا کرده و حسین یکتا خوب به این موضوع وقوف داشته و بدون اینکه بخواهد توجیه کند یا از در توضیح برآید تنها گوش شنوای مردمی بوده که مطالبه زیادی ندارند و آسایش نسبی را طلب میکنند. درس دیگر «روایت مردم» این است که به جوانان نشان میدهد، چگونه باید «آتش به اختیار» بود و البته بدون جهتگیری، کار تمیز و خودجوش فرهنگی انجام داد تا بتوان صدای مردم را منعکس کرد. در این مستند که از شبکه سه پخش شده، حاج حسین یکتا به بهانه مشکلات اقتصادی و اتفاقات اخیر بازار تهران، به موقع در صحنه حضور پیدا کرده تا تصویری شفاف از مشکلات مردم را منعکس و البته مسئولین را نیز متوجه دردهای ملت کند. «روایت مردم» گمشده رسانه ملی در انعکاس مردم بود.
حسام آبنوس | روزنامهنگار