گفتگو با یک زن هنرمند

تغییرات کوچک زندگی را دست کم نگیرید

کد خبر: ۲۳۴۱۵۲

خانم خواجه نوری! از خودتان بگویید. چطور شد که زندگی شما با دنیای هنر آن هم هنر متفاوتی مثل «آرت کلی» گره خورد؟

همه چیز از احساس نیاز به تغییر شروع شد، از احساس نیاز به تغییر فضای یکنواخت زندگی شخصی و روحی‌ای که در خود من ایجاد شده بود. به هر حال گاهی ما خانم‌ها آنچنان در پیچ و خم روزمرگی‌های زندگی گم می‌شویم که خودمان را فراموش می‌کنیم غافل از این‌که همین فراموشی‌های به ظاهر ساده بیشتر از هر چیزی خانه و خانواده ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

خیلی از خانم‌ها معتقدند فراموش کردن خودشان یعنی زنده نگه داشتن خانواده در حالی که شما همین فراموشی را عامل تضعیف خانواده می‌دانید؟

دقیقا همین‌طور است. بگذارید حاشیه نروم. خود من فارغ‌التحصیل رشته مدیریت بازرگانی هستم. سال‌ها در این رشته درس خواندم. بعد از فارغ‌التحصیلی هم در یک شرکت بازرگانی ژاپنی کار می‌کردم. 7 صبح از خانه بیرون می‌زدم و تازه 4 و 5 عصر به خانه برمی‌گشتم. نوع کار برایم جذاب بود، اما هرچه زمان می‌گذشت همه چیز به تکرار نزدیک‌تر می‌شد و هرچه به کار وابسته‌تر می‌شدم خواه ناخواه زمان تعلق من به خانواده کمتر می‌شد و این همان چیزی بود که من از آن واهمه داشتم.

یعنی شما موافق کار کردن بیرون از خانه خانم‌ها نیستید؟!

اصلا این طور نیست. کاملا برخلاف تصور شما من فکر می‌کنم خانم‌ها حتما باید در کنار خانه‌داری به کار دیگری هم مشغول باشند؛ اما برای انتخاب این کار باید دقت زیادی به خرج دهند. نوع و جنس این کار بسیار مهم است. خودم را مثال می‌زنم؛ وقتی که دخترم نیکی به دنیا آمد من ناچار شدم کارم را برای مدتی ترک کنم، البته این اجبار به انتخاب و ترجیح خودم بود. مثل بسیاری از مادرها ترجیح می‌دادم دخترم را خودم تربیت کنم، اما در طول این مدت چون به هیچ قیمتی حاضر نبودم کار را کنار بگذارم، در خانه مشغول به کار ترجمه شدم، ترجمه متون تحقیقی و گزارش‌ها و مقاله‌های علمی (تحصیل در خارج از کشور و کارکردن با ژاپنی‌ها باعث شد که در کار ترجمه تبحر پیدا کنم)؛ اما چند سالی که گذشت احساس کردم باز هم همان یک نواختی آرام آرام دارد در من نفوذ پیدا می‌کند. به کاری احتیاج داشتم تا من را از دنیای کاغذهای سفید، خطوط تیره و فرهنگ لغت‌های قطوری که همیشه دور و برم بودند، نجات دهد.

هنوز راجع به این که چطور با «آرت کلی» آشنا شدید چیزی نگفته‌اید؟

زمانی که با ژاپنی‌ها کار می‌کردم اسم این هنر به گوشم خورده بود، اما اطلاعات زیادی از آن نداشتم. همان‌طور که گفتم وقتی احساس کردم باید از دنیای ترجمه کمی فاصله بگیرم شروع کردم به جستجوی اینترنتی و کسب اطلاع از چند و چون این هنر. در چم و خم همین کنکاش‌ها بود که فهمیدم دوره‌های آموزش و مربیگری آرت کلی در ترکیه برگزار می‌شود. با خودم گفتم این همان نقطه تغییری است که من از مدت‌ها پیش دنبال آن بودم. پس هر طور که بود راهی سفر شدم و دوره مربیگری آرت کلی را گذراندم. البته آن زمان اصلا فکرش را هم نمی‌کردم که روزی خود من اولین مربی این هنر تازه در کشورم باشم. من فقط رفته بودم چون احساس می‌کردم این همان اتفاقی است که سال ‌ها انتظارش را کشیدم.

شما این دوره را گذراندید و به هر ترتیب تنها مربی آموزش یک هنر تازه در ایران شدید. حالا هم که کلاس آموزش دارید، فکر نمی‌کنید وقتی که در اینجا صرف می‌کنید باز هم همان دوری و فاصله از خانواده را به شما تحمیل می‌کند؟

من حداقل روزی 7 ساعت کار می‌کنم. شاید بیشتر از روزهایی که در آن شرکت بازرگانی کار می‌کردم یا حتی بیشتر از وقتی که صرف ترجمه می‌کردم. اما جنس کاری که این روزها سرگرم آن هستم کاملا متفاوت است. اینجا هر روز با هنر، با خلاقیت، با تولد یک کار تازه سروکار دارم. با آدم‌هایی که هر کدام هنر و استعدادشان را با هیجان روی ورقه‌های نقره پیاده می‌کنند. درست مثل یک تابلوی نقاشی، اما تابلویی که خیلی زود به ثمر می‌نشیند و حاصل آن ظرف یکی دو ساعت قابل دیدن است. همین‌ها انرژی من را برای زندگی چند برابر می‌کند. بعد از پایان یک روز کاری با انگیزه و علاقه بیشتری به خانه می‌روم و همین روحیه به دخترم و همسرم منتقل می‌شود. خوب، این هم دقیقا همان چیزی است که من قبل از آشنایی با این هنر به دنبال آن بودم.

از خلاقیت در این هنر گفتید. این خلاقیت به باقی زوایای زندگی شما هم راه پیدا کرده مثلا در نوع غذا پختن؟

راستش را بخواهید نه! من در غذا پختن برخلاف آرت کلی کاملا میانه رو هستم و جرات ریسک کردن ندارم. البته این ایراد بزرگی است، اما فکر می‌کنم بهتر است همه خلاقیتم را صرف هنر کنم.

از صحبت‌هایتان پیداست که کار هنری را برای خانم‌های ایرانی مناسب‌تر از کارهای دیگر می‌دانید، این طور نیست؟

خوب این موضوع نسبی است و ممکن است به اندازه تمام خانم‌های ایرانی نظرات مختلف درباره آن وجود داشته باشد، اما نکته اینجاست که آرت کلی هیچ تمایزی با کارهای دیگر ندارد، این که یک هنر است که هر کدام از ما می‌توانیم در کنار کارهای دیگرمان به عنوان یک سرگرمی آن را تجربه کنیم. درست مثل نقاشی اما فرق آرت کلی زود به نتیجه رسیدن آن است و ساده‌تر بودن یادگرفتن آن... فکر می‌کنم از بحث اصلی فاصله گرفتم حق باشماست به نظر من کار هنری برای خانم‌های ایرانی مناسب‌تر است، هم از این نظر که با روحیات آنها سازگارتر است، هم از این نظر که استرس کمتری به آنها وارد می‌کند.

از دخترتان بگویید نظر او در مورد هنر شما چیست ممکن است او هم روزی دنباله‌رو راه شما شود؟

این که او هم به دنبال علاقه‌اش برود و دنبال تغییر و تحول در زندگی‌اش باشد برای من خیلی مهم است و امیدوارم از این نظر به خود من رفته باشد، اما این که این احساس را در کجا پیدا کند موضوعی است که خودش باید دنبال کند. البته من و پدرش هم هرطور که بتوانیم کمکش می‌کنیم؛ اما یادم می‌آید که روز معلم سال گذشته یک گردنبند برای خانم معلمش درست کرد و اسم خودش را هم روی آن حک کرد و از این کار خیلی لذت برد. از این که ساخته دست خودش را به معلمش هدیه می‌کند. فکر می‌کنم نیکی هم این هنر را دوست دارد.

چقدر همسرتان را در پیدا کردن راه جدید زندگی‌تان سهیم می‌دانید، به هر حال شما یک خانواده هستید؟

همین قدر بگویم که بدون حمایت‌های همسرم مطمئنا نمی‌توانستم به این سرعت به نتیجه برسم. به هر حال من کاری را شروع کرده بودم که هم نو بود هم متفاوت، باید برای معرفی این هنر بیشتر از خیلی کارهای معمول وقت و انرژی صرف می‌کردم. رفتن این راه دشوار هم بدون تحمل و همکاری همسرم امکان‌پذیر نبود. اصلا من فکر می‌کنم وقتی پای خانواده در میان است زن و مرد هر دو به پشتیبانی و حمایت یکدیگر نیاز دارند.


«آرت کلی »چیست؟

آرت کلی هنری است که با ارائه طلا و نقره به صورت خمیر‌هایی قابل انعطاف به دنیای تصورات شما عینیت می‌بخشد. این خمیر در دستان شما براحتی شکل می‌گیرد و درست همان تصویری می‌شود که شاید مدت‌هاست در ذهن شما شکل گرفته یا اصلا خلاقیت شما را تحریک می‌کند تا طرحی جدید بسازید. طرحی متفاوت و منحصر به فرد که فقط به شما تعلق دارد. با آرت کلی شما براحتی و در کوتاه‌ترین زمان ممکن می‌توانید زیورآلات مورد علاقه‌تان را بسازید. روش کار هم به این ترتیب است: خمیر نقره براحتی شکل می‌گیرد، پس کافی است که شما ابتدا آن را به شکل مورد علاقه‌تان در بیاورید (با دست یا با هر چیزی که دم دست‌تان است. حتی با استفاده از قالب‌های شیرینی‌پزی.) در مرحله بعد باید خمیر را با سشوار خشک کنید وقتی که خمیر از حالت نرم و گل مانند خارج شد و به رنگ گچی در آمد کار شما برای پخت حاضر است فقط کافی است که آن را روی اجاق گاز بگذارید. البته بهتر است روی اجاق گاز یک توری فلزی کوچک قرار بدهید زمانی که این توری فلزی گداخته شد آن وقت کار را به مدت 10 دقیقه روی توری بگذارید. بعد از این زمان کار که پخته شد باید با یک فرچه سیمی آن را پرداخت کنید تا کار جلای لازم را پیدا کند. کار شما حاضر است به همین سادگی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها