این نگاه، تداوم اندیشه متعالی رهبر شهید در خصوص اهمیت فرهنگ است. آنجا که فرهنگ را به «هوا»یی که زندگی انسان از آن برمیخیزد، تشبیه کردند و نسبت امر فرهنگی با دیگر امور جامعه را نسبت «روح» به «جسم»میدانستند.
تاکید بر فرهنگ بهعنوان محور فراراهبردی، یعنی اصالت، اولویت، تنظیمگری و راهبری امور جامعه با امر فرهنگ یک جامعه است. فرهنگ اجزای مختلفی دارد و تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسانها را در بر میگیرد؛ باورها، ارزشها، هنجارها، سنتها و آداب و رسوم، مواردی که همه در فرهنگ معنا میشوند. بنابراین برای تداوم یک جامعه، یک فرهنگ و یک تمدن، ضروری است کارگزارانی متولی انتقال آن به نسلهای جوان باشند.
در پیام هوشمندانه رهبر عزیز انقلاب، ضمن تاکید بر تدبیر امور جامعه با محوریت فرهنگ، افراد مؤثر برای حفظ و انتقال آن مورد توجه قرار گرفتند. زنان خانهدار بهعنوان کسانی که «ظریفترین اجزا و نقشونگار فرهنگ زیبا و مطلوب آینده را در حریم منازل به تکتک فرزندان میآموزند»، در کنار معلمان و دیگر افراد مؤثر در تعلیم و تربیت معرفی شدند.
این اعتباربخشی، در دنیایی که ارزش انسان را با شغل و درآمد مادی میسنجند و نقشهای غیررسمی و بدون حقوقِ اقتصادی را نادیده میگیرند، اقدامی روشنگرانه است؛ چرا که زنان خانهدار، بدون هیچ سمت رسمی، هر روز در آزمونی سختتر از بسیاری از مشاغل حضور دارند. آنها در ساعتهای طلایی رشد کودک، مفاهیمی چون صداقت، همدلی، مسئولیتپذیری، هویت ملی و معنویت را نه از طریق شعار، که از طریق زندگی روزمره و تعاملات عاطفی، به نسل آینده منتقل میکند. این نقش، از هر سخنرانی و کتاب درسیای نافذتر و ماندگارتر است.
از این رو ضرورت دارد سیاستگذاریهای کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، بهگونهای تنظیم شوند که ارزشآفرینی اقتصادی غیرمستقیم خانهداری، در نظام تامین اجتماعی، بیمه، بازنشستگی و اعتبارات خانوادگی بازتاب یابد و از طرفی امکان بهروزرسانی دانش و مهارت برای بانوان خانهدار، از طریق آموزشهای غیرحضوری، شبکههای همافزایی محلی و حمایت از گروههای مردمی، فراهم شود. در عین حال در نظام رسانهای و آموزشی کشور، تصویر زن خانهدار از حاشیه به متن بیاید و بهعنوان یک الگوی کارآمد، ارزشمند و عزتمند، نه یک انتخاب عقبمانده معرفی شود.