رویای آمریکایی؛ واقعیتی که پشت فیلترهای اینستاگرام پنهان شده

بررسی واقعیت رویای آمریکایی در عصر شبکه‌های اجتماعی؛ نگاهی به شکاف طبقاتی، فرهنگ نمایش ثروت، بدهی مصرف‌کنندگان و جنبش ضد اینفلوئنسری بر اساس گزارش خبرگزاری هیل.
رویای آمریکایی؛ واقعیتی که پشاز زمانی که مفهوم رویای آمریکایی در اذهان مردم جهان شکل گرفت، آمریکا به جایی تبدیل شد که همه گمان می‌کردند برای رسیدن به آرزوی خود به چیز زیادی احتیاج ندارند. این رویافروشی در سال‌های اخیر نه‌تنها فروکش نکرد، بلکه با ورود به عصر شبکه‌های مجازی گویی تب آن داغ‌تر هم شد؛ اما اخیراً خبرگزاری هیل در گزارشی از واقعیت رویای آمریکایی پرده برداشته است.ت فیلترهای اینستاگرام پنهان شده
کد خبر: ۱۵۶۸۳۴۵
نویسنده امیرحسین حیدری / جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین؛ خبرگزاری هیل گزارش خود را این‌گونه آغاز کرده است: آمریکا اکنون به دو کشور با مردمانی متفاوت از هم تبدیل شده که در یک جغرافیای مشترک زندگی می‌کنند. یکی از آنها جامعه‌ای است که میان بتن و آجر زندگی می‌کند، با خودرو‌های ۲۰ ساله رفت‌وآمد می‌کند و تخم‌مرغ‌های معمولی و بدون برند خاص می‌خرد. اما مردم کشور دیگر درون یک مستطیل شش‌اینچی همیشه‌لرزان زندگی می‌کنند؛ جایی که از هر سه جوان بیست‌و‌چندساله‌اش یک نفر خود را «لایف‌استایلیست» (سبک‌زندگی‌ساز) معرفی می‌کند و زندگی‌اش را بر پایه تصمیم‌های بی‌پروا بنا کرده است.

 

 

آمار تلخ فشار مالی نسل زد برای نمایش ثروت

این خبرگزاری برای ارائه تصویری دقیق‌تر از جامعه آمریکا به گزارشی از شرکت Empower، یکی از شرکت‌های بزرگ خدمات مالی در ایالت کلرادو، استناد می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد ۲۴ درصد از جوانان نسل زد فشار شدیدی را برای نمایش ثروت مادی خود در شبکه‌های اجتماعی احساس می‌کنند؛ این در حالی است که ۴۱ درصد از کل آمریکایی‌ها خود را از نظر مالی مرفه نمی‌دانند. همین آمار ساده نتیجه‌ای تلخ را نمایان می‌کند: میلیون‌ها نفر که از نظر مالی در مضیقه‌اند، با پول قرضی تلاش می‌کنند افراد دیگری را که خودشان شرایط مالی چندان متفاوتی ندارند، متقاعد کنند که مانند ثروتمندان نفتی زندگی می‌کنند.

 

 

قهوه ۷ دلاری و بدهی با بهره ۲۸ درصد؛ نمادی از فرهنگ نمایش

مثلاً یک روز صبح وارد یکی از کافه‌های هر شهر بزرگ آمریکا شوید؛ صف قهوه از در کافه بیرون زده و مردان و زنانی منتظرند تا ۷ دلار برای یک قهوه با شیر جو دوسر بپردازند. تراکنشی که با یک کارت تنها ۳ ثانیه طول می‌کشد، قهوه‌ای که ظرف ۱۰ دقیقه تمام می‌شود، اما بدهی همین قهوه تا سی روز در صورت‌حساب فرد با نرخ بهره ۲۸ درصد باقی می‌ماند.

از طرف دیگر، کسی که این قهوه را می‌خرد، پیش از آنکه جرعه‌ای از آن بنوشد، چهار عکس از طرح روی کف شیر می‌گیرد تا آن را در شبکه‌های اجتماعی برای مخاطبانی منتشر کند که سه خیابان آن‌طرف‌تر دقیقاً مشغول همین کار هستند. این خبرگزاری ادامه می‌دهد که این وضعیت کاملاً مضحک و تا حدی دیوانه‌وار است، اما این همان آمریکای امروز است؛ جایی که ساندویچی که خریدنش برای بسیاری منطقی و مقرون‌به‌صرفه نیست، به نمادی از جایگاه اجتماعی در فرهنگی بیمار و مبتنی بر نمایش تبدیل می‌شود.

 

 

جنبش ضد اینفلوئنسری؛ راهکار یا ترند تازه؟

اکوسیستم آنلاین نیز بلافاصله خود را با این تناقض‌های درونی وفق می‌دهد؛ زمانی که بار حفظ این ثروت جعلی بیش از حد سنگین می‌شود، اینترنت راهی برای کسب درآمد از فرسودگی مردم، یعنی یک زیبایی‌شناسی یا ترند جدید، خلق می‌کند. اینجاست که جنبش «ضدِاینفلوئنسری» یا De-influencing وارد صحنه می‌شود؛ جنبشی که در آن تولیدکنندگان محتوا ویدئو‌هایی منتشر می‌کنند و به دنبال‌کنندگان خود می‌گویند کدام کرم مرطوب‌کننده ۸۰ دلاری یا قمقمه ۵۰ دلاری را نباید بخرند. اما همین تولیدکنندگان در ادامه، محصولات جایگزین را در صفحه معرفی خود لینک می‌کنند و از فروش هر محصول ارزان‌تر، ۵ درصد کمیسیون دریافت می‌کنند. در نهایت، مصرف‌کننده برای آنکه ثابت کند نسبت به خرید محصول گران‌قیمت صرفه‌جویی کرده است، سه محصول ارزان‌تر می‌خرد.

 

 

خودِ دیجیتال در برابر خودِ واقعی؛ شکاف پنهان زندگی آنلاین

در چنین فرهنگی، خودِ دیجیتال انسان در عصر طلایی دائمی طراحی‌های لوکس، غذا‌های گران‌قیمت، اوقات فراغت بی‌پایان و اقیانوسی از توهم زندگی می‌کند. اما خودِ واقعی و فیزیکی او در یک آپارتمان استودیویی، بالای سینک ظرف‌شویی، رامن بسته‌بندی‌شده و پرنمک می‌خورد و در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کند، پیام‌های هشدار درباره پایین آمدن موجودی حساب بانکی‌اش را دریافت می‌کند.

خبرگزاری هیل ادامه می‌دهد: «ما با موفقیت، آگاهی و هویت انسانی را به دو موجودیت جداگانه تقسیم کرده‌ایم؛ مدیر برند شخصی‌ای که از ساحل عکس منتشر می‌کند و کارگری که اضافه‌کاری می‌کند تا هزینه بلیت هواپیما را بپردازد و دوباره برای خرید رامن پول داشته باشد.»

 

 

چرا هیچ‌کس بازی را متوقف نمی‌کند؟

تمام این سازوکار به این دلیل کار می‌کند که همه قواعد بازی را می‌دانند و هیچ‌کس نمی‌خواهد اولین نفری باشد که بازی را متوقف می‌کند. اعتراف به اینکه توانایی خرید از فروشگاه‌هایی مانند ۷-Eleven را ندارید — چه رسد به پرداخت روزانه ۷ دلار برای یک نوشیدنی یا هزینه یک سفر آخر هفته — در جامعه‌ای که ارزش انسان را با میزان مصرف قابل‌مشاهده او می‌سنجد، همچون نوعی شکست شخصی احساس می‌شود. بنابراین، کشور به حرکت خود ادامه می‌دهد؛ یک طرح اقساطی پس از دیگری. همه در بدهی متحدند، به‌واسطه الگوریتم‌ها از یکدیگر جدا شده‌اند و در مقابل دوربین، کاملاً آراسته و بی‌نقص به نظر می‌رسند.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها