این دستاورد شگرف، زنگ خطری جدی برای نظام سلطه بود که چگونه کشوری زیر سختترین فشارها میتواند به چنین قلههایی از علم دست یابد. از همین رو است که رهبر معظم انقلاب اسلامی بر حفظ و تقویت این مسیر و جدی گرفتن این موضوع تاکید دارند؛ تاکیدی که معنای عملی آن، توجه واقعی به نخبگان، نوآوران و نیروهای انسانی متخصص، حمایت همهجانبه از آنها و مراقبت حقیقی از این سرمایههای بیبدیل ملی است.
بدیهی است که این توجه و حمایت راهبردی، نباید در حد شعارها و تقدیرهای ظاهری باقی بماند، بلکه نیازمند تحولی ساختاری در نگاه مدیران و اختصاص بودجههای کافی، اعطای امتیازات ویژه و هموارسازی مسیر پیشرفت جوانان است تا دلگرم بمانند و انگیزهای محکم برای ماندن در وطن داشته باشند. جوان نخبه در ابتدای مسیر زندگی، تشکیل خانواده و سازندگی است و طبیعی است که جذب فضایی شود که امنیت شغلی و تامین مالی او را تضمین کند. در شرایطی که دانشگاهها و مراکز علمی آن سوی مرزها با جذابترین امتیازات مالی و پژوهشی در پی جذب سرمایههای انسانی ما هستند، مقابله با این روند نیازمند اقداماتی متقابل و کارآمد است. به عنوان نمونه، فراهم کردن امکان ادامه تحصیل دانشجویان کارشناسی ارشد در مقطع دکترا بدون نیاز به کنکور و مصاحبههای طاقتفرسا، یا در نظر گرفتن حقوق، دستمزد و مزایای مکفی و آبرومندانه برای دانشجویان مقطع دکترا، از جمله راهکارهای عاجلی است که میتواند مانع از وسوسه مهاجرت شود.
بنابراین، این وظیفهای خطیر و راهبردی بر دوش دولت و ارکان مختلف نظام است تا با ایجاد امتیازات اداری، مالی و رفاهی رقابتی، محیطی امن و پرامید برای نسل جوان فراهم کنند. جوانان نخبه و خلاق ایران اسلامی نیازمند پشتوانهای مطمئن هستند تا با خیال آسوده به تحقیق، نوآوری و حل چالشهای کشور بپردازند. غفلت از این ضرورت حیاتی، فرصتها را به تهدید بدل میکند، در حالی که سرمایهگذاری واقعی روی این نیروهای مستعد، تضمینکننده اقتدار علمی و استقلال همهجانبه کشور خواهد بود، چرا که تنها این نسل جوان و اندیشمند است که میتواند با تکیه بر انگیزه درونی، آینده ایران را به شکلی پایدار و سرافرازانه بسازد.