بخشی از این فضاسازیها از سوی فعالان و سرمایهگذارانی بود که طی سالهای گذشته تلاش کردهاند سهم بیشتری از بازار سرگرمی و رسانه را در اختیار بگیرند؛ مجموعههایی که روزگاری مهمترین ستارههای تبلیغاتی خود را در قاب تلویزیون معرفی میکردند و امروز نیز همچنان از ظرفیت این رسانه استفاده میکنند، اما همزمان میکوشند با ایجاد فضای رقابتی، مخاطب بیشتری را بهسمت پلتفرمهای خود هدایت کنند.
این جریان از همان ابتدا تلاش کرد چنین القا کند که تلویزیون دیگر جایگاه گذشته را در پوشش رویدادهای بزرگ ندارد و مخاطب اصلی بهسمت سکوهای اینترنتی کوچ کرده، اما واقعیت میدان رسانه_ بهویژه در موضوع پخش زنده مسابقات جام جهانی_ تصویر متفاوتی را نشان داد.
جام جهانی از جمله رویدادهایی است که صرفا یک برنامه سرگرمی یا یک مجموعه نمایشی نیست. پخش زنده مسابقات فوتبال، تابع قوانین پیچیده حقوق رسانهای، قراردادهای بینالمللی، الزامات فنی و استانداردهای حرفهای است. بسیاری از منتقدانی که در روزهای ابتدایی فضای رسانهای را علیه تلویزیون شکل دادند، کمتر به این واقعیت توجه داشتند که مدیریت چنین رویدادی نیازمند تجربهای است که طی دههها در سازمان صداوسیما شکل گرفته.
از سوی دیگر همه میدانستند که جام جهانی ۲۰۲۶ با توجه به برخی حساسیتهای فرهنگی و حاشیههای احتمالی، از نظر پخش زنده با دشواریهایی همراه خواهد بود. با این حال تجربه چندین دههای تلویزیون در مدیریت رویدادهای بزرگ ورزشی باعث شد این چالشها تا حد زیادی کنترل شود و مخاطبان بتوانند مسابقات را با کمترین حاشیه و بیشترین تمرکز بر اصل فوتبال دنبال کنند.
در همین مقطع بود که جملهای در فضای مجازی بارها تکرار شد؛ عبارتی که شاید بیش از هر تحلیل دیگری وضعیت رقابت رسانهای را توصیف میکرد: «مردم جام جهانی را در تلویزیون میبینند و سریالها را در پلتفرمها». این جمله فارغ از اینکه موافق یا مخالف آن باشیم یک واقعیت مهم را یادآوری میکند؛ اینکه هنوز هنگام رویدادهای زنده و ملی، نخستین انتخاب بخش بزرگی از مردم تلویزیون است.
در همین چارچوب، موضوع حق پخش مسابقات نیز به یکی از محورهای اصلی بحث تبدیل شد. سازمان صداوسیما پس از طی مذاکرات حقوقی و تجاری و براساس قراردادهای بینالمللی موفق شد حق پخش انحصاری مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ را برای قلمرو جمهوری اسلامی ایران دریافت کند.
مطابق ضوابط بینالمللی حقوق رسانهای، پخش این مسابقات در اختیار صداوسیما قرار گرفت و هرگونه بهرهبرداری رسانهای از این محتوا نیازمند دریافت مجوزهای قانونی از این سازمان شد؛ بنابراین تمامی سکوهای اینترنتی و پلتفرمهایی که قصد پخش مسابقات را داشتند ناگزیر بودند در چارچوب همین قوانین فعالیت کنند.
در ادامه، هر یک از پلتفرمهای نمایش خانگی و سکوهای اینترنتی تلاش کردند با تولید برنامههای جانبی، سهمی از هیجان جام جهانی را بهدست آورند. فیلیمو با برنامه «بفرمایید جام» و اجرای امیرحسین قیاسی بیش از آنکه به تحلیل فنی مسابقات بپردازد، فضای سرگرمی، شوخی و حاشیههای جام را دنبال کرد. در کنار آن «کیمدیشو» نیز با اجرای محمد بحرانی تلاش کرد ترکیبی از فوتبال، مسابقه و طنز را به مخاطبان ارائه دهد.
فیلمنت نیز با برنامه «جیمیجام» و اجرای ابوطالب حسینی وارد این رقابت شد که قرار بود هر شب حواشی جام جهانی را مرور کند، اما از همان قسمتهای ابتدایی بهدلیل نوع ادبیات، کنایهها و شوخیهای خود با انتقادات فراوانی روبهرو شد. در نماوا نیز برنامه «درجام» و برخی دیگر از تولیدات فوتبالی در فضای مجازی بازتابهایی همراه با حاشیه داشتند. همچنین برنامههایی مانند «فوتبال پارادیزو»، «دری رو به جام» در آپاراتاسپرت و «فوتبال ۳۶۰» هر کدام تلاش کردند سهمی از مخاطبان فوتبال را جذب کنند.
نکته قابل توجه اینجاست که اگرچه این سکوها هزینههای قابل توجهی برای تولید برنامههای ویژه جام جهانی انجام دادند و با حضور چهرههای شناخته شده، تبلیغات گسترده و فضاسازی رسانهای کوشیدند مخاطبان بیشتری بهدست آورند، اما در نهایت نتوانستند جایگاه تلویزیون را در پوشش زنده مسابقات به چالش جدی بکشند. شاید در برخی ساعات، افزایش بازدید یا اصطلاحا ویوی بیشتری نصیب بعضی برنامهها شد، اما در رقابت اصلی (همراه کردن مخاطب با متن مسابقات) همچنان قاب تلویزیون دست بالا را داشت.
دلیل این مسأله را نمیتوان تنها در رایگان بودن خدمات صداوسیما جستوجو کرد. اگرچه رایگان بودن و دسترسی سراسری بدون نیاز به اشتراک مزیتی مهم محسوب میشود، اما عوامل دیگری نیز در این برتری نقش دارند؛ از جمله زیرساخت گسترده پخش، کیفیت انتقال زنده، تجربه چند دههای در پوشش مسابقات بزرگ، شناخت سلیقه مخاطبان و مهمتر از همه نگاه خانوادگی به تولید محتوا.
یکی از مهمترین تفاوتهای تلویزیون با بسیاری از تولیدات نمایش خانگی، همین رویکرد خانوادهمحور است. در سالهای اخیر بسیاری از سریالها و برنامههای تولید شده در پلتفرمها بهسمت فضایی حرکت کردهاند که تماشای آنها برای همه اعضای خانواده بهصورت همزمان چندان امکانپذیر نیست. در مقابل، صداوسیما همچنان تلاش میکند برنامههایی تولید کند که خانواده بتواند با اطمینان و آسودگی کنار یکدیگر به تماشای آن بنشیند. این ویژگی در پوشش رویدادهای ورزشی نیز کاملا مشهود است.
از سوی دیگر برخی تحلیلها و نظرسنجیها نشان میدهد برنامههای ورزشی تلویزیون در ایام جام جهانی با رشد قابل توجه مخاطب روبهرو شدهاند. برای نمونه برنامه «فوتبال برتر» که پیش از آغاز جام جهانی سهم مخاطب کمتری داشت، همزمان با برگزاری مسابقات با افزایش چشمگیر بیننده مواجه شد. در مجموع مخاطبان برنامههای فوتبالی تلویزیون رشد محسوسی را تجربه کردند. در مقابل، سهم پلتفرمها از مخاطبان جام جهانی هرچند قابل توجه بود، اما همچنان فاصله معناداری با تلویزیون داشت.
این آمارها حتی اگر درباره جزئیات آنها دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد، یک نکته روشن را تایید میکند؛ تلویزیون هنوز در حوزه پخش زنده رویدادهای ملی و بینالمللی، رسانه مرجع بخش بزرگی از جامعه است. شاید در حوزه تولید سریال، رقابت میان تلویزیون و نمایش خانگی همچنان ادامه داشته باشد و هر دو رسانه نقاط قوت و ضعف خود را داشته باشند، اما وقتی پای یک رویداد زنده، فراگیر و ملی مانند جام جهانی به میان میآید تجربه، اعتماد عمومی و زیرساخت رسانهای صداوسیما همچنان تعیینکننده است.
در نهایت رقابت میان رسانهها اتفاقی طبیعی و حتی ضروری است. حضور پلتفرمها میتواند به افزایش کیفیت تولید محتوا کمک کند و فضای متنوعتری برای مخاطبان ایجاد کند، اما تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در حوزه پخش زنده مسابقات بزرگ، صرف هزینههای تبلیغاتی، استفاده از چهرههای مشهور یا تولید برنامههای پرحاشیه الزاما بهمعنای کسب مرجعیت رسانهای نیست. مرجعیت، حاصل اعتماد مخاطب، تجربه حرفهای، پوشش سراسری و توانایی مدیریت یک رویداد بزرگ است؛ ویژگیهایی که صداوسیما همچنان از آن برخوردار است.
به همین دلیل شاید بتوان همان جمله مشهور فضای مجازی را اینگونه تفسیر کرد: مردم برای بسیاری از محصولات سرگرمی حق انتخابهای متنوعی دارند، اما هنگامی که پای مهمترین رویداد فوتبالی جهان در میان است، هنوز هم نخستین قاب، قاب تلویزیون است.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛