می‌نشینم روی صندلی تا کتابی را مطالعه کنم. صندلی می‌گوید: بلندشو! بلند شو که این صندلی جای تو نیست.
کد خبر: ۸۲۶۱۳۳

زیرِ لب می‌گویم: این هم عاقبت تواضع و مطالعه و دانش‌اندوزی، حالا صندلی هم زبانش به روی ما باز شده است.

صندلی می‌گوید: ببین آقای تواضع و مطالعه! من از این صندلی‌های معمولی کتابخانه و کلاس درس نیستم. از همان بیچاره‌هایی که یک عمر در کتابخانه‌ها و کلاس‌ها، به اهل علم و تحقیق سواری می‌دهند و نه خودشان به جایی می‌رسند و نه سوارشان را به جایی می‌رسانند.

می‌گویم: هر چه هستید و هر مقامی که دارید، چند دقیقه‌ای مرا تحمل کنید.

صندلی می‌گوید: من صندلی ریاست هستم و سالیانی است که با رئیس‌ها نشست و برخواست کرده‌ام.

می‌گویم: بله از همین غلط املایی‌تان معلوم است. نشست و برخاست درست است. نه «نشست و برخواست»

صندلی ریاست می‌گوید: برو بابا! دلت به چه چیزهایی خوش است. ببین آقای مطالعه، من صندلی ریاستم و به جای حساسیت به املای کلمات، به کتاب و مطالعه حساسیت و بلکه آلرژی شدید دارم. زود آن کتاب و دفتر را از جلوی چشمم بردار که هیچ دلِ خوشی از کتاب و مطالعه ندارم.

می‌گویم: به به! معلوم است که کمال هم‌نشینان در شما خوب اثر کرده‌ است. دستور دادن به دیگران و پُرگویی و بیهوده گویی، گویا از لوازم ریاست است.

صندلی ریاست می‌گوید: انتقاد و زبان‌درازی هم، از عوارضِ مطالعه است و البته آفت پیشرفت و سعادت و ریاست. زبان‌درازی کن و تلخ حرف بزن و منتقد باش! تا یک عمر زیردست باشی و آس و پاس باشی و ... تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟ راستی تو چرا کت و شلوارِ مارک‌دار و معتبر نپوشیده‌ای؟ چرا اتو کشیده و واکس زده و آنکادر شده نیستی؟

می‌گویم: صندلی جان! آرام باش و حالا که زبان باز کرده‌ای از بی‌وفایی منصب و ریاست، حرف بزن!

صندلی می‌گوید: کدام بی‌وفایی؟ چرا تهمت می‌زنی؟ کرسی ریاست و بی‌وفایی؟!

می‌گویم: ظاهرا که این طور است، دوران ریاست خیلی که طول بکشد به اندازه عمر بوته کدو تنبل است.

صندلی می‌گوید: همین دیگر، همین است که تا حالا به جایی نرسیده‌ای. تو مگر نمی‌دانی که پست و منصب، خلق و نابود نمی‌شود فقط از این صندلی به آن صندلی تغییر حالت می‌دهد؟ این اسمش بی‌وفایی نیست، بلکه تنوع است و گردش است و سیاحت است در ریاست. اگر تردید داری از عزیزانِ دائم مقام و فوق‌تخصص بپرس.

با تعجب می‌پرسم: دائم مقام و فوق‌تخصص؟!

صندلی با آرامی می‌گوید: بله جانم. یعنی نشستن بر صندلی ریاست، بی‌رنج دانش آموختن و تجربه اندوختن و کسب فوق‌تخصص از طریق آزمون و خطا در ریاست این اداره و مدیریت آن واحد صنعتی، بی‌زحمت مطالعه و پژوهش و عمر بر باد دادن در کلاس و کتابخانه و پژوهشکده.

هرگز دیده‌ای که کسی با کت و شلوار مارک‌دار، در کتابخانه‌ای مشغول مطالعه باشد؟ هرگز شنیده‌ای که اهل ریاست و صاحبان مناصب بگویند چیزی را نمی‌دانند و در کاری تخصص ندارند؟

برو پدرجان! برو با همان کتاب و مطالعه و تحقیق مشغول باش! من که همان اول گفتم این صندلی جای تو نیست.

اسماعیل امینی

جام جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها