از آینه گریزانند و با این حال، ساعتهای متمادی ایستادهاند جلوی آینه و زل زدهاند به خودشان؛ به پف بالای پلکها که فکر میکنند حالت زشتی به چشمهایشان داده؛ به لبهای قیطانی و بینی بزرگی که روی صورتشان جا خوش کرده؛ به گردن کوتاه و شانههای افتاده و دستهای نافرم بلند و پاهای باریک و استخوانی و به شکم بزرگ و انبوه چربیهای تلنبار شدهاش.