داستان این اثر با فضایی معمایی و دانشبنیان گرهخورده و دغدغههای نسل جوان نخبه را روایت میکند. آسباد تصویری پویا و واقعی از جنوب شرق کشور نشان میدهد که نهتنها فرسنگها با کلیشههای منفی و روایتهای تکبعدی از ناامنی فاصله دارد بلکه بر فرهنگ ژرف و نجابت مردم این دیار تاکید میکند. یکی از ویژگیهای مهم ساختاری آسباد، همکاری حرفهای میان عوامل است. این سریال از یکسو فرصتی عالی برای درخشش بازیگران بومی استان فراهم کرده و ازسویدیگر با حضور چهرههای باتجربه تئاتر و تلویزیون، تعادل خوبی در بازیها ایجاد کرده است. سیامک صفری در نقش «شیردل» و حسام خلیلنژاد در دو نقش «محمدجواد» و «روح پدر»، از بازیگران اصلی این مجموعه هستند.
تصویر واقعی سیستانوبلوچستان
سیامک صفری که مویی در تئاتر سپید کرده، از تجربه حضور در سریال آسباد و چالشهای بازی در یک فضای بومی میگوید؛ جایی که هر جغرافیا، لباس، رفتار و گویش خاص خود را دارد. مجموع این عوامل باعث میشود کاراکتر برای مخاطب باورپذیر شود. او تطبیق ظاهر، رفتار و لهجه با اقلیم را چالش همیشگی بازیگر میداند. صفری توضیح میدهد که در زمان ضبط، شخصا از طریق بچههای بومی منطقه پیگیر بازخوردها بوده است. او با کنجکاوی متوجه شد که مردم محلی زابل و زاهدان کاراکتر شیردل را کاملا پذیرفتهاند بهگونهای که رفتار آرام او را باور کرده و فکر میکردند از اهالی خود زابل است، بدون اینکه نکته یا نقدی منفی درباره لهجه یا تهرانیبودنش داشته باشند. صفری درباره درک دقیق این نقش میگوید که از آغاز ورود به منطقه، معاشرت با مردم و حضور در شلوغی کوچهها، خیابانها و چهارراههای زاهدان از سرگرمیهایش بوده است. همین تماشای مداوم رفتار، کلام و خوی آرام و مهربان مردم بومی، به باورپذیری نقش شیردل کمک زیادی کرده است. وی در پاسخ به این سوال که در پروژههایی مانند آسباد که برای ثبت هویت تاریخی ساخته میشوند، حضور یک بازیگر شهری چقدر جلوی کلیشهها را میگیرد، معتقد است این سریال توانسته کلیشهها را بشکند. وی به «جامجم» میگوید: در آسباد با انسانهایی روبهرو هستیم که دیارشان را دوست دارند و برای حل مسائل آن تلاش میکنند. صفری تصریح میکند که این روایت به واقعیتهای سیستانوبلوچستان نزدیکتر است. زیرا مردم آنخطه نیز مثل پایتختنشینان خواستار زندگی خوب و رفاه هستند و این مجموعه چنین تصویری را نشان میدهد. او درباره و استثناهایی که پیرامون این اقلیم شکل میگیرد، اشاره میکند که با شنیدن نام سیستانوبلوچستان عدهای یاد ناامنی یا فیلمهایی، چون «تاراج» میافتند درحالیکه رفتن سراغ استثناها و ساخت روایت براساس آنها، حاصل ناآگاهی است چراکه مشابه همان آسیبها در دل کلانشهرها نیز وجود دارد و نباید آن را به یک منطقه منحصر دانست. صفری که بهتازگی در یکی از اپیزودهای مجموعه «کارآگاه علوی» نیز نقشآفرینی کرده، در پاسخ به پرسشی درباره تجربه حضورش در سریال تاریخی و معمایی «کارآگاه علوی» و مقایسه متنهای پرمحتوای هر دو اثر در بازنمایی ادبیات اقلیمی چنین بیان میکند: نوشته ابتدا فقط یک متن است، اما با ورود کارگردان، دکوپاژ شده و در همکاری با عوامل، فضا و جایگاه داستان درون قاب تعریف میشود. این حضور در نهایت بهثمر مینشیند و سنجش موفقیت آن کاملا وابسته به نگاه تماشاگر است. بخش مهمی از ریتم، فراتر از بازیگر تصویر شکل میگیرد؛ عواملی مانند موسیقی، اندازه نماها، قاببندیها و تدوین سهم تعیینکنندهای دارند و بازیگر تنها بخشی از این کلیت تصویری را پیش میبرد. صفری بر این باور است که سوژههای پلیسی و نحوه روایت برای مخاطب جذابیت ذاتی دارند. زیرا تماشاگر با ذهن خود وارد موقعیتها شده و با کشف معما همراه میشود. این بازیگر درباره تفاوت بازی در تئاتر و کار مقابل دوربین میگوید: بازی روی صحنه با مدیوم تصویر تفاوت ساختاری دارد. بازیگر روی صحنه تمام توان و حضور خود را بهنمایش میگذارد و کنترل کامل کار دست خودش است، اما در تصویر، قاببندی، زوایا و تدوین هستند که ساختار نهایی را شکل داده و کنشها را نمایش میدهند. وی در ادامه با تاکید برآنکه مخاطب همچنان اینجنس آثار را دنبال میکند، ابراز امیدواری میکند ساخت چنین سریالهایی در تلویزیون ادامه پیدا کند.
«گروه ارواح» در فضای مجازی
حسام خلیلنژاد، دیگر بازیگر مجموعه آسباد است که پیشازاین در آثاری همچون ۰۲۴، قول مردونه و بیستکووید خوش درخشیده بود و حالا در قامت کاراکتر محمدجواد حضور دارد. خودش درباره مجموعه آسباد به «جامجم» میگوید: یکی از بهترین تجربیات من حضور در سریال آسباد بود در استانی بسیار شریف و دوستداشتنی با مردمی قانع، صبور و پر از توانایی. من از تکتک ثانیههایی که در این استان زیست کردم، چه در زابل و زاهدان و چه در روستاها، از ثانیهبهثانیه همنفسشدن با مردم شریف این استان لذت بردم و دوستشان داشتم و یکی از بهترین خاطرات هنری خود را در این استان رقم زدم. او درباره شخصیتی که بازی کرده، توضیح میدهد: کاراکتر محمدجواد یک نخبه بومی و عاشقپیشه است که بین ماندن و رفتن گیر کرده و قاعدتا در ادامه داستان میبینیم کدام مسیر را انتخاب میکند. در مورد شکلگیری این شخصیت، هم ویژگیهایی را در متن میشد پیدا کرد هم ویژگیهایی را از آدمهایی که در آن استان دیدم. از نخبههایی که آنجا بودند و زندگینامههایشان را خواندم وام گرفتم. در مجموع به شخصیتی رسیدم که امیدوارم موردقبول واقع شده باشد؛ شخصیتی ساده، باهوش، عاشقپیشه و درعینحال جسور، پرتلاش و وطندوست. وی میافزاید: بالاخره بازی در نقش محمدجواد به یک بازی رئالیستی نیاز داشت؛ یک بازی کاملا طبیعی و در متن زندگی روتین، اما بازی کردن نقش یک روح، بهسبب فضای فانتزیای که به آدم میدهد، گریم و طراحی لباس و اینکه کلا کاراکتر روحها تیپیکال هستند، متفاوت بودند. من با یک صداسازی نسبتا نرم که اغراقشده نباشد و با همان گریم و مدل بازی سعی کردم این تفاوت را بین پدر محمدجواد و محمدجواد ایجاد کنم و امیدوارم موفق بوده باشم. این بازیگر ادامه میدهد: کاراکتر محمدجواد را نسبت به نقشهای قبلیام واقعا متفاوت میدانم. نقشهای قبلیام اینگونه نبودند که مثل محمدجواد باشند چراکه این شخصیت تقریبا چندوجهی است. در اوج سادگی، باهوش بودن و عاشقپیشه بودنش، در جایی بسیار جسور حرفش را میزند و حتی مسیر داستان را عوض میکند. از این منظر، برای من یک تجربه دلنشین و یک کاراکتر چندوجهی بود. خلیلنژاد از همکاری با بازیگران بومی خاطره شیرینی دارد و توضیح میدهد: تجربه کار با بازیگران بومی بسیار لذتبخش بود چراکه این منطقه بازیگران واقعا کاربلدی دارد؛ از استاد خدادادبیگی، استاد سلماننژاد تا حمید سلیمانی، مرتضی مودی، خانم ساغر کیخا و مهدی صدیقی. همه آنها آنقدر خوب بودند که شما هیچتفاوتی بین مدل بازی بازیگران قدیمیتر و حرفهایتر با بازیگرانی که چهرههای جدید بودند یا تازه این مسیر را جدیتر دنبال میکردند نمیدیدید. حتی گاهی بچههای بومی بهخاطر اشراف روی لهجه، خیلی روانتر و درستتر بازی میکردند و کارشان عالی بود. او ادامه میدهد: مهمتر از همه اینکه ما ارتباط خیلیخوبی با هم داریم. معمولا بعد از پایان کار در سینما و تلویزیون آنقدرها پیش نمیآید که آدمها ارتباطشان را حفظ کنند ولی ما گروهی بهنام «گروه ارواح» در فضای مجازی داریم. آنجا هرروز حال هم را میپرسیم و با هم گپ میزنیم. این نشان میدهد ارتباط خیلی خوبی بین بازیگران و عوامل بوده و هرچه پشتصحنه درستتر باشد، آن انرژی جلوی دوربین هم خودش را نشان میدهد. این تجربه بسیار خوبی در کنار بازیگران بومی بود که همهشان پتانسیل فوق العادهای دارند.
وی همچنین میگوید: محمدجواد کاراکتر یک نخبه استانی است که از خارج از کشور پیشنهاد دارد و برای ماندن یا رفتن دچار چالش است که در نهایت بهترین تصمیم را میگیرد. او در برخی مواقع خجالتی است ولی بهجایش بسیار جسور میشود و دنبال حق است. بهنظرم اگر در استان سیستانوبلوچستان زندگی کنید و حداقل زیست را داشته باشید، متوجه میشوید اکثر مردم این استان همینگونهاند؛ مردمان باهوش، باشرافت، در اوج صبوری و بسیار تلاشگر برای حق خودشان. افتخار میکنم که درکنار این عزیزان بودم و امیدوارم توانسته باشم تصویر درستی از نماد یک جوان موفق سیستانوبلوچستانی که در اوج موفقیت با سادگی و صداقت مسیرش را طی میکند ارائه دهم.
بررسی همزمان دیدگاههای سیامک صفری و حسام خلیلنژاد نشان میدهد هر دو بازیگر، باورپذیری و موفقیت آسباد را مرهون زیست ملموس در اقلیم، پرهیز از نگاه توریستی و شکستن کلیشههای رایج ناامنی از سیستانوبلوچستان میدانند. درحالیکه صفری از منظر یک بازیگر باسابقه باتکیهبر تحلیل مدیوم تصویر و درک رفتار آرام و مهربان مردم بومی در کوچهوخیابان توانسته کاراکتر شیردل را به پذیرش اهالی منطقه برساند، خلیلنژاد با تمرکز بر اجرای دو نقش رئال و فانتزی و الهامگیری از نخبگان واقعی استان، تصویری پویا از جوان باهوش، شریف و وطندوست این خطه ارائه داده است. برآیند نگاه هر دو هنرمند اثبات میکند که همافزایی صمیمانه بازیگران چهره با استعدادهای توانمند بومی و تسلط بر لهجه و مناسبات بومی، پشتصحنهای همدلانه آفریده که کیفیت و انرژی آن مستقیما به قاب تصویر منتقل شده و توانسته با کنار زدن روایتهای تحریفشده، هویتی واقعی، محترم و چندبعدی از این جغرافیا را پیش چشم مخاطب بهثبت برساند.
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند
سلسله روایتهای «تبار طبیبان»