حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همو که به تعبیر یکی از فلاسفه اسلامی، وجودش در میان مردم «کالمعقول بینالمحسوس» بود و چنین شد که چون تیغ بغض و کین بر تارک نازنینش فرود آمد، با تمام وجود فریاد زد: «فزت و رب الکعبه». به خدای کعبه که رستگار شدم.
باری، مردان بزرگ در ظرف کوچک زمین و زمان نمیگنجند....
تا نام عشق در دلم امشب خطور کرد
دل رفت کوفه، کوچه به کوچه عبور کرد
وقتی رسید مسجد کوفه، گرفته شد
چون خاطرات سرخ علی را مرور کرد
بشکوه روح جاری در بستر زمان
کز اصل و نسل خویش فراتر ظهور کرد
مردی که صبر، تاب تحمل از او گرفت
هر شب که چاه، نیت سنگ صبور کرد
آن قامت بلند عدالت که تا ابد
مفهوم عدل، همره نامش حضور کرد
آه از دمی که ضربت جهل زمانه باز
شقالقمر به سجده خونین نور کرد
فردا در آخرت مگر او را طلب کنیم
دنیای دون که در حق مولا قصور کرد
افسوس، چشم خلق ندید اوج نور را
ما را کدام غفلت اینگونه کور کرد؟...
رضا رفیع
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....