اکنون ناظران جهانی، فیلسوفان سیاسی و صاحبنظران علم سیاست مشغول واکاوی این پدیده هستند که چگونه رئیس یک دولت، تا این اندازه در قلوب مردم جایگاه دارد و از چنین موقعیتی در جامعه خود برخوردار است؛ جایگاهی که دامنه شهرت و تأثیرگذاری آن، فراتر از مرزهای جغرافیایی کشورش، بر غرب آسیا و حتی سراسر جهان سایه افکنده است. این نکته، فوقالعاده مهم است و پیامهای ویژهای برای اندیشمندان و پژوهشگران علم سیاست دارد.
ایران پس از دو جنگ نظامی با قدرتهای بزرگ اتمی جهان و منطقه، پیروز از میدان بیرون آمده است. این قدرت از کجا ناشی میشود؟ آیا صرفا حاصل توان نیروهای مسلح است؟ پاسخ این است که اساس قدرت در ایران، مردمپایه است؛ یعنی مردم حکومت میکنند. این مردم هستند که حتی در غیاب رهبر انقلاب، اوضاع را رهبری میکنند و فضای سیاسی کشور را در برابر تجاوز خارجی سامان میدهند.
این مردم چگونه تربیت شدهاند؟ اگر به نزدیک به نیم قرن گذشته بنگریم، میبینیم که امامین انقلاب، در عرصه تربیت سیاسی، نسلی را پرورش دادهاند که در متن حکمرانی قرار دارد، نه در حاشیه آن؛ مردمی که خود در اداره کشور نقشآفرین هستند. این نوعی مردمسالاری است که به باور گوینده، نمونه آن در هیچیک از دموکراسیهای جهان دیده نمیشود؛ آنچه رهبر شهید از آن با عنوان «مردمسالاری دینی» یاد کردند.
این تشییع، پیام روشنی برای متجاوزان دارد: تجاوز، ترور و کشتار جمعی نتیجهای نخواهد داشت و از ترور رهبران نظامی و سیاسی و کشتار مردم، به اهداف خود دست نخواهید یافت. مردم ایران، ونزوئلا، سوریه یا لبنان نیستند. ایران، مرکز یک تمدن بزرگ در تاریخ بشر است و نمیتوان آن را با بمبهای سنگرشکن یا با تغییر ترکیب، آرایش و دکور دگرگون کرد.
این مراسم تشییع و تدفین، در واقع رونمایی از هسته سخت جدید ایران بود. آنان گمان میکردند که هسته سخت ایران با چند ضربه نظامی، سیاسی، کودتا یا شبهکودتا از میان خواهد رفت؛ اما متوجه شدند هسته سخت جدیدی از زیر آوارها، از میان هیاهوی رسانههای دشمن و در دل بمبارانها سر برآورده است؛ این هستهای به گونهای ظهور کرده که هیچ قدرت جهانی توان ایستادگی در برابر آن را ندارد.
کسانی که این پدیده را با دقت مورد بررسی قرار دادهاند، به این نتیجه رسیدهاند که هنگامی که یک حکیم، یک فیلسوف و یک فقیه اداره جامعهای را بر عهده میگیرد؛ فقیهی که هم مدیر است، هم مدبر، هم شجاع، و حتی پس از شهادت نیز میتواند رهبری مردم خود را مقتدرانه استمرار بخشد، نشان میدهد تحولات مهمی در تاریخ فلسفه سیاسی، تاریخ سیاست جهان و حتی در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه رخ داده است.
امروز دشمن در برابر این ملت زانو زده و این ملت در حال تحمیل خواستههای خود به دشمن است. اینها پدیدههای نادری هستند که اکنون مردم جهان نظارهگر آنها هستند.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛