قاعده پیروزی در جنگ اقتصادی

فرماندهان پیشاپیش؛ مردم پشت سر

جنگ اقتصادی
جنگ‌ها شکل عوض می‌کنند، اما قاعده پیروزی تغییر نمی‌کند؛ دیروز میدان، خاکریز و آسمان و موشک بود و امروز میدان، کارخانه، بازار، تولید، سرمایه، زنجیره تأمین و سفره مردم است.
کد خبر: ۱۵۶۶۴۸۶
نویسنده کاظم یاوری نسب

دیروز دشمن می‌خواست با آتش و موشک اراده یک ملت را درهم بشکند و امروز با تحریم، فشار اقتصادی، نااطمینانی و فرسایش معیشت می‌کوشد همان اراده را خسته کند؛ اما یک اصل در هر دو میدان ثابت است: مردم تا زمانی که فرماندهان را پیشاپیش خود ببینند، میدان را ترک نمی‌کنند.

در جنگ نظامی، مردم فقط موشک و آتش ندیدند؛ فرماندهانی را دیدند که در میدان حضور داشتند، خطر را پذیرفتند و از جان، مال، آبرو و جایگاه خود برای دفاع از کشور هزینه کردند. مردم دیدند کسانی که از آنان ایستادگی می‌خواهند، خودشان نیز ایستاده‌اند. به همین دلیل کم نگذاشتند؛ موشک آمد، ایستادند؛ اضطراب آمد، ماندند و سختی آمد، تحمل کردند.

این همان نقطه‌ای است که جنگ نظامی و جنگ اقتصادی به یکدیگر می‌رسند: اعتماد عمومی.

در علم حکمرانی، اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های عبور از بحران است. جامعه زمانی حاضر می‌شود هزینه سیاست‌های سخت را بپذیرد که احساس کند این هزینه‌ها عادلانه توزیع شده و تصمیم‌گیران نیز خود را از تبعات تصمیم‌هایشان مستثنی نمی‌دانند.

مردم سختی را می‌پذیرند، اما بی‌عدالتی در سختی را نمی‌پذیرند.

نمی‌توان از جوانی که آینده‌اش را در ابهام می‌بیند خواست «تحمل کن»، اما هم‌زمان شاهد باشد فردی برخوردار از رانت و امتیاز، در همان شرایط بحرانی برای خود فرصت و منفعت می‌سازد.

نمی‌توان به یک کارمند گفت «شرایط کشور سخت است، تحمل کن»، اما او هم‌زمان ببیند یک گروه یا صنف از افزایش حقوق و مزایا برخوردار می‌شود و گروهی دیگر محروم می‌ماند؛ یک مجموعه از امتیازات ویژه بهره‌مند می‌شود و مجموعه‌ای دیگر نه.

وقتی این تفاوت‌ها عمیق و گسترده می‌شود، مسئله دیگر فقط اقتصاد نیست؛ مسئله اعتماد است.

وقتی مردم احساس کنند قانون و سختی برای همه یکسان نیست، سرمایه اجتماعی فرسوده می‌شود و در جنگ اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی می‌تواند حتی از کمبود سرمایه مالی خطرناک‌تر باشد.

مردم ایران بارها نشان داده‌اند که اگر احساس کنند کشور در خطر است و فرماندهانشان صادقانه در میدان ایستاده‌اند، اهل عقب‌نشینی نیستند. این همان ملتی است که می‌تواند از رفاه خود بگذرد، سختی را تحمل کند و حتی سنگ به شکم ببندد.اما این ظرفیت، چک سفیدامضا نیست.

مردم هزینه می‌دهند، اگر ببینند مسئولان نیز هزینه می‌دهند.

اگر مردم ببینند مدیران و فرماندهان اقتصادی از منافع، آبرو، جایگاه و آسایش خود برای کشور هزینه می‌کنند؛ اگر سفره آنان با سفره مردم فاصله‌ای نداشته باشد؛ اگر در شرایط سخت خبری از رانت، فساد، ویژه‌خواری و حقوق‌های نجومی نباشد؛ اگر همان محدودیت‌هایی را تحمل کنند که از مردم می‌خواهند، آن‌گاه این ملت نه‌تنها همراهی می‌کند، بلکه می‌تواند حتی جلوتر از فرماندهان خود حرکت کند.

در جنگ اقتصادی نیز قاعده همین است:

اگر مردم ببینند فرماندهان اقتصادی پیشاپیش سنگ به شکم بسته‌اند، خودشان هم حاضرند سنگ به شکم ببندند.

مسئله این نیست که مردم چقدر می‌توانند تحمل کنند؛ تاریخ نشان داده است که بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌شود، توان تحمل دارند. مسئله اصلی این است که آیا احساس می‌کنند این تحمل، عادلانه و مشترک است یا نه.

جنگ اقتصادی را فقط با بخشنامه و سخنرانی نمی‌توان برد. تولید، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری، ثبات اقتصادی و سیاست‌گذاری درست، همگی ضروری‌اند؛ اما پشت همه این عوامل، یک سرمایه حیاتی قرار دارد: اعتماد مردم.

فرمانده جنگ اقتصادی باید در خط مقدم دیده شود؛ در مبارزه با فساد، در حذف رانت، در پذیرش مسئولیت، در تصمیم‌های سخت و مهم‌تر از همه در سبک زندگی.

کسی که از مردم می‌خواهد کمتر مصرف کنند، باید خودش اسراف نکند.

کسی که از مردم می‌خواهد تحمل کنند، باید خودش تحمل کند.

و کسی که از مردم می‌خواهد سنگ به شکم ببندند، باید پیش از آنان سنگ به شکم بسته باشد.

قاعده پیروزی در جنگ نظامی و جنگ اقتصادی یکی است:

فرماندهان پیشاپیش؛ مردم پشت سر.

اگر این قاعده رعایت شود، این ملت همان ملتی است که در سخت‌ترین روزها ایستاد، موشک و فشار و اضطراب را تحمل کرد و میدان را خالی نکرد.

این ملت را با سختی نمی‌توان شکست؛ اما می‌توان با تبعیض خسته و با بی‌عدالتی دلسرد کرد.

اگر فرماندهان اقتصادی پیشاپیش در میدان بایستند، اگر خودشان سهم واقعی از سختی‌ها را بپردازند و اگر مردم آنان را هم‌سنگر خود ببینند، این ملت سنگ را هم تحمل می‌کند، سختی را هم پشت سر می‌گذارد و میدان را هم خالی نمی‌کند.

قاعده روشن است:

فرماندهان پیشاپیش؛ مردم پشت سر.

فرماندهان هم‌سنگ مردم؛ مردم هم‌سنگر فرماندهان.

آن‌گاه هیچ جنگ اقتصادی، هرقدر سخت و طولانی، توان شکستن اراده این ملت را نخواهد داشت.

این ملت، اگر صداقت ببیند، می‌ایستد؛ اگر فداکاری ببیند، می‌گذرد و اگر فرماندهانش را در خط مقدم ببیند، برای پیروزی تا آخرین نفس می‌ایستد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها