کاربرد جلوه‌های بصری در ساختار تولید

ابتدا باید بگویم عنوان این هنر ـ صنعت، جلوه‌های بصری است و کلمه «ویژه» شامل آن نمی‌شود. جلوه‌های ویژه، صنعت و پدیده‌ متفاوتی است که در زمان فیلمبرداری جلوی دوربین اتفاق می‌افتد در صورتی که جلوه‌های بصری روندی است که از پیش تولید شروع می‌شود و تا مرحله تدوین پیش می‌رود و می‌تواند تمام مسیر فیلم در کنار پروژه فیلمسازی باشد. البته بستگی دارد چند درصد فیلم یا ساخته تصویری به جلوه‌های بصری وابسته باشد.
کد خبر: ۵۷۳۲۳۱

جلوه‌های بصری در ساختار تولید یک فیلم دو کاربرد کیفی و کمی دارد. کاربرد کیفی، آنجاست که فیلمساز تصمیم دارد تصویری ارائه کند که ساخت آن جلوی دوربین امکان‌پذیر نیست، مانند فضاهای سوررئال و تصویر موجودات تخیلی. مثلا اگر بخواهیم در موزه لوور فیلم بسازیم مسئولان موزه چنین اجازه‌ای به ما نمی‌دهند، بنابراین باید استودیویی را سراپا کنیم و بخشی از آن را به شکل دیجیتال و با بهره بردن از صنعت جلوه‌های بصری شبیه‌سازی کنیم و به شکل باورپذیری موزه لوور دیده شود.

یکی دیگر از کاربردهای جلوه‌های بصری که فیلمسازان ایرانی تاکنون به آن توجه نکرده‌اند، افزایش جذابیت‌های تصویری است، چراکه لوکیشن‌ها و موقعیت‌های تصویری را جدید و زیبا می‌کنند. در فیلم‌های سینمایی می‌بینیم تصاویر خیابان‌ها بسیار مستند و دست‌نخورده به مخاطب ارائه می‌شوند در صورتی که فیلم سینمایی با آثار مستند تفاوت بسیاری دارند.

در فیلم سینمایی باید همه اجزای تصویر در جهت انتقال یک احساس و مفهوم چیده شوند. گاهی ایجاد احساس غرور، زیبایی یا یک هماهنگی با موضوع صحنه است؛ گاهی هم نماهایی که از داخل اتومبیل می‌گیرند. مثلا می‌بینیم پشت راننده یک اتوبان است، پشت کمک راننده یک خیابان دیگر، زیرا وقتی به صورت فیزیکی کار شود، نمی‌توانند راکوردشان را حفظ کنند، اما اگر به شکل علمی و با محاسبات انجام دهند فیلم منطقی‌تر به نظر می‌رسد؛ بنابراین یکی از زوایای کاربرد جلوه‌های بصری، بخش کیفی آن است یعنی ما می‌خواهیم چیزی را بسازیم که یا زیباست یا جلوی دوربین قابل اجرا نبوده یا این که در دسترس نیست مانند ساخت یک شهر قدیمی و تاریخی.

پس از نگاه کیفی می‌توان از زاویه کمی نیز به جلوه‌های بصری نگاه کرد که کاهش هزینه‌های فیلم را در بر می‌گیرد. ما دو نوع کاهش هزینه فیلم داریم که شامل کاهش زمان تولید فیلم و دیگری کاهش هزینه مستقیم است، مثلا کاهش هنرورها در یک فیلم بزرگ که در این زمینه، جلوه‌های بصری از روش تکثیر استفاده خواهد کرد، بنابراین یکی از زوایای این هنر ـ صنعت حق‌انتفاع کمی است که ساخت دکور و شهرهای بزرگ را شامل می‌شود.

اما این که چرا تاکنون به این روش روی نیاورده‌ایم، دلایل متعددی دارد، مانند این که مدیران در ایران می‌خواهند روز اول حرکت، کار روز آخر سینمای دنیا را انجام دهند، یعنی بدون داشتن تجربه، بینش و نگاه کردن به مسیر و صرفا با خریدن تجهیزات‌، راه نرفته را بپیمایند. این رشته طراحی‌هایی پیچیده‌ای دارد و نتیجه خروجی آن کاهش هزینه و ساختن فیلمی زیبا و با تولید بسیار سنگین است، اما روش اجرای آن بسیار محاسبه شده است. وقتی شما می‌خواهید یک شهر بزرگ را به صورت دیجیتال بازسازی کنید، این‌طور نیست که یک نقاش را بیاوریم و او شروع کند به نقاشی و تمام مشکلات ما حل شود، بلکه نقاشی‌ها باید براساس این نوع فیلمسازی تجزیه شود و داخل یک استودیو این اتفاق‌ها رخ دهد. منظور از استودیو، یک سوله نیست. استودیو یعنی فضای کنترل شده فیلمبرداری. ممکن است این کار در یک فضای باز انجام شود، اما باز هم باید شرایط استودیو وجود داشته باشد.

در ایران وقتی یک سریال از جلوه‌های بصری استفاده می‌کند اصولا فعالیت این حرفه به پاک کردن یک سیم، پریز برق و... خلاصه می‌شود و به شکل گسترده از این هنر ـ صنعت استفاده نمی‌کنند به‌عنوان مثال بسیاری از حذف و اضافه‌های سریال کلاه پهلوی به کلید و پریزهای ساختمان‌های خارجی محدود شده است. معتقدم کارگردان‌ها باید با این صنعت آشنا باشند، چراکه در غیر‌این‌صورت نمی‌توانند طراحی فیلم‌شان را به دست کسی که بخش از فیلم را به صورت مجازی می‌سازد، بسپارند.

ما باید از الگوهای موجود استفاده کنیم و در راه‌های رفته قدم بگذاریم، چراکه مخترعان این نوع فیلمسازی نیستیم بهتر است این روند ادامه پیدا کند تا به تسلط و تبحر رسیده و الگوهای خودمان را پیدا کنیم. این صنعت با آن که هزینه‌ها را پایین می‌آورد، اما نیازمند اختصاص بودجه مناسبی است؛ واقعا اگر هزینه‌هایی که برای تولید پروژه‌های بزرگ هدر می‌روند، درست مدیریت شود می‌توان اثری قابل توجه به لحاظ تکنیکی ارائه کرد، اما متاسفانه تهیه‌کننده‌ها گمان می‌کنند باید خرده پول‌های خود را به این بخش اختصاص دهند.

تهیه‌کننده‌ها باید این نیاز را حس کنند و به سراغ مدیریت‌های فنی بروند. در این زمینه شرایطی هم از سوی تلویزیون فراهم شد، اما ادامه‌دار نبود و نتوانست کاربردی شود. اگر دقت کنید هیچ جای دنیا رشته دانشگاهی برای جلوه‌های ویژه بصری وجود ندارد، چون جلوه‌های بصری صنعتی است که شامل چند علم متفاوت می‌شود و با دیدن یکی، دو دوره انتقال داده نمی‌شود.

در سریال‌های بزرگ ایرانی کارهای کوچکی از سوی جلوه‌های ویژه بصری صورت گرفته است، چون بیشتر فیلمسازها هنگام طراحی، خود را محدود می‌کنند و تنها بتازگی شاهد چند سریال و فیلم بوده‌ایم که از جلوه‌های بصری بیشتر استفاده کرده‌اند.

بهترین راه برای پیشرفت در صنعت فیلمسازی بویژه در تلویزیون، داشتن استراتژی‌ بلندمدت است، چراکه این رسانه نیاز به خوراک تصویری دارد پس باید در عین حال که به اهداف کوتاه و میان‌مدت توجه می‌کند دورنمای بلندی هم داشته باشد تا از صنعت فیلمسازی عقب نمانیم. مثلا اگر صنعت فیلمسازی کشوری مانند چین را نگاه کنیم متوجه خواهیم شد فیلمسازی این کشور طی ده سال دگرگون شد، چراکه برنامه‌ طولانی مدت برای سینما و تلویزیون خود داشتند. در ساختار فیلمسازی ما برای پیشرفت فنی برنامه‌ای تعریف نشده است البته تلاش‌های کوتاه مدتی صورت گرفته است، اما به دلیل آن که برنامه مدونی پشت این تلاش‌ها نیست عموما عقیم باقی می‌مانند. درکل معتقدم تا این نوع سیاست وارد تلویزیون نشود و بخش‌های فنی به موارد‌فوق اهمیت ندهند، توسعه‌ها و رشدها کند و غیرمحسوس خواهد بود.

تولیدات تصویری ما معمولا سودآور نیستند مثلا تلویزیون سریالی را تولید نمی‌کند که از فروش آن به درآمد یا سود برسد. البته خوب می‌دانم نمونه‌های کوچکی در سال‌های اخیر داشته‌ام، اما در بحث کلان چنین اتفاقی در تلویزیون ما رخ نداده است و چون تولید و سرمایه‌گذاری برای سودآوری نیست هزینه‌های یک پروژه بازگشت نخواهد داشت. به همین دلیل همه دوست دارند هزینه‌ها را پایین بیاورند و در ادامه به جلوه‌های بصری به‌عنوان ابزاری که می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد نگاه می‌کنند نه یک تکنیک و حرفه برای افزایش کیفیت کار. نباید یک ابزار بسیار پیشرفته را تنها برای کاهش هزینه به کار برد، درست است که با این کار کاهش هزینه خواهیم داشت، اما آن ابزار گرانقیمت است و باید برای تولیدات گرانقیمت مورد استفاده قرار گیرد.

یعنی اگر سیاست ما در دنیای فیلمسازی فقط کاهش هزینه‌ها نباشد و به سودآوری محصولات نیز بیندیشیم پول مناسبی به دست می‌آوریم و می‌توانیم برای ساخت آثار هزینه کنیم. این نگاه درست فیلمسازی و رایج در دنیاست، اما ما در ایران به تلویزیون و سینما صرفا به عنوان یک رسانه فرهنگی نگاه می‌کنیم و نمی‌دانیم فرهنگ در زاویه گسترش سرمایه ترویج پیدا می‌کند. جالب است بدانید همه صحبت از تهاجم فرهنگی می‌کنند، اما کسی از خلأ فرهنگی نمی‌گوید یعنی ما خلأ داریم که فضای حضور یک فرهنگ دیگر را ایجاد می‌کند و فرهنگ‌های دیگر در بخش‌هایی که خلأ وجود دارد جای می‌گیرند. اگر ما خودمان صندلی‌های خالی‌مان را پر کنیم دیگر صندلی خالی نمی‌ماند که غریبه‌ای روی آن بنشیند. فیلمسازی ما هم تا ساختار تکنیکی خود را در عین حال که صاحب محتوای فرهنگی است پیدا نکند کسی وارد این بحث‌ها نخواهد شد.

متاسفانه تهیه‌کننده‌ها حاضر نیستند به اندازه نیمی از هزینه خورد و خوراک، گروه تولید را در اختیار گروه جلوه‌های بصری قرار دهند. بسیاری از تهیه‌کننده‌ها با این حرفه آشنا نیستند، اما به نظرم مشکل آشنا نبودن آنها نیست، بلکه مشکل این است که انگیزه‌ای برای آشنایی ندارند، زیرا پول تولیدات تصویری تلویزیون ثابت است که در یک کاسه ریخته می‌شود و چون تهیه‌کننده قرارداد کلی با تلویزیون می‌بندد به دنبال این است که پول بیشتری در آن کاسه برایش باقی بماند و چون موظف به بازگرداندن سرمایه نیستند نیازی هم نمی‌بینند به دنبال تخصص و تکنیک برای جذب مخاطب بیشتر روند.

درکل اگر قیاسی وجود نداشته باشد و در آن فقط از جیب خورده شود هیچ گاه برای تولیدات تلویزیونی خود پاسخگو نخواهیم بود که این پول بازگشت داشته است یا خیر و تنها پول‌ها را خرج می‌کنیم بدون هیچ بازگشتی و چون سرمایه محدود است تلویزیون ترجیح می‌دهد تولیدات ارزان‌تر در زمان کوتاه‌تر داشته باشد. حرف‌های من تصویر شرایط موجود است نه انتقاد و معتقدم تا تولیدات تلویزیون ما قابلیت فروش پیدا نکنند، فقط از جیب هزینه کرده‌ایم و زمانی که مجبوریم از جیبمان خرج کنیم می‌خواهیم کمتر هزینه شود.

امیدوارم به جایی برسیم که مدیران کارآمد حساسیت این موضوع را درک کنند، این که چرا فیلمسازی ما به لحاظ فروش به سریال‌های درجه3 چینی هم نمی‌رسند و به دنبال جذب مخاطب جهانی باشند تا در ادامه پول وارد دنیای فیلمسازی شود و تکنیک‌هایی مانند جلوه‌های بصری قدرت پیشرفت پیدا کنند.

امیررضا معتمدی/ رئیس انجمن جلوه‌های بصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها