شب بود. نم باران روزهای پایان تابستان زده بود و بوی نا کوچه را برداشته بود و دیوارهای کاهگلی خیس خورده و برق هم رفته بود. توری چراغ پیک نیکی که حباب شد و روشن شد، زیاد طول نکشید تا سر و کله شبپرهها پیدا شود اما گرمای هوا آنقدر بود که گرمای چراغ را طاقت نیاوریم. چراغ را خاموش کرده و به کوچه زده بودیم.