حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چه عواملی زمینهساز نامگذاری 29 فروردین به نام روز ارتش شد و چرا در شرایطی که هنوز 3 ماه از عمر انقلاب گذشته بود، امام ره مصلحت دیدند که این روز با این عنوان نامگذاری شود؟
از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب، دشمنان درصدد طرحریزی و اجرای توطئههایی بودند تا بتوانند در حداقل زمان، انقلاب را از میان ببرند و یا اگر نتوانستند انقلاب را در مسیر دلخواه خودشان هدایت کنند. شرایط آن زمان هم خیلی خاص بود. در هر کشوری که انقلابی صورت بگیرد، قطعا ارکان آن کشور دگرگون و تمام سازمانها و وزارتخانهها، دستخوش تغییرات جدی میشوند. ایران هم از این وضعیت مستثنا نبود. با پیروزی انقلاب سازوکار و سازماندهی بویژه در ارتش از هم گسسته و بینظمی خاصی حاکم شده بود. شرایط به گونهای بود که کارکنان اطاعت از مافوق و وحدت فرماندهی نداشتند و حالت بیثباتی در همه بخشها حاکم بود. گروههای ضدانقلاب با استفاده از این شرایط بینظمی، توطئههای خود را طرحریزی و اجرا میکردند. بخش مهمی از مناطق کردستان به وسیله این گروهکها ناامن شد. هر روز با یک شعار راه میافتادند و اغتشاش ایجاد میکردند. یک روز علیه ارتش، روزی علیه مسوولان و روزی دیگر علیه انقلاب. آنها مدعی بودند که ارتش وابسته به شاه است و ارتش طاغوتی است و باید از میان برود و ارتش انقلابی باید سر کار بیاید. در بخشی از عامه مردم نیز این تصور ایجاد شده بود که حرف گروههای ضدانقلاب درست است. زیرا ارتش قبل از انقلاب برای مدتی در ایجاد حکومت نظامی در برخی مناطق شرکت داشت، اما بخش اعظم ارتش حتی پیش از انقلاب از درون خود مردم تشکیل شده بود.
ارتشیها با انقلاب همگام بودند. تعداد زیادی از مسوولان و نزدیکان امام (ره) با بدنه ارتش در تماس بودند. آنچه در ارتش استثنا بود و تعلقی به ملت نداشت، عدهای از سران و مسوولان ارتش بود که وابسته به شاه بودند وگرنه بدنه اصلی ارتش بدنهای مردمی و جداییناپذیر از ملت ایران بود.
زمانی که پیروزی انقلاب در 22 بهمن قطعی شد، سران وابسته ارتش یا فرار کردند و یا دستگیر و به نیروهای انقلاب تحویل داده شدند. در این شرایط کل بدنه ارتش یعنی بیش از 95 درصد این مجموعه عظیم به انقلاب تعلق گرفت.
حضرت امامره با شناخت و درایت خودشان میدانستند که تبلیغات و القائات گروههای ضدانقلاب علیه ارتش با این هدف انجام میشود که ارتش را از انقلاب جدا کنند و پشتیبانی ارتش را به عنوان یک بازوی توانمند از انقلاب نوپای اسلامی بگیرند. به همین دلیل حضرت امامره با ژرفبینی و آگاهی در این مساله از ارتش پشتیبانی کردند و درست 3 ماه پس از انقلاب، روز 29 فروردین را به عنوان روز ارتش نامگذاری و پشتیبانی قاطع خودشان را از ارتش اعلام کردند. امام فرمودند که ارتش، ارتشی انقلابی و اسلامی است. ارتش مال مردم است و ارتشیها نیز بایستی بدانند که به مردم و انقلاب تعلق دارند. روز 29فروردین نیروهای ارتش در همه شهرها با ساز و برگ نظامی رژه رفتند و از آن روز به بعد 29 فروردین به عنوان روز ارتش و نیروی زمینی جشن گرفته میشود و همه ارتشیها در این روز بیعتی مجدد با رهبر معظم انقلاب و اهداف و آرمانهای امامره و انقلاب دارند.
در وضعیت بینظمی و از هم گسیختگی سازمانها و وزارتخانهها از جمله سازمان ارتش در اوایل انقلاب که به آن اشاره کردید، ارتش چگونه توانست انسجام و سازمان خود را بازیابی و بازسازی کند و چه چیزی بیش از همه در ایجاد این انسجام موثر بود؟
اولین نکتهای که میتوان بر آن تکیه کرد، پشتیبانی حضرت امامره از ارتش بود. ارتش به پشتیبانی امامره اعتقاد راسخ پیدا کرد. وقتی هر سازمان یا تشکیلاتی پشتوانه محکمی داشته باشد، مطمئن باشید که در اسرعوقت همه امور خود را سازماندهی میکند. زمانی که هویت ارتش قطعی شد، فرماندهان و مسوولان وقت شروع به برقراری انضباط، انسجام و تجدید سازماندهی کردند. متاسفانه دشمن وقتی پشتیبانی امامره برای نظام و مردم را از ارتش دید به توطئههایی علیه نظام اقدام کرد و پس از روز 29 فروردین، شاهد بودیم که توطئههای گروههای ضدانقلاب علیه نظام شدت بیشتری گرفت. در منطقه کردستان و گنبد ناامنیها آغاز شد. ارتش با اقتدار کامل و به فرمان حضرت امامره وارد منطقه کردستان شد و توانست مشکلات و معضلاتی را که در منطقه به وجود آمده بود، یکی پس از دیگری بر طرف کند. در آن زمان سپاه پاسداران تشکیلات امروزی را نداشت. بخش اعظمی از نیروهای مردمی در قالب کمیتهها فعال بودند و برنامهریزیهای اولیه سپاه در قالب گردانهای رزمی قرار داشت.
سپاه هم دوشادوش ارتش وارد شد و در منطقه کردستان شروع به پاکسازی کردند. در سالهای 58 و 59، شدت درگیری و ناامنی در منطقه کردستان را میتوان به 2 بخش تقسیم کرد؛ یک بخش از مناطق مرزی و روستاها بهطور کامل در اختیار ضد انقلاب قرار گرفته بود و نظام جمهوری اسلامی اجرای هیچ حاکمیتی بر این مناطق نداشت.
بخش دیگر حاکمیت نسبی و متزلزلی داشت، بهطوری که این مناطق 12 تا 13 ساعت در اختیار نیروهای نظام جمهوری اسلامی قرار داشت و در ساعات دیگر در اختیار نیروهای ضد انقلاب بود. یعنی از ساعت 4 تا 5 بعدازظهر تردد در بیشتر جادههای اصلی کردستان قطع میشد و این وضع تا 6 5 صبح و زمانی که هوا روشن میشد، ادامه داشت.
با روشن شدن هوا، نیروهای ژاندارمری و ارتش جادهها و راهها را در اختیار میگرفتند و تا غروب امنیت را برقرار میکردند. این شرایط بسیار بد بود. سرانجام با همت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، این مناطق بهتدریج پاکسازی و به مناطق امن تبدیل شد و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران بویژه در مناطق کردستان و شمالغرب برقرار شد.
اولین چالشی که ارتش پس از انقلاب با آن مواجه شد ناامنیهای کردستان بود؟
بله. ضد انقلاب پادگان مهاباد را تصرف کرد و تقریبا تنها پادگانی که ضد انقلاب توانست در بحبوحه ناامنیهای اوایل انقلاب تصرف کند، همین پادگان مهاباد بود و سلاحهای پادگان از سوی ضد انقلاب غارت شد. البته بلافاصله ارتش شروع به پاکسازی کرد و نیروی زمینی نیز شهدای زیادی را در این راه تقدیم انقلاب کرد. البته نیروی هوایی و هوانیروز پشتیبانی خوبی از نیروی زمینی داشت. هوانیروز که یکی از یگانهای قدرتمند نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است، از همان ابتدای پیروزی انقلاب و حتی پیش از انقلاب با انقلاب همراه بودند، بهطوری که پس از پیروزی انقلاب در نیمه شعبان سال 58، اولین رژه هوایی هوانیروز در حضور حضرت امامره در قم انجام شد.
هوانیروز یک بخش تخصصی در ارتش است و پیش از انقلاب مستشاران خارجی زیادی در ارتش و در هوانیروز فعال بودند، با خروج مستشاران خارجی ارتش و هوانیروز چگونه توانست به کارآمدی لازم و موثر برسد و چه مشکلات و محدودیتهایی در این زمینه وجود داشت؟
قبل از انقلاب بیش از 1600 مستشار آمریکایی در هوانیروز وجود داشت. تمام آموزشهای فنی و خلبانی و نگهداری بهعهده آنها بود. مجموعه هوانیروز پیش از انقلاب نوپا بود. استخدامهای جدی و گامهای جدی برای تشکیل آن از سال 51 برداشته شد. پرسنل فنی و خلبانان تا قبل از سال 50 به کشور ایتالیا اعزام میشدند و آموزش میدیدند. بعد از سال 51 مرکز آموزش هوانیروز در اصفهان تاسیس شد و برنامهریزی شد که همه آموزشها در ایران انجام شود. در ابتدای کار آمریکاییها به عنوان استاد، در بخش آموزش و در بخش پروازی حضور داشتند و نیروهای ایرانی که به استخدام درآمدند، آموزش را فرا گرفتند به مرور زمان از بین بهترین خلبانان و فنیهای ایرانی استادان ایرانی انتخاب و زیر دست مستشاران خارجی آموزشهای تکمیلی را فرا گرفتند. به لطف خدا کار به جایی رسید زمانی که انقلاب پیروز شد حتی یک نفر از مستشاران خارجی در ایران ماندگار نشد و رفتند پیکارشان. آنها هنگام رفتن امید داشتند که روزی برگردند و مجددا کارها را بهدست گیرند، اما با پشتوانه خوبی که در نیروهای متخصص وجود داشت، پرسنل ایرانی کار آموزش، همتا سازی، نگهداری و ... را بر عهده گرفتند و بعد از انقلاب تمام آموزشها توسط اساتید ایرانی انجام شد و الان هم در حال انجام است.
در بحبوحه ناآرامیهای کردستان، انقلاب اسلامی ایران درگیر جنگ تحمیلی شد. ارتش در ابتدای جنگ چه نقشی در ایستادگی و توقف ارتش متجاوز بعث داشت؟
همان زمانی که ارتش در غرب و شمالغرب کشور با ضد انقلاب درگیر بود، همزمان با این درگیریها جنگ به کشور ما تحمیل شد و با یک برنامهریزی جدی در جهت از بین بردن انقلاب نوپای اسلامی برآمدند.
خودسری، جاهطلبی، دیکتاتوری و قدرتطلبی رژیم صدام این امکان را به دشمنان انقلاب داد که رژیم صدام را به عنوان ابزار دست و غلام حلقه بهگوش خود در برابر انقلاب قرار دهند.
از سویی مرز طولانی زمینی ایران و عراق و مناقشات گذشته ایران و عراق، در انتخاب صدام نقش داشت.
صدام با این خیال که بهدلیل انقلاب ارکان کشور از هم گسیخته شده و کاری از ارتش ساخته نیست و تجهیزات سنگینی در اختیار ایران نیست، جنگ تمام عیاری را در مرزهای زمینی، دریایی و هوایی شروع کرد. در ابتدای حمله عراق به ایران، ما انسجام کاملی در ارتش نداشتیم، زیرا تبعات انقلاب از جمله بینظمیها و کمکاریها بر ارتش حاکم بود. البته صدام متوجه این نکته نبود که ایران در طول تاریخ هیچگاه ذلت را قبول نکرده است. در شرایط جنگ همه با هم از ارتش و سپاه و بسیج و سایر نیروهای مردمی تحت رهبری حضرت امامره دست بهدست هم دادند. البته پیشرویهای ارتش عراق در آغاز جنگ به این دلیل بود که هیچ نیروی نظامی در مرزها مستقر نبود و توانست بسیاری از روستاها و برخی شهرهای کشورمان را اشغال کند.
ارتش در این شرایط در 2 جبهه وارد عمل شد؛ یکی درگیری با ضد انقلاب در کردستان و دیگری ایستادگی در برابر ارتش متجاوز رژیم صدام. در واقع ضد انقلاب، صدام و استکبار در یک طرف بودندو جمهوری اسلامی ایران تک و تنها در برابر آنها ایستادگی کرد. آغاز جنگ و به اشغال درآمدن بخش قابل توجهی از نوار مرزی غرب کشور بهوسیله نیروهای عراق و همچنین آواره شدن هزاران نفر از هموطنان کشورمان، فشار زیادی را به دولت و نظام وارد کرد. از طرفی خرابیهای بهوجود آمده در تاسیسات زیربنایی کشور فشارها را مضاعف کرد. اما این فشارها نظام را تضعیف نکرد، بلکه وحدت فرماندهی و انسجام را در ارتش تقویت کرد. دفاع از 31شهریور ماه آغاز شد. در سال اول جنگ همه فکر و ذکر ما این بود که نیروهای عراقی را در یک نقطه متوقف کنیم. در همه محورها و جبههها کار ارتش و هوانیروز سد ایجاد کردن در برابر دشمن بود و برنامهریزیهای تهاجمی بعد از آن آغاز شد. ما تا سال 60 و 61، عملیات نظامی سنگینی نداشتیم. عملیاتهای سنگین ما از نیمه دوم سال 60 به بعد آغاز شد. در آن زمان بنیصدر خائن هم به عنوان رئیسجمهور بود و هم مسوولیت نیروهای مسلح را برای مدتی در اختیار داشت.
همین باعث شده بود که بعضی کارها متوقف شود. خوشبختانه بعد از این که دست بنیصدر رو شد، حضرت امامره مسوولیت فرماندهی کل قوا را خودشان به عهده گرفتند و نیروهای مخلص و وفادار نظام را بر مسند کار گذاشتند. در همان زمان بود که شهید سرلشکر صیاد شیرازی به عنوان فرمانده نیروی زمینی در سال 60 انتخاب شد. مبنای عملیاتهای زمینی و تحرکات نظامی تهاجمی ارتش از همان زمان طرحریزی و پیاده شد. زمانی که شهید صیاد مسوولیت را به عهده گرفت، عملیاتهای سنگین آغاز شد و عملیاتهای بزرگی چون فتحالمبین، طریقالقدس، ثامنالائمه، بیتالمقدس و... پشت سر هم انجام شد و پیروزیهای بزرگی نصیب ایران و نظام جمهوری اسلامی کرد و اسرای بسیار زیادی در همان 2 سال اول که عملیاتهای تهاجمی ما انجام شد، گرفتیم.
در عملیات فتح خرمشهر بیش از 19 هزار نفر اسیر گرفتیم و چندین نفر از ژنرالهای ارتش عراق و حتی یکی از سرلشکرهای ارتش عراق به اسارت قوای ما در آمد.
امکانات آفندی و پدافندی ارتش در آغاز جنگ چطور بود؟
قبل از انقلاب، تسلیحات و تجهیزات زیادی برای ارتش از سوی رژیم شاه خریداری شده بود. دشمنان ما هرگز فکر نمیکردند این تجهیزات که به زعم خود به ژاندارم منطقه داده بودند، علیه توطئهها و تجاوزهای خودشان به کار گرفته شود. این تجهیزات با هزینه شدن بیتالمال کشور تهیه شده بود و مال این کشور بود. با آموزشهای خوبی که در نیروهای مسلح وجود داشت و با اعتقاد و ایمان و انگیزهای که در بین این نیروها بود، به نحو احسن از این تجهیزات استفاده شد و در هر مقطعی با توجه به نوع تهدید از تجهیزات مناسب برای رفع و دفع تهدید استفاده شد.
بنیصدر چه نقشی در انفعال ارتش در آغاز جنگ داشت؟
بنیصدر در آن مقطع فرمانده کل قوا معرفی شده بود و اطاعت از سلسلهمراتب اساس کار ارتش است. بنیصدر نمیخواست پیروزی نصیب جمهوری اسلامی ایران شده و ارتش قدرتمند ظاهر شود. بنیصدر یک عامل سدکننده در برابر نیروهای مسلح بود. میتوانستیم اوایل جنگ عملیاتهای خوبی انجام دهیم ولی بنیصدر با انجام این عملیاتها مخالفت میکرد و میخواست وضعیت را در حالت رکود قرار دهد.
اولین عملیاتی که ارتش به طور منسجم انجام داد، کدام عملیات بود؟
عملیات حصر آبادان بود که با فرمان مستقیم حضرت امامره مبنی بر این که حصر آبادان باید شکسته شود، انجام شد. در آن زمان خرمشهر به تصرف نیروهای عراقی درآمده بود. آبادان نیز از 3طرف در محاصره بود و فقط یک طرف آزاد بود. نیروهای ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی با پشتیبانی یکدیگر، موفق به شکستن حصر آبادان شدند.
ارتش در طول جنگ 8 ساله در کدام عملیات بیشتر درخشید؟
ارتش پس از پیروزی انقلاب تاکنون در همه مقاطع با قدرت در دفاع از نظام ظاهر شده است. بعضی عملیاتها در دوران دفاع مقدس، پیروزیهای شیرینی را به ارمغان آوردند مانند عملیات طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس. در تعدادی عملیاتها نیز موفقیت نداشتیم و حتی با شکست مواجه میشدیم.
این در یک جنگ تمامعیار طبیعی است. وقتی تمام دشمنان در برابر یک انقلاب نوپا صفآرایی کردند، طبیعی است که با شکست نیز مواجه باشیم، اما در اکثر عملیاتها ارتش سربلند بیرون آمد. امروز ارتش بازوی توانمند نظام و ولی فقیه است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب امروز ارتش، ارتش حزبالله است و با تمام توان و قدرت در اختیار نظام است.
نقش هوانیروز را در دوران جنگ در بعد پشتیبانی و انجام عملیاتهای تهاجمی چگونه ارزیابی میکنید؟
هوانیروز در طول حدود 30 سال گذشته نقش بسیار موثری در دفاع از نظام داشته است. همانطور که میدانید ما دارای کشوری با مناطق صعبالعبور هستیم. منطقه غرب، شمال غرب و بخشهایی از شرق کشور بسیار صعبالعبور است و برای دسترسی به این مناطق تنها وسیلهای که بسیار کارایی دارد، بالگرد است. در جنگ کردستان، یکی از عوامل پیروزی نیروهای مسلح ما چه ارتش و چه سپاه، پشتیبانی هوانیروز از این نیروها بود. بسیاری از مناطق آلوده توسط ضد انقلاب با حداقل نفرات سد میشد و مانع ورود نیروهای ما میشدند.
یک گردنه صعبالعبور کافی بود تا ضد انقلاب یا اشرار در شرق راه را برای نیروهای مسلح ما سد کنند و تانک و توپ در این وضعیت کارا نیست و هزینههای زیادی را بر نیروهای مسلح ما تحمیل میکرد. در این وضعیت با پشتیبانی بالگردهای مسلح هوانیروز مثل بالگرد کبری که استفاده از انواع و اقسام راکت، موشک تاو و توپ 20 میلیمتری با آن امکانپذیر است توانستیم در این شرایط امنترین جاها را برای آنها ناامن کنیم و دشمن را به هلاکت برسانیم و راه را برای عبور نیروهای مسلح از آن گردنهها، هموار کنیم. در 3 الی 4 ماه اول جنگ، ماموریت اصلی هوانیروز سدشکنی دشمن بود که با بالگردهای کبری در مناطق جنوب و غرب انجام شد.
هر کجا تانک، دسته و گروهی از دشمن حضور پیدا میکرد با عملیات هوانیروز مواجه میشد. بعد از آن پشتیبانیهای سنگین هوانیروز از سایر نیروها آغاز شد. پشتیبانی از نیروی زمینی ارتش که جزو وظایف سازمانی و ماموریت ذاتی هوانیروز است تا نیروهای سپاه در راس کارها و ماموریتهای هوانیروز بود. در بسیاری از عملیاتهایی که به طور اختصاصی توسط سپاه یا ارتش انجام میشد، هوانیروز پشتیبان بود. هوا نیروز از یگانهایی بود که در تمام طرحریزیهای عملیات حرف اول را میزد و برای آن حساب باز میکردند. تحرک بسیار سریع، جابهجایی تجهیزات و نفرات همه باید از طریق هوا انجام شود. در بسیاری مناطق اصلا مقدور نیست که مجروح را با آمبولانس یا خودرو حمل کنیم و سالم به مقصد برسانیم. هوانیروز مسوولیت داشت مجروحان را حمل و تخلیه کند و رزمندگان را به خط مقدم برساند و به لحاظ سلاح و مواد غذایی از نیروهای خط مقدم پشتیبانی کند.
در دوران دفاع مقدس، هوانیروز شهدای زیادی تقدیم انقلاب کرد. شهیدانی چون کشوری، شیرودی، شهدادیان، سهیلیان، رسول جمشیدی و... را تقدیم انقلاب و نظام کردیم.
بیش از 230 شهید از بهترین نیروهای متخصص و زبده خودمان را تقدیم انقلاب کردیم. این شهدا باعث سرافرازی، عزت و افتخار همه ما هستند.
با توجه به حادثهخیز بودن کشورمان شاهدیم که در بخش غیرنظامی نیز هوانیروز نقش زیادی به عهده گرفته است. در این زمینه بیشتر میتوانید توضیح دهید؟
بخشی از ماموریت هوانیروز به مردمیاری اختصاص دارد. در حوادث طبیعی کشورمان از قبیل زلزله گیلان، کرمان، زنجان، بم، سیل گلستان، زلزله قزوین، بروجرد و... اولین یگانی که پای کار بوده هوانیروز بوده است، زیرا با گسترش و توزیعی که امکانات هوانیروز در سراسر کشور دارد در هر بخش از کشور که حادثهای رخ داده، هوانیروز اولین یگانی بوده که وارد شده و به نیروهای امدادی پیوسته است. هماکنون بخش زیادی از نیروهای ما در مناطق شرق و غرب کشور در حال ماموریت هستند. حضور هوانیروز در منطقه شرق کشور هر گونه حرکت را از اشرار سلب کرده است و با همکاری نیروی انتظامی و دیگر نیروهای منطقه شرق، امنیت در این مناطق برقرار است. در انجام پروژههای عمرانی کشور از قبیل سدسازی، راهسازی و راهآهن، هوانیروز نقش موثری برای جابهجایی تجهیزات و وسایل و شناسایی و نقشهبرداری و کمک به مجریان طرح دارد.
در ساخت و بهینهسازی بالگردها چه اقداماتی انجام شده است؟
ساخت بالگرد به عهده شرکت پنها و سازمان صنایع هوایی و در نهایت وزارت دفاع است. در این بخش کارهای خوبی انجام شده و بخش زیادی از طراحیها صورت گرفته است و انشاءالله در آینده نزدیک شاهد خواهیم بود که بالگرد ملی از طریق وزارت دفاع به مردم کشورمان معرفی شود.
تحریمهای کشورهای غربی و آمریکا مشمول هوانیروز نیز میشود. بر محدودیتها و مشکلات ناشی از تحریم در هوانیروز چگونه غلبه کردهاید؟
از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون ما در تحریم بودهایم. 8 سال جنگ تمامعیار را با وجود تحریم پشتسر گذاشتیم و امروز با گذشت 3 دهه از انقلاب هوانیروز قدرتمندتر و کارآمدتر از گذشته در خدمت نظام است. مسائل آموزشی و نگهداری و ساخت قطعات، تهیه و بهینهسازی قطعات و تامین قطعات با اتکا به نیروهای متخصص و توانمند داخل کشور حل و رفع شده است.
از سوی دیگر اگرچه محدودیتهای تحریم باعث شده در تامین بالگردهای جدید با مشکل مواجه باشیم، اما تجهیزات و بالگردهایی که امروز ساخته میشود به نسبت بالگردهایی که در دهههای گذشته ساخته شده، از امکانات و فناوریهای خوبی برخوردارند و تفاوتهای زیادی با آنها دارند. خوشبختانه این قابلیت و فناوری در هوانیروز وجود دارد که میتوانیم بالگردهای خودمان را به فناوریهای روز تجهیز کنیم؛ به عنوان مثال بالگردهایی که در 3 دهه قبل وارد هوانیروز شد، از سیستم ناوبری بالایی برخوردار نبود، زیرا فناوری همان بود، ولی امروز سیستمGPS را براحتی روی بالگردهای خود نصب کردهایم و از امکانات ماهوارهای استفاده میکنیم و به دوربینهای دید در شب و سیستم لایتینگ تجهیز شدهایم. ما مشکلی در بهکارگیری تجهیزات روز نداریم. بخشی در داخل ساخته میشود و بخشی از خارج کشور میآید.
بحثهایی مطرح بوده و هست که امکانات هوانیروز در بخش غیرنظامی در اختیار اورژانسهای بیمارستانی یا شهرداریها قرار گیرد. آیا امکانات هوانیروز اجازه این کار را میدهد؟
در اولویت اول تمام تلاش ما حفظ توان رزمی است، زیرا ماموریت اصلی ما پشتیبانی از نیروهای مسلح است. در کنار آن اگر بتوانیم مشکلی را حل کنیم، در خدمت مردم هستیم. اکنون در بسیاری از شهرها، بخشهای درمان با هوانیروز قرارداد امضا کردهاند و حمل مجروحان از جادهها و رساندن آنها به اورژانسها را ما انجام میدهیم. ما وظیفه خودمان میدانیم که از مردم در هر شرایطی با دستور فرماندهی کل پشتیبانی کنیم، البته تا آنجایی که به توان رزمی ما لطمهای وارد نشود.
ساخت شبیهساز بالگرد درهوانیروز
رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا، امسال را سال نوآوری و شکوفایی دستاوردها اعلام کردهاند. بر این مبنا هوانیروز هم مانند دیگر نیروهای مسلح در بطن بهینهسازی و به روز کردن تجهیزات خود گامهای زیادی برداشته است. یکی از این اقدامات ساخت شبیهساز است. در 10 سال گذشته که کار شبیهسازی در هوانیروز آغاز شده امروز به جایی رسیدهایم که کار ساخت شبیهساز تماممتحرک در بهمنماه سال 86 آغاز شد. این شبیهساز یکی از پیشرفتهترین و مدرنترین شبیهسازهای بالگرد است که برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است.
تمام تجهیزات این شبیهساز به وسیله نیروهای متخصص داخل کشور در هوانیروز و وزارت دفاع ساخته شده است.
امکانات این شبیهساز از قبیل دیجیتالیبودن سیستم و عیبیابی هوشمند برای انجام مانورهای اضطراری است.
شبیهساز وسیلهای است دقیقا مشابه وسیله واقعی که شما میتوانید همان پروازی را که با بالگرد انجام میدهید دقیقا با همین وسیله انجام دهید، با این اختلاف که شبیهساز روی زمین است، داخل یک آشیانه سرپوشیده، هیچ گونه خسارت جانی و مالی به همراه ندارد و هزینه آموزش را بسیار پایین میآورد و با قیمت نازلی آموزش انجام میشود. در حال حاضر کشورهای پیشرفته و محدودی شبیهسازهای کاملا متحرک را در اختیار دارند و ایران یکی از کشورهایی است که با ساخت شبیهساز بالگرد 206 که تماممتحرک است به جمع کشورهای دارنده این فناوری پیوسته است.
شبیهساز بالگرد کبری نیز سال 86 ساخته شد. ویژگی شبیهساز این است که همه تیراندازیهایی که با بالگرد واقعی باید انجام شود، امروز براحتی با همین شبیهساز انجام میشود. محدودیتهایی نظیر گرانی مهمات و محدودیت زمان و مکان باعث میشود تیراندازی واقعی با هدف آموزش از طریق بالگرد پرهزینه باشد. با ساخت این شبیهساز این محدودیتها رفع شده است.
محمدرضا عزیزی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....