به گزارش
جام جم آنلاین به نقل از ZME science؛ در یکی از بزرگترین مطالعات انجامشده درباره ژنتیک شخصیت، پژوهشگران اطلاعات ژنتیکی بیش از یک میلیون نفر را بررسی کردند و ۱۲۶۰ گونه ژنتیکی مرتبط با ویژگیهای شخصیتی را شناسایی کردند. نکته جالبتر آن بود که برخی از همین الگوهای ژنتیکی با وضعیت سلامت، عادتهای روزمره، حرفه و حتی محل زندگی انتخابی افراد نیز ارتباط داشتند.
این یافتهها نشان میدهد ریشههای زیستی شخصیت ممکن است در بخشهای بیشتری از زندگی روزمره ما نقش داشته باشند؛ با این حال، نباید نقش ژنتیک را بیش از اندازه بزرگ جلوه داد. ژنها ممکن است افراد را به سمت برخی ویژگیهای شخصیتی و رفتارها سوق دهند، اما شخصیت نهایی انسان در بزرگسالی صرفاً محصول ژنتیک نیست. تجربههای زندگی، شیوه تربیت و محیط پیرامون نیز همچنان اهمیت فراوانی دارند.
کشف بیش از هزار گونه ژنتیکی مرتبط با شخصیت
اینکه ژنها بر شخصیت تأثیر میگذارند، موضوع تازهای نیست. در روانشناسی، تأثیرپذیری نسبی شخصیت از وراثت، واقعیتی پذیرفتهشده به شمار میرود. بخش مهمی از شواهد اولیه در این زمینه از مطالعات مقایسهای دوقلوها به دست آمده است. دوقلوهای همسان تقریباً تمام DNA خود را مشترک دارند، در حالی که دوقلوهای غیرهمسان حدود نیمی از تفاوتهای ژنتیکی خود را با یکدیگر مشترکاند. پژوهشگران بارها مشاهده کردهاند که دوقلوهای همسان معمولاً شخصیتهای مشابهتری دارند.
یک مرور پژوهشی در سال ۲۰۱۵ که مطالعات مرتبط با بیش از ۱۰۰ هزار نفر را بررسی کرده بود، برآورد کرد که تفاوتهای ژنتیکی مسئول ۲۰ تا ۴۰ درصد از تفاوتهای شخصیتی افراد در یک جمعیت هستند. با وجود این شواهد، شناسایی تفاوتهای ژنتیکی مشخص و تعیین محل قرارگیری بخشهایی از DNA که در شکلگیری شخصیت نقش دارند، همواره دشوار بوده است.
در مطالعه جدید، تد شوابا، روانشناس دانشگاه ایالتی میشیگان، به همراه گروهی از پژوهشگران، اطلاعات ۴۶ گروه پژوهشی از سراسر جهان را گردآوری کرد. شرکتکنندگان نمونههای DNA خود را ارائه دادند و به پرسشنامههایی پاسخ دادند که پنج ویژگی اصلی شخصیت را اندازهگیری میکردند. این ویژگیها در روانشناسی با عنوان «پنج عامل بزرگ شخصیت» شناخته میشوند.
این پنج ویژگی عبارتاند از برونگرایی، یعنی میزان اجتماعیبودن و تمایل به برقراری ارتباط با دیگران؛ توافقپذیری، به معنای گرایش به همکاری و همدلی؛ وظیفهشناسی، شامل نظم، مسئولیتپذیری و پایبندی به برنامهها؛ روانرنجوری، به معنای گرایش به نگرانی و تجربه احساسات منفی؛ و گشودگی نسبت به تجربههای جدید، یعنی کنجکاوی و علاقه به ایدهها و تجربههای تازه.
پژوهشگران با مقایسه میلیونها تفاوت ژنتیکی با امتیازهای شخصیتی شرکتکنندگان، ۱۲۶۰ گونه ژنتیکی دارای ارتباط معنادار آماری با این ویژگیها را شناسایی کردند. از میان آنها، ۸۲۴ گونه به نواحیای از DNA مربوط بودند که پیشتر با ویژگی شخصیتی موردنظر ارتباطی برای آنها شناسایی نشده بود.
با این حال، هیچیک از این گونههای ژنتیکی بهتنهایی تأثیر چشمگیری بر شخصیت نداشتند. شوابا تأکید میکند که ژن واحدی برای تعیین شخصیت وجود ندارد. در عوض، شخصیت حاصل تأثیر ترکیبی هزاران تفاوت ژنتیکی است که هرکدام سهم اندکی در شکلگیری آن دارند.
ژنها تنها بخشی از تفاوتهای شخصیتی را توضیح میدهند
در این مطالعه، گونههای ژنتیکی رایج بررسیشده حدود ۵ تا ۹ درصد از تفاوتهای امتیاز شخصیتی افراد را توضیح میدادند؛ رقمی کمتر از برآوردهای ۴۰ تا ۶۰ درصدی برخی مطالعات پیشین دوقلوها.
البته این دو روش، موضوع یکسانی را اندازهگیری نمیکنند. مطالعات دوقلوها تأثیر کلی تفاوتهای ژنتیکی ارثی را برآورد میکنند؛ حتی تفاوتهایی که هنوز شناسایی نشدهاند. در مقابل، مطالعه جدید تنها اثر گونههای ژنتیکی رایجی را اندازهگیری کرده است که روشهای کنونی تحلیل DNA قادر به شناسایی آنها هستند.
پژوهشگران برای اطمینان از اینکه ارتباطهای ژنتیکی کشفشده صرفاً بازتاب شرایط خانوادگی نیستند، خویشاوندان و از جمله دوقلوهایی را بررسی کردند که در یک خانه بزرگ شده بودند، اما ترکیبهای ژنتیکی متفاوتی به ارث برده بودند. ارتباطهای ژنتیکی با شخصیت تا حد زیادی در این بررسی نیز پابرجا ماندند. این نتیجه نشان میدهد که یافتهها صرفاً ناشی از شرایط مشترک خانوادگی نیستند و تأثیرات ژنتیکی واقعی نیز در آنها نقش دارند.
با این همه، این نتیجه به معنای کماهمیتبودن تربیت و تجربههای زندگی نیست. ژنتیک تنها یکی از عوامل مؤثر بر شخصیت است و محیط همچنان در شکلگیری ویژگیهای شخصیتی نقش دارد.
از عادتهای روزمره تا سلامت روان
یکی از جالبترین یافتههای پژوهش آن بود که الگوهای ژنتیکی مرتبط با شخصیت، با جنبههای دیگری از زندگی افراد نیز ارتباط داشتند. برای نمونه، افرادی که الگوهای ژنتیکی مرتبط با وظیفهشناسی بیشتر داشتند، معمولاً بیشتر ورزش میکردند، کمتر به مصرف مواد اعتیادآور روی میآوردند و دفعات کمتری در بیمارستان بستری میشدند. این افراد همچنین در طول روز فعالیت بدنی بیشتری داشتند.
در مقابل، الگوهای ژنتیکی مرتبط با گشودگی بیشتر نسبت به تجربههای جدید، با فعالیت بیشتر در ساعات شب ارتباط نشان دادند. ارتباطهایی نیز میان الگوهای ژنتیکی شخصیت و سلامت روان مشاهده شد. الگوهای مرتبط با روانرنجوری، یعنی گرایش به تجربه اضطراب و پریشانی عاطفی، با آسیبپذیری بیشتر در برابر چندین اختلال روانپزشکی همپوشانی داشتند.
همچنین، افرادی که الگوهای ژنتیکی مرتبط با برونگرایی بیشتر داشتند، در اوایل همهگیری کرونا با احتمال بیشتری به کووید ۱۹ مبتلا شده بودند. یکی از توضیحات احتمالی این است که افراد برونگرا به دلیل ارتباطات اجتماعی بیشتر، فرصتهای بیشتری برای مواجهه با ویروس داشتهاند. البته چنین ارتباطی بهتنهایی ثابت نمیکند که برونگرایی علت ابتلا بوده است.
انتخاب محل زندگی چه ارتباطی با شخصیت دارد؟
ارتباط میان ژنتیک شخصیت و زندگی روزمره به عادتها و سلامت محدود نمیشود. پژوهشگران با استفاده از اطلاعات بیش از ۴۱۹ هزار شرکتکننده در طرح زیستبانک بریتانیا دریافتند افرادی که الگوهای ژنتیکی مرتبط با گشودگی بیشتر داشتند، در سالهای بزرگسالی بیشتر احتمال داشت به محلههای شهری و چندفرهنگی نقل مکان کنند.
در مقابل، افرادی که الگوهای ژنتیکی مرتبط با وظیفهشناسی بیشتر داشتند، بیشتر به سمت حومههای مرفه شهرها نقل مکان میکردند. این یافتهها پرسشی مهم را مطرح میکنند: آیا شخصیت ما باعث میشود محیط خاصی را برای زندگی انتخاب کنیم یا محیط زندگی بهتدریج ویژگیهای شخصیتی ما را تقویت میکند؟
احتمال دارد هر دو فرایند در کنار یکدیگر عمل کنند. شخصیت میتواند بر محیطهایی که به دنبال زندگی در آنها هستیم تأثیر بگذارد و محیط انتخابی نیز ممکن است برخی جنبههای شخصیت ما را تقویت کند. همین تعامل، تفکیک تأثیر ژنتیک از شرایط اجتماعی و محیطی را دشوار میسازد. شوابا در توصیف گستردگی این ارتباطها میگوید: «به نظر میرسد شخصیت تقریباً در هر زمینهای که بررسی کنید، اهمیت دارد.»
آیا آزمایش DNA میتواند شخصیت ما را پیشبینی کند؟
با وجود شناسایی صدها ارتباط ژنتیکی جدید، هنوز نمیتوان با اتکا به DNA شخصیت یک فرد را با دقت قابل اعتماد پیشبینی کرد. تأثیر هر یک از گونههای ژنتیکی شناساییشده بهتنهایی اندک است و مجموع این تأثیرها نیز برای پیشبینی دقیق شخصیت یک فرد کافی نیست.
برای مثال، فردی که گونههای ژنتیکی مرتبط با برونگرایی را دارد، همچنان ممکن است کمحرف و گوشهگیر باشد. همچنین، داشتن گونههای ژنتیکی مرتبط با روانرنجوری به این معنا نیست که فرد حتماً به اضطراب یا افسردگی مبتلا خواهد شد.
این پژوهش بیشتر درباره روندهای آماری و ارتباطهایی است که در جمعیتهای بزرگ مشاهده میشوند؛ ارتباطهایی که لزوماً نمیتوان آنها را به یک فرد مشخص تعمیم داد. هنری کرانزلر، روانپزشک دانشگاه پنسیلوانیا و یکی از نویسندگان این مطالعه، در اینباره میگوید: «DNA ما بر شخصیت یا آیندهمان تأثیر میگذارد، اما آنها را تعیین نمیکند.»
نتایج این پژوهش در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله علمی نیچر منتشر شد. پژوهشگران در مجموع نشان دادهاند که ژنتیک در شکلگیری شخصیت و برخی پیامدهای زندگی نقش دارد، اما برای درک اینکه هر فرد چگونه فکر میکند، احساسات خود را تجربه میکند و رفتارهایش را شکل میدهد، نمیتوان از نقش تجربهها، تربیت و محیط چشمپوشی کرد.