زیبایی؛ از ابروی شیطانی تا «خوداصیل»

زیبایی مفهومی نسبی است. این تعریف را خیلی‌ها پذیرفته و قبول کرده‌اند و به اصطلاح دیگر جای مناقشه‌ای نیست.
کد خبر: ۱۰۳۸۶۴۴

این که ما از صفت زیبا برای اشیا یا جانداران استفاده کنیم ربطی کاملا مستقیم به باورها، ارزش‌ها و نوع تربیت‌مان دارد. برای همین احساس آدم‌ها از زیبایی با یکدیگر کاملا متفاوت است، اما با همه این‌ها اصول و چارچوبی وجود دارد که عموم مردم با پذیرش آنها به جانداران یا اشیا صفت «زیبا» می‌دهند. مثلا یک طوطی را که پرهایش ده‌ها رنگ دارد بیشتر مردم زیبا می‌دانند یا طاووس به عنوان مظهر زیبایی پذیرفته شده هرچند‌ آنهایی که به جزئیات دقت بیشتری می‌کنند، چشمان آهو را زیباترین پدیده طبیعت می‌دانند و اسکلت‌بندی و استخوان‌های پاها و دستان این جاندار را معجزه‌ خداوند تلقی می‌کنند. از دنیای حیوانات ـ که هرکدام زیبایی خاص خود را دارند ـ به دنیای انسان‌ها می‌رسیم که اشرف مخلوقات است و با شعوری که به او ارزانی شده، می‌تواند از زشتی، زیبایی بیافریند یا با تغییر نگرش خود، زشت را زیبا ببیند.

می‌گویند انسان به واسطه همین شعوری که دارد، کاشف زیبایی است و گرنه بقیه جانداران اصلا درکی از زیبایی ندارند و فقط آدمیزاد است که در روابط بین انسانی ابتدا جذب زیبایی ظاهری می‌شود، اما بعد شروع به کشف درون آدم‌ها می‌کند و اگر انعکاس زیبایی ظاهری را در باطن و سیرت فرد مقابل نبیند از او گریزان می‌شود و دیگر زیبایی ظاهری برایش ارزشی نخواهد داشت.

از ابروی خورشیدی تا ابروی شیطانی

زیبایی ظاهری از قدیم‌الایام با چند نشانه بین عموم مردم شناخته می‌شد. مثلا قرینه بودن اجزای صورت، چشم سیاه و درشت، بینی شکیل و متناسب و... نشان‌دهنده زیبایی بود. مثلا در دوره‌ای ابروی پیوسته یا همان ابروی خورشیدی برای خانم‌ها امتیاز محسوب می‌شد و آنها را در ردیف زیبارویان قرار می‌داد، اما واقعیت این است همچنان که تغییرات فناوری سرعت یافته و هر روز در دنیای فناوری با پدیده‌ای جدید روبه‌رو هستیم، تغییر معیارهای زیبایی نیز چنان در حال تغییر است که گاهی باورش سخت است که مثلا از اوایل بهمن تا اول فروردین چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که به مناسبت نوروز شاهد تغییراتی شدید در ظاهر آدم‌ها می‌شویم؛ تغییراتی که قرار است آنها را زیباتر و متفاوت‌تر کند، اما از هیچ قانون زیباشناختی پیروی نمی‌کند و آدم‌ها بخصوص خانم‌ها همه این تغییرات را می‌پذیرند تا فقط متمایزتر از بقیه شوند و به اصطلاح بیشتر به چشم بیایند. مثلا در دوره‌ای برخی از خانم‌ها و در ادامه بعضی از مردها ابروهای خود را به دست آرایشگر و تتوکار می‌سپردند تا ابروهای کمانی آنها را کوتاه کرده و به سمت بالا ببرد. چنین به نظر می‌رسد، اولین کسی که با ابروهایش این‌کار را انجام داد و خودش را در آینه دید، ناخودآگاه یاد تصاویری که از شیطان وجود دارد، افتاد و نام این مدل ابروی را ابرو شیطانی گذاشت و خودش هم تعجب کرد که چطور شد به یک‌ باره از سیرت زیبایی به دام شیطان افتاد.

اما باور کنیم مرض دیده شدن، عمیق‌تر از این حرف‌هاست که عقل آدمی را زایل نکند. برای همین است که همان طور که فناوری پیشرفت می‌کند و وسایل ارتباط جمعی شکل تازه‌تری به خود می‌گیرد، معیارهای زیبایی هم تغییر می‌کند. دختری با ابروهای شیطانی، دماغ جراحی شده و به اصطلاح عروسکی، لب‌ها و گونه‌‌های پروتز شده، لنز چشم، موی چند رنگ و... عکسی در فضای مجازی (اینستاگرام، توییتر و...) از خود منتشر می‌کند و هزاران لایک می‌گیرد و فالورها و دنبال‌کنندگان صفحه‌‌اش به هزاران نفر می‌رسد و همین‌ها باعث می‌شود آنهایی که مبتلا به تب و مرض دیده‌ شدن به هر قیمتی هستند از همان راهی بروند که شخص مورد نظر رفته و در این میان اصلا به این نکته فکر نمی‌کنند که مثلا آن ابروی شیطانی چقدر چهره آنها را زشت کرده یا پروتز‌هایی که در صورت کار می‌شود، چقدر همه خانم‌ها را شبیه هم کرده که مردان را از آنها دلزده می‌کند!

احترام به خود اصیل

مگر نه این است که هر آدمی با مختصات منحصربه‌فرد به دنیا می‌آید و اثر انگشت ویژه خود را دارد؟ پس چگونه می‌شود آدم‌ها این چنین بی‌مهابا و بی‌فکر چهره خود را به تغییرات روزانه و مُدها می‌سپارند؟ چهره‌های بدلی، آدم‌ها را از هم دلزده می‌کند و اعتماد به نفس را از فرد مورد نظر می‌گیرد؛ واقعیت این است او همیشه نگران است، نگران قضاوت و تایید دیگران! اگر تائید نشود صورت خود را تغییر می‌دهد و این دلهره‌های مداوم و تغییرات ماهی و فصلی دریچه‌هایی را که به درون او باز می‌شود مسدود می‌کند و مانند زودپزی می‌شود که سوپاپ‌هایش کار نمی‌کند و یک روز منفجر شده و به فردی منزوی و خسته تبدیل می‌شود که هیچ آبشخوری برای تقویت درون یا همان سیرت خود ندارد.

زیبایی؛ زیباست و دلنشین! هیچ‌ کس را نمی‌توان پیدا کرد که زیبایی را تحسین نکند، اما زیبایی را می‌توان دائمی و اصیل کرد. می‌توان با تغذیه و ورزش مناسب و سبک زندگی طبیعی چهره را شاداب و درخشان نگه داشت. می‌توان با عبادت و پرهیزگاری سوپاپ‌‌های درونی را فعال نگه داشت و همه آرامش و وقار درونی را از چشمان و کلماتت بیابند و شیفته آن شوند. همه می‌دانیم شیک‌پوشی یکی از اصول زیبایی است. می‌توان لباس‌های تمیز با رنگ‌های متناسب و شاد پوشید بدون این‌که وارد محدوده جلف‌بازی شد.

دوباره فکر کنیم

می‌گویند تا زمانی که ساکت هستی کسی به درونت دسترسی ندارد، اما همین‌ که دهان باز کنی و اندیشه‌ات را به زبان بیاوری همه چیز آشکار می‌شود. افرادی که بیشتر وقت خود را در آرایشگاه‌ها و درمانگاه‌های جراحی زیبایی سپری می‌کنند، آیا وقتی برای خواندن کتاب، دیدن فیلم و شنیدن موسیقی خوب دارند؟ این آدم‌ها وقتی شروع به سخن می‌کنند چه چیزی برای عرضه دارند؟ آیا احساس تهی بودن اذیتشان نمی‌کند؟ آنها شاید به سفر بروند اما مسلما به جای آرامیدن در یک فضای جدید یا قدم زدن در ساحل دریا یا جنگل به خیابان‌‌ها و پاساژها هجوم می‌برند تا جایی برای عرضه خود داشته باشند.

کمی آرام بگیریم به «خود اصیل»مان برگردیم و بگذاریم کمی خودمان و دیگران از نحوه حضورمان آرامش بگیرند. شاید بد نباشد معیارهایمان را بازنگری کنیم و خطوط قرمز و اصولی را برای خودمان در نظر بگیریم.

باران باستانی - روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها