حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
انقلاب اسلامی تغییرات بسیاری در عرصه سیاسی بینالمللی ایجاد کرد و ماهیت بسیاری از روابط دستخوش تغییر شد. در برخی موارد و در رابطه با برخی کشورها نظیر آمریکا تقابل شدت گرفت و این تغییرات در روابط سیاسی مسلما بر سینما نیز بیتاثیر نبود. تقابل با غرب، یکی از مایههای مهم سینمای سیاسی ایران در سالهای پس از انقلاب بود. بسیاری از فیلمهایی که میتوان آنها را در ردیف فیلمهای سیاسی محسوب کرد، توطئههای مختلف که برای براندازی یا تضعیف نظام اتفاق افتاده بود را به عنوان دستمایه خویش انتخاب کرده بودند و بسیاری از فیلمها نیز در برابر غرب اعلام موضع میکردند.
برای مثال فیلم «تیغ و ابریشم»، ساخته مسعود کیمیایی به موضوع موادمخدر و توزیع آن در ایران میپردازد. قرار است 20 تن هرویین وارد ایران شود و در دانشگاهها، مدارس و حتی جبهههای جنگ توزیع شود. البته فیلم توجه منتقدان را جلب نمیکند و اکثر آنان «تیغ و ابریشم» را فیلم ضعیفی میدانند.
البته در فیلمهایی که پس از جنگ تحمیلی ساخته میشوند، مایه تقابل با غرب واضحتر است. در «ابلیس» احمدرضا درویش، مرد که همسر و فرزندش را در حادثه حمله ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس از دست داده، به آشفتگی کامل میرسد. در «دادستان» بزرگمهر رفیعا، رسوایی در زمینه تولید دارو باعث دستگیری 2 آمریکایی میشود و در «روز شیطان» ساخته بهروز افخمی نیز بمب اتمی به ایران حمل میشود و در فیلم «تشکیلات» ساخته منوچهر مصیری، محمود بازپرس دادسرای مبارزه با مواد مخدر، یک افسر سابق گارد به نام سهراب را دستگیر میکند که علاوه بر فعالیت در قاچاق مواد مخدر، مامور مبارزه برای براندازی نظام نیز هست.
شاید جنگ تحمیلی را بتوان یکی از مهمترین اتفاقات سالهای پس از انقلاب دانست که مسلما یکی از ابعاد مهم آن سیاست بود و تاثیر بسزایی نیز بر سینمای ایران گذاشت. تعداد بسیار زیادی از فیلمهای پس از انقلاب مربوط به ابعاد مختلف این اتفاق است و حتی میتوان سینمایی تحت عنوان سینمای دفاع مقدس که از جنبههایی نزدیک به ژانر جنگی و از جنبههایی نیز مسلما متفاوت با آن است شناسایی کرد. فیلمهای مرتبط با دفاع مقدس را هم میتوان در جریان سینمای مستند نظیر مجموعه روایت فتح پس از انقلاب مشاهده کرد و هم در فیلمهای سینمایی.
اولین فیلمی که در تاریخ سینمای ایران به عنوان «سینمای جنگ» شناخته شد، فیلم «مرز»، ساخته جمشید حیدری است که البته منتقدان و حتی سازندگان فیلم معتقدند از فضای واقعی جنگ فاصله دارد؛ اما شروع جریان اصلی سینمای دفاع مقدس را باید در میان فیلمسازانی جستجو کرد که خود تجربه حضور مستقیم در جبههها را داشتهاند. در حقیقت این افراد بودند که از ایراد جدی وارد بر فیلم حیدری یعنی عدم شناخت جنگ مبرا بودند و به بازنمایی گوشههایی از جنگ پرداختند. از این افراد میتوان به مرحوم رسول ملاقلیپور، ابراهیم حاتمیکیا و احمدرضا درویش اشاره کرد. البته جریان سینمای دفاع مقدس محدود به این اسامی نمیشود و با مراجعه به کتب مفصل تاریخ سینما میتوان فیلمهای بسیاری را یافت که جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و گاه مسائل سیاسی و اقتصادی مرتبط با جنگ موضوع آنهاست. برای مثال میتوان به فیلم جنگ «نفتکشها»، ساخته محمد بزرگنیا اشاره کرد. فیلم، داستان ناخدای جوانی را روایت میکند که میخواهد در اوج حمله به نفتکشهای ایرانی، کشتی خود را از تنگه هرمز عبور دهد و برای این کار به سراغ ناخدایی کهنهکار میرود و در انتها نیز موفق میشوند کشتی را عبور دهند. این فیلم در حقیقت اشاره دارد به دورهای از جنگ که در آن عراق و حامیانش قصد داشتند اجازه ندهند ایران از طریق آبهای جنوبی، نفت بفروشد تا توان ادامه جنگ را نداشته باشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....