رد پای نفوذ در دفاعمقدس در سطوح مختلف از آشپزخانه جبهه گرفته تا اتاق فرماندهی دیده شد؛ اما هیچ یک از این تلاشها کفه ترازوی جنگ را بهنفع دشمن سنگین نکرد و وجبی از خاک با جانفشانی هزاران شهید، به دست دشمن نیفتاد. اما این ماجراها در سالهای اخیر دستمایه ساخت مجموعههای تلویزیونی بسیاری شده است. سریالهایی که به دلیل داشتن اکشن و فیلمنامههای برگرفته از واقعیت، نظر مخاطبان را به خود جلب کرده. برخی از این سریالها قوی و پر مایه هستند و برخی دیگر چنگی به دل نمیزنند. از جمله جدیدترین آثاری که جریان نفوذ را نشان میدهند مجموعههای دو نیمه ماه و صفر بیست و چهار هستند. در روایت دو نیمه ماه، شاهد قد کشیدن یکی از اهالی رسانه و ظاهر موجه او هستیم که در نهایت مشخص میشود وابسته به منافقین است.صفر بیست و چهارهم به همین روال، تلاش کرده روایتی از چهره غیرواقعی افرادی را نشان دهد که از ابتدای انقلاب تاکنون، در تلاش برای ضربه زدن به انقلاب بودند. به این بهانه نگاهی به سریالهای تلویزیونی میاندازیم که جریان نفوذ در آنها نمایش داده شده است.
دسیسه از لبنان در تهران
مجموعه وفا یکی از همین مجموعههاست که به خوبی نفوذ را نشان داد. این سریال سال ۱۳۸۵ زمانی روی آنتن رفت که دغدغه داشتن انرژی هستهای در کشور به اوج خود رسیده بود. در این حالوهوا سریال وفا گروه زیادی را پای تلویزیون نشاند تا ماجرای دختری ایرانی - لبنانی به نام وفا را که به اتهام جاسوسی برای اسرائیل به زندان افتاده دنبال کند. در این داستان انفجار بمبی در لبنان افراد بسیاری را بهکام مرگ کشید. زوبین در این بمبگذاری پدر و مادرش را از دست داد و به دلیل مشکلات روانی ناشی از آن، در آسایشگاه روانی بستری شد. اینجا موضوع نفوذ با فراری دادن زوبین توسط یک اسرائیلی نمایان میشود. خرچنگ موفق میشود زوبین را با تغییر چهره و هویت به لبنان بفرستد و زمانی که وفا را هم به او میرساند، نقشه خود را عملی میکند. تردیدهای ژوبین در ملاقات با همکاران خرچنگ، او را به تصمیمگیری دیگری وا میدارد که برای مخاطب غیر منتظره است. این سریال با کارگردانی محمدحسین لطیفی و تهیهکنندگی منصور سهرابپور در دومین جشنواره فیلم پلیس جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد. هر چند جنبه سرگرمیسازی این سریال به سمت و سوی پرداختن به جریان نفوذ میچربد اما موضوع آن برای مخاطب تازگی داشت.
روایت حقطلبی مجید
از دیگر مجموعهها میتوان به ارمغان تاریکی اشاره کرد که هنوز هم موسیقی آن برای مخاطبان یادآور قصه خاص آن است. قصه این سریال به مجید گره خورده بود که نماد جوان ساده دل ایرانی است که برای رسیدن به هدفش خود را به آب و آتش میزند. او در جریان تکاپو برای رشد و موفقیت در دام منافقین میافتد وبه عنوان خواستگار وارد زندگی سارا میشود تا نقشه منافقین را پیش ببرد. عموی سارا از افراد تاثیرگذار در کشوراست و به همین دلیل هدف منافقین قرار گرفته است.
ایده محوری در طراحی شخصیت مجید در جستوجوی حقیقتبودن است و آرش مجیدی با چهره حیران و پر از سؤال در موقعیتهای چالشبرانگیز و ضداخلاقی این فطرت و حقطلبی را بروز میدهد. مجید درعینحال شخصیت عاشقپیشه و مهربانی هم دارد. اوبرای انسانها دل میسوزاند وهرجا احساس میکند انسانیت زیر سؤال میرود، ترمز جستوجوگریاش را هم میکشد. داستان «ارمغان تاریکی» در دهه ۶۰ و زمانی که منافقین درصدد خرابکاری در کشور بودند اتفاق میافتد و میزانسنها طوری چیده شده که در ذهن مخاطب تصور آن دوران شکل میگیرد.ارمغان تاریکی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی جلیل سامان از تولیداتی به شمار میآید که توجه منتقدان را به خود جلب کرد. فیلمنامه قوی و دوری از ورطه تکرار از نکات قوت این سریال شمرده میشود.
عاشقانهای دیگر در جریان نفوذ
سریال «پروانه»راهم باید ازجمله این مجموعهها دانست.این سریال سال۹۲ روی آنتن رفت.در این سال فرار و افشاگریهای تکاندهنده ادوارد اسنودن، کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا رقم زد که ماجرای نفوذ جدیتر از قبل سر زبانها افتاد. سریال پروانه نیز در چنین فضایی متولد شد.
جلیل سامان پس از تجربه موفق ارمغان تاریکی، با این اثر بار دیگر ثابت کرد که در خلق ملودرامهای عاشقانه با بستر سیاسی و روایت نفوذ، مهارتی ویژه دارد. شخصیتهای اصلی این داستان که یک پایشان در ساواک و پای دیگر در جمع منافقین است، نمایانگر نفوذ و نفاق هستند. در این اثر هم مانند ارمغان تاریکی، با ازدواجی بدون عشق روبهرو هستیم که به تدریج تغییر میکند و ماجرایی عاطفی را شکل میدهد. داستان پروانه در دهه ۵۰ میگذرد.
پروانه مانند ارمغان تاریکی موفق شد به ابعاد درونی و فردی سیاست بپردازد، آن را دراماتیزه کند و جنبههای ناخوانده یا کمترکشفشده از زندگی گروهکها را به نمایش بگذارد.
«زیرخاکی»، ریشخندی به ایدئولوژی منافقین
«زیرخاکی» رامیتوان سومین تیر جلیل سامان به سوی منافقین دانست.این سریال طنز که مورد استقبال بسیاری قرارگرفت، در بخشهایی با زبان طنز ایدئولوژی منافقین را به سخره میگیرد. جلیل سامان بعد از اینکه ثابت کرد علاقه خاصی به روایت داستانهای عاشقانه در بستر تاریخ معاصر دارد، آگاهانه درمسیر قصهگویی تغییر رویکرد بهوجودآورد و اثر دیگرش را در فضای کمدی روایت کرد. زمانی که فریبرز درقامت شخصیت اصلی داستان در کمال سادگی با فرد مرموزی آشنا میشود خود را ناچار به باجدادن به او میبیند. این فرد مرموز که با واردشدن به زندگی فریبرز، او را به دردسرهای زیادی انداخت درواقع وابسته به منافقین بود.
داستان ارمغان تاریکی در دهه ۶۰ و پروانه در دهه ۵۰ میگذرد؛ اما داستان زیرخاکی در دورههای زمانی مختلف تصویر میشود. بهتصویرکشیدن پیش از پیروزی انقلاب، پیروزی انقلاب و دوران دفاعمقدس کار را برای فیلمساز دشوار میکند، اما زیرخاکی نشان داد که کارگردان بهخوبی از پس این چالش برآمده و بر اتمسفر این سه مقطع تاریخی مسلط است.
«شاهرگ» منافقان زیر تیغ
سریال تلویزیونی «شاهرگ» به کارگردانی سیدجلال دهقانی و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی داستان پرچالش دیگری از تاریخ منافقین و بمبگذاریهای آنان را در قالب درام و خردهداستانهایی به تصویر میکشد. این سریال که با بازی نیما رئیسی، سیدجواد هاشمی، حسین پاکدل و مهدی سلوکی سال ۹۹ از تلویزیون پخش شد، تفاوتهای آشکاری با «وفا»، «ارمغان تاریکی» و همچنین «پروانه» داشت. در شاهرگ خبری از درامهای عاشقانه نیست؛ چون داستان در فضایی نسبتا مردانه میگذرد. موضوع اصلی داستان بمبگذاریهایی در تهران است که منافقین برای برهمزدن امنیت کشور به آن دستزدند.شاهرگ به دلیل این که در دهه ۶۰ میگذرد، شباهتی با ارمغان تاریکی دارد. این مجموعه با موقعشناسی مناسب، به تاریخچه ترور و گروههای ضد ترور در کشورمان پرداخته است. این سریال در مقایسه با آثاری که نامبرده شد، جدیتر به نظر میرسد و بهجای ماجراهای عاشقانه، مخاطب با خردهروایتهایی روبهرو میشود که سعی دارد چهره واقعی گروهکهای تروریستی را نشان دهد. فیلمساز در این اثر سراغ موضوعی رفته که پر از سوژههای ناب و تکاندهنده است.
مقابله بانفوذ در «صفر بیست و چهار»
در جدیدترین مجموعه تلویزیونی که این روزها در حال پخش است، جریان نفوذ به شکلی پختهتر نسبت به دیگر آثار مشابه تصویر میشود. مجموعه تلویزیونی صفر بیست و چهار تنها نمایانگر جریان نفوذ نیست؛ بلکه نقش نفوذیها را در سطوح مختلف نشان میدهد. محور اصلی این سریال خوشساخت نوآوری و خلاقیتهای جوانان ایرانی در دفاعمقدس است.
نوآوری در مواردی مانند قایقهای خاص و تکمیل ادوات نظامی که به قطع وابستگیهای خارجی انجامید در مقابل نفوذیهایی قرار میگیرد که سعی دارند جلوی این پیشرفتهارابگیرند. این سریال مانند وفا، پروانه و ارمغان تاریکی، ردی از ماجراهای عاطفی و عاشقانه دارد و این ماجراها را به جبهه ربط میدهد. البته در این سریال ماجراهای عاشقانه برای جذابیت اثر در آن جای نگرفته؛ بلکه به شکلی معنادار به موضوع اصلی داستان سنجاق میشود. در این سریال بازگشت به گذشته روایت نمیشود؛ بلکه تصویر میشود. مانند جوانی که زندگی امن و آسایش خود را رها میکند و با رفتن به جبهه دست به خلاقیتهایی میزند که نتیجه جنگ را تغییرمیدهد.
مخاطب در پایان هر قسمت با بخشی مستند از گفتوگوهایی روبهرو میشود که پیوندی اساسی با موضوع همان قسمت دارد و درنهایت بیننده متوجه میشود افرادی که به شکل مستند صحبت میکنند کدام یک از شخصیتهای داستان هستند.
این روش تولید، توجه بیننده را به واقعی بودن اثر جلب میکند و تفاوتی آشکار با دیگر آثار مشابه شمرده میشود. همانطور که ابتدای گزارش اشاره شد، مجموعه دو نیمه ماه را نیز باید از این دست آثار دانست که خط و خطوطی متفاوت از نفوذ جریان منافق را به تصویر کشیده است. این مجموعه به کارگردانی احمد معظمی، روایتی دراماتیک را با خیانت منافقین در آمیخته است.
نقش نفوذیها در تولیدات آینده
جریان نفوذ همیشه در کشور جاری بوده است. هرقدرکشور درعرصههای مختلف قدرتمندترشود، دشمنی دشمنان هم جدیتر خواهد شد و به تلاش بیشتر برای نفوذ میانجامد.نکتهای که در همه مجموعههای تلویزیونی با موضوع نفوذ دیده میشود را میتوان چنین بیان کرد: نفوذ اطلاعاتی دشمن به حساسترین مراکز واطلاعات کشور اتفاق نمیافتد مگربتوانند به ذهن مردم ایران نفوذ کنند. برای همین در وفا شاهد هستیم که زوبین را از آسایشگاه روانی فراری میدهند، یا در سریال دیگر، مجید را به خواستگاری لیلا میفرستند، در «زیرخاکی» هم فریبرز را تحتتاثیر قرار میدهند. شاید دلیل این که آثار نمایشی با موضوع نفوذ بهنوعی ملودرامهای عاشقانه از آب درمیآید، همین موضوع باشد تا نشان دهد راههای نفوذ میتواند بسیار ساده به نظر برسد.