براساس این پیمان، کشورها متعهد به ارائه حمایتهای لازم از یکدیگر هستند؛ مشابه آنچه در بند ۵ پیمان ناتو پیشبینی شده است. به این معنا که اگر یکی از این سه کشور مورد حمله قرار گیرد، دو کشور دیگر نیز برای حمایت از آن وارد عمل خواهند شد.
با این حال، از همان زمان نسبت به نحوه اجرای این تعهدات در منازعات میان کشورهای اسلامی ابهامهایی مطرح بوده است. یکی از مسائل اصلی نیز ایران بود. در آن مقطع این پرسش مطرح میشد که اگر برای مثال میان ایران و عربستان، بهعنوان کشوری که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا است، درگیری ایجاد شود، آیا پاکستان در حمایت از عربستان علیه ایران وارد جنگ خواهد شد؟ یا اینکه ترکیه چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟
مقامات این کشورها تلاش کردند نسبت به چنین نگرانیهایی اطمینانبخشی کنند و حتی اعلام شد که ایران نیز میتواند به این پیمان بپیوندد.
اما اکنون با توجه به جنگی که در یمن در جریان است، مسأله شکل دیگری پیدا کرده است. در وهله نخست، آمریکا بهعنوان متحد راهبردی عربستان، وارد این جنگ نشده است. آمریکا پیشتر نیز تجربه جنگ با انصارالله یمن را داشت و در آن مقطع، نهایتا بدون دستیابی به دستاورد مشخصی، به دلیل هزینههای سنگین جنگ، بهسرعت توافقی یکجانبه اعلام کرد و از ادامه جنگ منصرف شد.
در چنین شرایطی، بسیار بعید به نظر میرسد که ترکیه و پاکستان بخواهند بهطور رسمی علیه حوثیها اعلام جنگ کنند و در حمایت از عربستان وارد جنگ شوند. البته طبیعی است که با توجه به اینکه چنین پیمانی میان سه کشور شکل گرفته، هماهنگیها و ارتباطات امنیتی میان آنها افزایش پیدا کند؛ اما این مسأله الزاما به معنای شکلگیری یک اتحاد عملیاتی و قدرتمند میان پاکستان، ترکیه و عربستان علیه انصارلله در کوتاهمدت نیست.
انصارلله بهرغم استقلال عملکردی و مدیریتی از ایران در چارچوب محور مقاومت تعریف میشود. از سوی دیگر، پاکستان نیز با چالشهای جدی داخلی مواجه است. میلیونها نفر در این کشور شیعه هستند و بخش قابلتوجهی از جامعه پاکستان نیز نسبت به ایران رویکرد مثبتی دارد و از جریانهای نزدیک به ایران حمایت میکند. بنابراین دولت پاکستان نمیتواند بدون در نظر گرفتن این ملاحظات داخلی وارد یک جنگ مستقیم علیه یمنیها شود.
بر این اساس، آنچه در شرایط کنونی بیشتر شاهد آن هستیم، جنبه اعلامی و نوعی حمایت ظاهری و شکلی از عربستان دارد. اینکه این حمایت به معنای اعلان جنگ مستقیم علیه حوثیها یا انصارالله یمن باشد، بسیار بعید است.
انصارالله از ظرفیت تابآوری بسیار ویژهای برخوردارند. آنها چندین سال بهطور مستقیم با متجاوزان سعودی و مزدورانشان جنگیدهاند و پس از آن نیز وارد یک وضعیت نه جنگ و نه صلح با این کشور شدند. علاوهبر این، انصارالله مستقیماً با آمریکا درگیر شدهاند و با رژیم صهیونیستی نیز وارد تقابل شدهاند.
از سوی دیگر، آنها اخیرا پیشرفتهای چشمگیری در داخل یمن داشتهاند و در برابر نیروهای مورد حمایت عربستان موفقیتهایی کسب کردهاند. این موفقیتها به آنها امکان داده است کنترل چندین شهر استراتژیک، بنادر و مناطقی در محدوده بابالمندب را در اختیار بگیرند. بنابراین، موقعیت انصارالله در حال حاضر تا حد زیادی تثبیت شده است و به اصطلاح در شرایط فعلی دست برتر را دارند.
در چنین شرایطی، اینکه بتوان در کوتاهمدت ضربه اساسی به انصارالله وارد کرد و آنها را به شکل محسوسی تضعیف کرد، چندان متصور نیست. بسیار بعید است ورود متغیر ترکیه و پاکستان به این معادله بتواند برای مثال به پیشروی چشمگیری در داخل یمن منجر شود.
بههرحال، عربستان پیش از این نیز بهترین و پیشرفتهترین تجهیزات نظامی روز دنیا را خریداری کرده و در اختیار داشته است اما نتیجه آن تجربه چندان موفقیتآمیز نبوده است. بنابراین، عربستان پیشتر چنین تجربهای را پشتسر گذاشته و ورود نظامی مستقیم، دستکم تاکنون، نتوانسته مسأله یمن را به نفع آلسعود حل کند.
در شرایط فعلی، به نظر میرسد عربستان راهی جز پذیرش و به رسمیت شناختن توانمندیها و ظرفیتهای انصارالله یمن ندارد.