در این زمینه دو بحث وجود دارد. یک بحث، در ظرف زمان و درباره جنایاتی است که یزیدیان مرتکب شدند و مردم نسبت به آن موضع داشتند. بحث دیگر، که یک بحث کلان است، خونخواهی حسینیان از یزیدیان در طول تاریخ است. بنابراین، یک بحث مصداقی داریم و یک بحث کلان.
طبیعتا هرکسی امروز از اینکه مرجع تقلیدش به دست یزیدیان زمان به شهادت رسیده، متأثر است و حق دارد که در این زمینه به خونخواهی اقدام کند. اما نگاه کلانتر این است که ما امروز همچنان خونخواه حسینبنعلی علیهالسلام هستیم؛ درحالیکه جنایتکاران کربلا دیگر وجود ندارند و در همان مقطع تاریخی از بین رفتند. بااینحال، همچنان خونخواهی امامحسین علیهالسلام را مطرح میکنیم.
این به آن معنا نیست که صرفا انگشت اتهام را به سوی یزیدیان آن زمان بگیریم؛ زیرا آنان از بین رفتهاند و اثری از آنها باقی نمانده است. آنچه باقیمانده، صفآرایی میان حسینیان و یزیدیان در طول تاریخ است؛ صفآراییای که وجود داشته، استمرار دارد و همچنان نیز ادامه خواهد داشت.
بنابراین، خونخواهی امروز ما نسبت به امامحسین علیهالسلام، به معنای قرارگرفتن در تقابل با یزیدیان زمان، مقابله با ساختار ظلم، شبکه ظلم و قدرتهای ظالمی است که در امتداد همان جریان تاریخی حرکت میکنند؛ همان قدرتهایی که در طول تاریخ علیه بشریت جنایت کردهاند، جنایت میکنند و اگر مانعی در برابر آنها نباشد، بازهم جنایت خواهند کرد.
پس باید از دو منظر به موضوع نگاه کرد؛ یکی افراد یزیدی و دیگری ساختار یزیدی. افراد از بین میروند، اما ساختار یزیدی در طول زمان باقی میماند. از همین رو، ما همواره باید منتقم خون حسینبنعلی علیهالسلام باشیم؛ درحالیکه آن جنایتکاران تاریخی دیگر وجود ندارند. این خونخواهی، به معنای صیانت از مسیر امامحسین علیهالسلام و مقابله با زیادهخواهیها، نظامهای ظالم و جریانهای ستمگر در طول تاریخ و آینده است.
بنابراین، ما هم در برابر افراد جنایتکار مسئولیت داریم و هم در برابر نظام جنایتپیشهای که همواره در تاریخ با آن مواجه بودهایم؛ نظامی که به حق خود قانع نبوده، به ملتها ستم کرده، حقوق آنان را پایمال کرده، ملتها را به اسارت کشیده و با بدترین شیوهها آنها را سرکوب کرده است.
از این منظر، هریک از آحاد جامعه اگر روزی به عاملان این جنایت دسترسی پیدا کنند، طبیعتا به وظیفه خود عمل خواهند کرد. اما آنچه مهمتر است، همان نگاه کلان است؛ یعنی مقابله تاریخی با زیادهخواهانی که در برابر بشریت ایستادهاند، انسانها را با سختیهای فراوان مواجه کردهاند و برای رسیدن به اهداف پلید خود، هر جنایتی را علیه بشریت مرتکب شدهاند.
این یک نظام و یک ساختار است و ما وظیفه داریم مرزبندی خود را با این ساختار جنایتکار و متعدی به حقوق ملتها همواره روشن نگهداریم و در برابر آن بایستیم. یعنی حسینیان زمان همواره با یزیدیان زمان صفبندی دارند و در تقابل با آنان هستند. این مسأله بسیار مهمی است که باید به آن توجه جدی شود.
نباید تصور کنیم که اگر یزید در یک مقطع تاریخی جنایت کرد و از بین رفت، دیگر موضوع خونخواهی امامحسین علیهالسلام پایان یافته است. خیر، این موضوع استمرار دارد؛ زیرا مطالبه خونخواهی امامحسین علیهالسلام، مطالبهای جاری در طول تاریخ است. امامحسین علیهالسلام یک شاخص در برابر زیادهخواهان است و وقتی میگوییم خونخواه حسین هستیم، یعنی خونخواه حسینیان زمان نیز هستیم. اگر در تقابل با یزیدیان قرار میگیریم، یعنی امروز نیز با یزیدیان زمان در تقابل هستیم. این یک نزاع تاریخی است که همواره وجود داشته است.
بالاترین اقدامی که در این زمینه میتوان انجام داد، نخست آن است که خود را در برابر یزیدیان زمان تقویت کنیم و دوم اینکه دست یزیدیان زمان را از سرنوشت ملتها کوتاه کنیم. طبیعتا تحقق این هدف، به نابودی بخشی از امکانات و قدرت زیادهخواهان حاکم بر جهان خواهد انجامید.
در تکمیل این بحث باید تأکید کنم که یک تقابل میان حسینیان زمان و انسانهای شیطانصفت وجود دارد و یک تقابل دیگر میان حسینیان زمان و نظامهای شیطانصفتی که انسانهای شیطانصفت را برای گسترش قدرت خود به خدمت میگیرند. این تقابل دوم اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اصل مسأله، مقابله با نظامهای شیطانصفت است. این همان چیزی است که معنا میبخشد به اینکه ما امروز، با وجود گذشت قرنها از واقعه عاشورا، همچنان خود را منتقم خون امامحسین علیهالسلام میدانیم.
بنابراین، موضوع تنها یزید تاریخی نیست. اگر یزید به درک واصل شد، به این معنا نیست که مسأله پایان یافته است. این نظامهای سلطه هستند که همواره افرادی مانند یزید را تولید میکنند، آنان را به خدمت میگیرند و از دنیاطلبی و روحیات آنان بهره میبرند تا به اهداف و امیال شیطانی خود برسند. از همین رو، تقابل اصلی، تقابل با این ساختارها و نظامهای شیطانصفت است و این تقابل، جریانی مستمر در طول تاریخ خواهد بود.