آرزو نبوت که نوروز 96 در سریال «علیالبدل» نقش همسر نوذرخان (مهدی هاشمی) را بازی میکرد، در سریال ستارخان، نقش زنی را به نام آیلار بازی میکند که در سپاه ستارخان علیه استبداد میجنگد، سلاح به دست میگیرد، سوار اسب میشود و قدرت و اقتدار زنان ایرانی را به نمایش میگذارد.
این بازیگر که از 13 سال پیش بازیگری در تئاتر را تجربه میکند، توسط محسن تنابنده و احمد مهرانفر هنگام اجرای تئاتر برای بازی در سریال علیالبدل انتخاب شد و به همین شیوه هم برای بازی در نقش آیلار.
نبوت در این باره به جامجم میگوید: آقایان محمدرضا ورزی و مسعود اعجمی یک سال پیش به تماشای نمایشم آمدند که من آنجا نقش ملکه جنیان را بهعهده داشتم و روی ارتفاع دو متری از کف سالن بازی میکردم. ظاهرا همانجا انتخابشان را کردند.
این بازیگر جوان درباره آیلار میگوید: او واقعا در سپاه ستارخان وجود داشته و مدتها با لباس مردانه میجنگیده است. وقتی زخمی شد همه فهمیدند او زن است و ستارخان از همین جا متوجه شد زنان زیادی با لباسهای مردانه در سپاه او حضور دارند که آیلار سردسته آنهاست.
به گفته نبوت، آنچه درباره حضور و همراهی آیلار و حضورش در جنگها میبینیم، برآمده از تاریخ است اما عشق او و ابراهیم قصهای است که برای تقویت درام به ماجرای زندگیاش اضافه شده است. این بازیگر جوان درباره حضور زنان در میادین جنگ در تاریخ ایران میگوید: کم و بیش شنیده یا خوانده بودم و میدانستم که زنان ایرانی در جنگها حضور داشتند. مثلا در سپاه لطفعلیخان زند، زنی بوده که روبنده داشته و تظاهر میکرده لال است. برای همین او را لالو خطاب میکردند. تا زمانی که کشته شد کسی نفهمید او زن است؛ قبرش هم در کنار مقبره لطفعلیخان زند قرار دارد.
آرزو نبوت برای شناخت آیلار از محمدرضا ورزی کمک گرفته و این کارگردان را کتاب سخنگویی توصیف میکند که همه اطلاعات لازم را در اختیار میگذاشته است. بازیگر نقش آیلار درباره این شخصیت میگوید: در نگاه من او زن قدرتمندی است که همه زندگیاش را فدای آزادی و آزادگی کرد، برای تبریز جنگید و به سردار ملی وفادار ماند. او زنی از خود گذشته است، مانند بسیاری از زنان سرزمین من. نبوت برای بازی در این نقش، علاوه بر تحمل سرمای زمستان، اسب سواری و حمل سلاح از جایی که آیلار دستش را در جنگ از دست میدهد، یک دستی بازی کرده است. این بازیگر ضمن اشاره به این دشواریها میگوید: در فیلمنامه، آیلار دختری با چشمهای سبز توصیف شده بود و استفاده از لنز برای من بخصوص در صحنههای جنگ که گرد و خاک زیادی به هوا بلند میشد، بسیار دشوار بود اما با این همه دشواری خوشحالم که این نقش را بازی کردهام و معتقدم این کار برای من آموزههای زیادی به همراه داشت.