حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
راز جنایت مخوف
با آغاز تحقیق در این زمینه از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی و بررسی سوابق معلوم شد، روز سوم اسفند سال 82 مردی با مراجعه به کلانتری 190 با ارائه شکایتی عنوان کرده که فرزند خردسالش به نام الهه پس از ترک مدرسه به محل سکونت خود برنگشته است.
با به دست آمدن این سرنخ، در اولین مرحله هویت دختر 7 ساله شناسایی و مشخص شد، الهه قربانی جنایتی مخوف شده است.
با آغاز مرحله دوم از تحقیقات، ماموران ابتدا 2 شاهد را شناسایی کردند که آنها عنوان میکردند، روزی که الهه مدرسه را ترک میکرد، زنی بیرون از مدرسه انتظار او را میکشید و الهه با مشاهده این زن به سراغ وی رفته و هر دو به اتفاق محل را ترک کردهاند.
با به دست آمدن این سرنخ و بررسی وضعیت خانوادگی الهه، معلوم شد والدین او از یکدیگر جدا شدهاند و پدر الهه با زن دیگری به نام طیبه ازدواج کرده، اما این ازدواج نیز دوام چندانی نداشته و پدر وی از همسر دوم خود نیز جدا شده است.
دستگیری متهم
با جمعبندی این اطلاعات، در مرحله بعدی موضوع به بازپرس ویژه قتل تهران گزارش و دستور بازداشت نامادری الهه صادر شد. با دستگیری زن متهم، وی ابتدا منکر جنایت شد و عنوان کرد پس از جدایی از همسرش هیچ ارتباطی با الهه نداشته است.
اما 2 شاهدی که گفته بودند یک زن جوان را مقابل مدرسه به همراه الهه مشاهده کردهاند، پس از حضور در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای جنایی، زن متهم را شناسایی و عنوان کردند وی همان فردی است که پس از تعطیلی مدرسه با الهه همراه شده است.
به دنبال این موضوع و جمعآوری دلایل و مدارک سرانجام زن متهم زبان به اعتراف گشود و راز جنایت مخوف خود را مبنی بر زنده به گور کردن دختر بچه 7 ساله فاش کرد.
جنایت به انگیزه انتقام
طیبه (زن متهم) در اظهارات خود گفت: پس از ازدواج با پدر الهه احساس میکردم او میان من و شوهرم فاصله انداخته است و سرانجام پس از چند ماه از یکدیگر جدا شدیم و من همچنان در حسرت انتقام بودم و هر چه زمان میگذشت این حس در من تقویت میشد تا این که یک روز نقشه قتل او را کشیدم.
متهم افزود: قبل از این که به سراغ الهه بروم، به بوستان لویزان رفته و در آنجا گودالی را حفر کردم و روز بعد مقابل مدرسه حضور پیدا کردم. زمانی که الهه مرا مقابل مدرسه دید، با خوشحالی به طرفم آمد و با من همراه شد در میانه راه یک پاکت آبمیوه را که از قبل درون آن قرص خوابآور ریخته بودم، به الهه دادم و زمانی که هر دو به جنگل لویزان رسیدیم، او بیهوش شده بود که به این ترتیب او را درون گودال انداخته و روی آن را پوشاندم و سپس متواری شدم و امیدوار بودم بار دیگر بتوانم با پدر او زندگی مشترک خود را از سر بگیرم.
محاکمه و مجازات
به دنبال این اعترافات تکاندهنده، صحنه جنایت بازسازی شد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و زن متهم با شکایت والدین دختر 7 ساله به قصاص محکوم شد.
این گزارش حاکی است، با ارسال حکم صادره به شعبه 37 دیوانعالی کشور و بررسی پرونده، حکم صادره به تایید دیوانعالی کشور رسید و روز گذشته به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی ارسال شد تا در چند روز آینده این حکم به مرحله اجرا درآید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....