سریال از اوایل دهه 60 شروع میشود و در دهه 70 اوج میگیرد، جلو میرود و به ده سال پس از آن میرسد. در این میان اما آنچه عجیب است، روند بیپایان مصائب و مشکلات این خانواده است. در واقع لحظههای شاد سریال چنان گذری و کوتاه است که به منزله تنوعی جرقه مانند برای مصیبت بعدی به نظر میرسد. همین شیوه روایت باعث میشود تا بیننده از نیمه راه مایوس شده، خندهها و شادیهای لحظهای را چیزی بیش از تقلایی مصنوعی برای شروع مصیبت بعدی نبیند.
همانطور که برخی از فیلمهای سینمایی در تلاش برای هرچه بیشتر نمایش دادن مصائب اجتماعی به نحوی رقابتآمیز به ورطه سیاهنمایی میافتند، بخش عمده سریالهای تلویزیونی نیز تاکید بر فضای غمآلود و لباسهای مشکی دائمی بر تن هنرپیشههایشان را عاملی برای جذب مخاطب میبینند.