رسانهها دیگر صرفا ناقل رویدادها نیستند، بلکه هر یک میکوشند از دریچهای خاص به تفسیر، بازنمایی و معنا بخشیدن به رخدادها بپردازند. با این حال، در برخی بزنگاههای تاریخی، واقعیت میدانی چنان آشکار و گسترده است که حتی رسانههایی با رویکردها و گرایشهای متفاوت نیز ناگزیر از پذیرش آن میشوند؛ هرچند ممکن است در تحلیل و تفسیر آن اختلاف نظر داشته باشند. مراسم تشییع رهبر شهیدمان را میتوان از همین منظر مورد توجه قرار داد.
فارغ از ارزیابیهای سیاسی و برخی اختلاف نظرها، آنچه در خیابانهای تهران و سایر شهرهای کشور به نمایش درآمد، رخدادی بود که از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفت و به یکی از مهمترین موضوعات رسانههای بینالمللی تبدیل شد. تصاویر منتشر شده از انبوه جمعیت، حضور گسترده اقشار مختلف و پوشش لحظهبهلحظه این مراسم سبب شد بسیاری از رسانههای خارجی که در موضوعات مختلف ایران رویکردی انتقادی دارند هم در گزارشهای خود از تعابیری چون «میلیونها عزادار»، «جمعیت عظیم»، «دریای جمعیت» و «یکی از بزرگترین تجمعات عمومی در تاریخ معاصر ایران» استفاده کنند.
نکته قابل تأمل آن که اختلاف اصلی میان رسانههای خارجی نه در اصل وقوع رویداد، بلکه در تفسیر آن مشاهده میشود. برخی این حضور را نشانهای از پیوندهای عمیق مذهبی و فرهنگی جامعه ایران دانستند. برخی دیگر آن را در چارچوب سرمایه اجتماعی، هویت ملی و احساس تعلق جمعی تحلیل کردند. گروهی نیز کوشیدند آن را در قالب معادلات سیاسی و تحولات آینده ایران تفسیر کنند. اما وجه مشترک بسیاری از این گزارشها پذیرش واقعیتی بود که در برابر دوربینها، خبرنگاران و افکار عمومی جهان قرار داشت. این موضوع بار دیگر اهمیت یک اصل بنیادین در مطالعات رسانهای را یادآور میشود: روایتها میتوانند متفاوت باشند، اما امکان نادیده گرفتن کامل واقعیتهای بزرگ اجتماعی روزبهروز دشوارتر میشود. در عصر ارتباطات، تلفنهای همراه، شبکههای اجتماعی، تصاویر ماهوارهای و انتشار همزمان محتوا توسط میلیونها کاربر، انحصار روایت از میان رفته است.
رسانهها همچنان میتوانند به تفسیر رویدادها بپردازند، اما در مواجهه با رخدادهایی که ابعاد آن در معرض دید جهانی قرار میگیرد، ناچارند اصل واقعیت را بپذیرند. از این منظر، بازتاب مراسم تشییع در رسانههای خارجی صرفا یک رویداد خبری نبود؛ بلکه نمونهای گویا از نسبت میان «واقعیت میدانی» و «روایت رسانهای» به شمار میآید. واقعیتی که از خیابانهای تهران آغاز شد و به تیتر نخست بسیاری از رسانههای جهان راه یافت.
شاید مهمترین درس این رخداد آن باشد که در جهان پررقابت رسانهای امروز، هرچه روایتها متکثرتر شوند، همچنان این واقعیتهای بزرگ اجتماعی هستند که در نهایت خود را بر صفحه نخست رسانهها تحمیل میکنند؛ حتی اگر این پذیرش، برای برخی رسانهها نوعی «اعتراف ناخواسته» تلقی شود.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛