برای مصون ماندن از این جریان، تقویت سواد رسانهای ضروری است. پیش از آنکه خبری را بازنشر کنیم یا واکنشی نشان دهیم، بهتر است چند پرسش اساسی از خود بپرسیم: هدف از انتشار این پیام چیست، چه فرد یا نهادی پشت آن قرار دارد، این خبر چه احساسی در من ایجاد میکند و آیا این احساس میتواند مرا به تصمیمی آگاهانه و همسو با منافع جمعی برساند یا صرفا واکنشی هیجانی را در من برمیانگیزد؟ هرگاه متوجه شدیم اضطراب یا خشم ما بیش از حد افزایش یافته، بهتر است برای مدتی پیگیری اخبار را متوقف کنیم تا فرصت اندیشیدن و بازنگری فراهم شود.
ادامه بیوقفه خبرخوانی حتی اگر خبرها مثبت باشند میتواند بهنوعی «اوردوز ذهنی» منجر شود؛ حالتی که در آن ذهن از انبوه اطلاعات اشباع میشود و توان تحلیل عمیق و قضاوت سنجیده کاهش مییابد. برای حفظ سلامت روان و افزایش قدرت تحلیل لازم است مصرف رسانهای خود را مدیریت کنیم: انتخاب چند منبع خبری معتبر و محدود، پرهیز از دنبال کردن نسخههای متعدد یک خبر در رسانههای مختلف، کاهش زمان حضور آنلاین و در نظر گرفتن بازههایی برای فاصله گرفتن از فضای دیجیتال و همچنین متنوع کردن سبد مصرف رسانهای با گنجاندن مطالب تحلیلی، آموزشی و فرهنگی در کنار اخبار. در شرایطی که احتمال بروز تنش یا جنگ وجود دارد، تشخیص دقیق رسانههای همسو از رسانههایی که بهدنبال تشدید التهاب روانی جامعه هستند اهمیت حیاتی پیدا میکند. برخی رسانهها با استفاده از جملات قطعی، بزرگنمایی یا دوقطبیسازی تلاش میکنند احساس ناامنی و بیثباتی را تقویت کنند. در مقابل رسانههای مسئول و داخلی باید با دقت و مسئولیتپذیری اطلاعات را منتشر کنند و در کنار اطلاعرسانی، به تقویت امید و تابآوری اجتماعی نیز کمک کنند. در نهایت باید بهخاطر داشت که میدان نظامی، میدان ذهنی و میدان رسانهای از یکدیگر جدا نیستند. هرجا برداشت ما از واقعیت بر پایه روایتهای دقیق و قابل اعتماد شکل بگیرد، همانجا نقطه واقعی قدرت و انسجام ملی شکل میگیرد. با افزایش سواد رسانهای، کنترل هیجانات و انتخاب آگاهانه محتوا، هر یک از ما میتوانیم سهمی در حفظ آرامش روانی جامعه و تقویت قدرت جمعی داشته باشیم.