جام جم آنلاین:
۱. تبیین از زاویه مفهوم «جامعه فعال». انقلاب اسلامی، حاصل اراده جمعی بود؛ مردم در اثر رهبری قدسی امام خمینی، برانگیخته شدند و به انقلاب رو آوردند. انقلاب، نه حاصل تحزب بود و نه حاصل عملیات چریکی. این انقلاب به معنای واقعی کلمه، انقلاب بود؛ بهطوریکه نوعی خداآگاهی در عمق جامعه پدید آمد و جامعه طالب حیات معنوی از طریق رقمزدن انقلاب شد.
در دوره پس از انقلاب نیز همین منطق ادامه یافت؛ چه در جنگ تحمیلی اول و چه در فتنهها، این مردمان مؤمن و میداننشین بودند که انقلاب را تداوم بخشیدند.
«تداوم انقلاب»، گرهخورده با حضور و حیات جامعه بود و این نشان میدهد که انقلاب، تنها یک نظام سیاسی به معنای عادی و مرسومش نیست، بلکه انقلاب نوعی تعین و تحقق فطرت ایمانی مردم است. این خصوصیت نظام مبتنی بر «ولایت» است که از ظواهر درمیگذرد و اتصال باطنی میآفریند. در جنگ کنونی نیز، همان جامعه انقلابی، دوباره فعال و برانگیخته ــ به تعبیر قرآنی رهبر شهید، «مبعوث» ــ شده و احساس میکند که باید در این معرکه تاریخی، نقش خاص ایفا کند.
اگر در دوره دفاعمقدس اول، واقعیتی بهعنوان «بسیج» شکل گرفت و نیروهای بسیجی به جبهههای جنگ شتافتند و به این ترتیب، جنگ ما از متن و عمق جامعه جوشید، اینک پس از چهار دهه، دوباره همان خیزش و جنبش اجتماعی پدید آمده و جامعه مسئولیت تاریخیاش را در قالب پویش «جانفدا»، برعهده گرفته است. به بیان دیگر، انقلاب و منطق انقلابی، در حال بازتولید و بازسازی خود است و به اکنون جنگی ما پانهاده است.
۲. تبیین از زاویه مفهوم «عقل سرخ». عظیمترین راهپیمایی در دوره نهضت، راهپیمایی تاسوعا و عاشورای حسینی بود که حکومت طاغوت را دچار تکانهای ویرانگر کرد. استدلالهای امام خمینی نیز در مواجهه با حکومت طاغوت، مبتنی بر چشمانداز عاشورایی بودند.
در دوره پس از انقلاب و در متن دفاعمقدس اول، دوباره همان منطق به میدان تحلیل و فهم آمد و این جنگ، زیر سایه معارف و حقایق عاشورایی، معنا یافت. فراتر از این، رهبر شهید در دهه ۷۰ و آن هنگام که تهدیدهای آمریکا، برجسته شده بود، تصریح کرد که اگر حادثهای رخ بدهد، واکنش ما از سنخ حماسه عاشورا خواهد بود.
در تمام این دههها و سالها نیز ایشان، چفیه ـ که نماد برهه دفاعمقدس اول است ــ بر گردن داشتند تا نشان بدهند که مقاومت و شهادت، «خط اصیل انقلاب» است.
ایشان در آخرین سخنرانیشان در سال گذشته، برابر فشار تشدیدشده دشمن آمریکایی، تصریح کردند که منطق و سخن ما همانند حسینبنعلی (علیهالسلام) این است که «بیعت نمیکنیم». این همه، حاکی از غلبه «عقل سرخ» در تقدیر و تدبیر انقلاب است. امروز نیز همین عقل، میداندار و تعیینکننده است و جامعه را بهسوی پویش جانفدا سوق داده است. جامعه با اقبال به پویش جانفدا، نشان میدهد که از عقل تسلیممآب و خودخواه و دنیازده، بیگانه است و حاضر به عقبنشینی و انفعال نیست؛ حتّی اگر پای جانش در میان باشد.
۳. تبیین از زاویه مفهوم «جنگ ترکیبی». اگر انقلاب در موقعیت پیچیده قرار گرفته و دشمن آمریکایی، به مواجهه چندضلعی و مرکب رو آورده است، ما نیز باید از هندسههای ساده و ابتدایی به هندسههای تودرتو و لایهلایه رو بیاوریم و طراحیهای متکثر را در پیش بگیریم.
بر این اساس، نه فقط باید جامعه و تابآوریاش را دریافت، بلکه جامعه را پیشتر آورد و برای آن کنشگری تاریخی و تحرک مؤثر تعریف کرد. جامعه، بخش مهمی از هدف تخریبی دشمن است و در نظر او باید به یک تهدید مهلک تبدیل شود، درحالیکه ما باید جامعه را به یک «فرصت عینی» و «عنصر مولد» تبدیل کنیم که قدرت میآفریند و ساخت درونی را مستحکم میسازد.
جامعه نباید در نقطه صفر بماند و خاموش و نظارهگر باشد، بلکه باید در معادلات جنگ ترکیبی، «نقش پیشران» ایفا کند. پویش جانفدا، یک فناوری اجتماعی در موقعیت جنگی است و این سرمایه غیررسمی و نهفته را فعلیت میبخشد و اقتدار میآفریند.
این پاره دیگری از بعثت الهی مردم است که ایمان درونی آنها را بیرونی میکند و قدرت نرم و آرایش هویتی تولید میکند. وقتی ساختار جامعه، مبتنی بر امر ولایت باشد و جامعه نسبت به خویشتن و دشمن، روایت دینی داشته باشد، این امکان پدید خواهد آمد. اسلام انقلابی که جوهره انقلاب اسلامی است و بخش مؤثری از جامعه ایران را بهگونه استثنائی، منسجم و یکپارچه کرده، موجبات تولد این امکان اجتماعی را فراهم آورده است.
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد
حجتالاسلام ذوعلم: