حسن روحانی از دسته آدمهای ماکیاولیستی است که یقین دارد مردم فراموش کارند و دروغ هر چه بزرگتر باشد، بهتر میشود به ملت فراموشکار تزریق کرد و دلی که در زبان جا دارد، با لفاظیهای بی ریشه و زبان بازی در بازی سیاست همیشه برنده است. اما مشکل اینان آن است که مردم رشید ومومن و مارگزیده ما فرانوشکار نیستند. من هرگز چهره روحانی را که حالا قاضی شارع وار در مدح شهادت آن آقای بزرگوارو از یاد نرفتنی داد سخن میدهد در وقت کنایه وقیحانه به امام شهید و ماجرای منقل و واکنش شرافتمندانه و عاقلانه و دلیرانه رهبر معزر به گستاخی آن مرد اپستینی و بی همه چیز و روانی و درنده خو که همه اینهانه دشنام بلکه صفات واقعی موجودیت ترامپ است از یاد نمیبرم. باز اثبات شده است برای ظالمان همیشه بهترین سرخپوست، سرخپوست مرده است بی خبر از آن که امام شهید هم سفید پوست است و هم نامردنی است و هم جنازه اش هم دشمنانش را به تحسین و تکریم واداشته است. ایرانیها روحانی را به راستگویی نمیشناسند. دروغ فجیع شوک درمانی رسوای اورا که گفت شب خوابیدصبح نمیداند قیمت بنزین را کی کشید بالا و آن دروغ آشوب انگیز و خونریز در بازی هولناک ارزش نرخ دلار به ریال و آن قولهای امضای معتبر جان کری و سندیت پاره نشدنی برجام، و.. تا امروز مدام ادامه دارد؛ و توهمات اعتماد به اوباما و کری و دود شدن امضاهاشان و انبانی از دروغها تبدیل شده است به بازی لبنان و قولهای رها شده و بی اعتباری ادعای ما در باره جشمپوشی ناپذیری حمله به نبطیه و .. و دهها دروغ دربارهام پی تی و افای تی اف، واکسن کرونا، علل گرانی، دست شستن از هر فعالیت مولد و موکول کردن معیشت مردم به دوستی با امریکا، فسادنسل با سیاست وادادگی برابر کنترل فضای مجازی، ضدیتبا اقتصاد مقاومتی، سپردن سرنوشت پول ملی بدست مافیای ارز، برخورد بیرحمانه به کارگران بیکار شده و تعطیل خیانت بار کارخانهها و.. ـ.
یک اهل ایمان و یک کافر حربی در یک موضع مهم میتوانند ظاهرا شاید شبیه هم باشند، اما نمیتوانند در خصوص همه مسایل اساسی وارزشهای گوناگون، سیاسی، عینی و ذهنی و تحریف مفاهیم اعتقادی و رهنامه و رهبرد و رهکنش کشور و نظام این قدر همشکل و هم اندازه و هم سو و هم معنا با خواست دشمن عمل کنند. تا جایی که گویی یکی از بیرون سر انقلاب میزند و اینان از درون پیکر استقامت انقلاب زیر نعل کوب تاخت و تار بر معیشت مردم مبعوث تکه پاره میکنند تا از شدت درد، طاقت مقاومت طاق کنند و محور مقاومت به داغ فراق یار حزب اللهی بنشانند و کار به سیاق اهوای اهل اشتیاق به تسلیم پیش رود. یک رژیم چنج خرنده ومکمل بسیار ناجوانمردانه. یکی رهبر میکشد و فرماندهان و کودکان میناب و لامرد و تبدیل عروسی به عزا و کشتار و خسارت به اموال مردم، یکی خواب تغییر مسیر از عزت به ذلت به نفع شیطان بزرگ میبیند!
چرا بعضیها و رهبران اصلاح طلبان ایران و وحشیترین استکبار جهان، آن هم نه تنها در مسایل خارجی، بلکه در برخورد به حیاتیترین مسایل داخلی هم افزایی دارند؟ و اینان همان کاری را میکنندکه امریکا میخواهد؟! از نهضت آزادی تا امروز چنین بوده است! اینان چرا این قدر شبیهاند و وحدت دارند و همدیگر را تکمیل و هم افزایی و همپوشانی میکنند! درست همان قدر که بین راه و نگاه شهید سلیمانی در وحدت و خدمت، با راه قرآن و امام و مقامت دو امام جانفدای حسین شهید و مهدی وحید عج همدلی و همراهی و همسویی وجود داشت!
و این در داستان دولت موقت و شورای انقلاب، درگیری دولت موقت و نخبگان انقلابی آن زمان، اختلاف بر سر اجرای خواست و اوامر نافذ شیطان بزرگ و خواست امام ره مثل پس دادن «اف ۱۴ تعارضات دیدگاه دولت موقت و مجلس خبرگان، رابطه اعضای دولت موقت با سفارت آمریکا و ارتباط با امریکا، مسئله قصاص و اجرای احکام و واجبات قرآن، نسبت دولت و دین، ولایت فقیه و ارتباط فولکس مرحوم بازرگان و بولدوزر انقلاب اسلامی درگیری بود، .. و تضاد بنی صدر با شهید بهشتی و رهبر معظم و یاران امام ره، و مشکلات رهبر معظم با آقای هاشمی و آقای خاتمی و احمد نژاد دور دوم و با روحانی و؛ و امروز تعارض راه روحانی و همراهان او با راه اسلامی انقلاب و اسلام و راه رهبر معظم!
☆☆☆☆☆
شاید در همه تاریخ اسلام زمانهای وجود نداشت، چون امروز که شدت دردمندی مولای مظلومی درک شود که سر در چاه، دچار و ناچار، گفتگوی درد میبارید و، اما همچنان بی وقفه به حق میگرایید و از کژراهگی ناکسان نقابدار خطابهها در دل آبار میسرایید. چون امروز روزی، جهانی و روزگاری ناجوانمرد و آوار ستمکار دشمن فرعونی از بیرون و همسار اجنبی در درون و حزب مزور اشرافیت حریص به قربانی کردن گوهر معرفت و توحید و عدالت یک انقلاب در پای خوکان و اذناب استکبار که دید؟ چه کس دید دشمن، امام کشی کند و همزمان دوست دروغوار، دوستیی دشمن بگزیند! و کار او در فشار تکمیل کند، تا قدر دو راهبر رهرو راه مولای متقیان، امیر مؤمنان مولا علی علیه السلام، این دو امام کبیر و امام شهید را همزمان بی قدر کند و فرصت طلبیهای ناجوانمردانه بپا لااید، تا راه عزت را با سعی بی صفا به راه ذلت تغییر مسیر دهد، و بکوشد با بباد دادن همه میراث بدست نهانکاران بدکردار و خوار، کار ناتمام خصم را تمام نماید. نقشهمند، مردم مبعوث را به تنگنای از هم پاشی معیشتی با دلار به سوی فرو پاشی اقتصادی با نرخ۳٠٠ هزار تومانی پول آمریکایی براند، همزمان مستبدانه به سبب روشنگری رسانه ملی استقامت و سیما و صدای مقاومت امت و امام را بکوبد و بخواهد صدای روشنگرش را خفه کند و کاری را که آمریکا و اسرائیل نتوانستند بپایان برند تمام کند و سنگر انقلاب را بسود خفقان آمریکایی فتح کند همان سان که باشهادت آقای شهید مردم به ارزویشان رسیدند تا آشکارا تیشه به ریشه راه عزت نیم قرنی انفلاب اسلامی، راه امام خمینی بزنند و چه خیال باطلی! است که میکوشند خط نه غزه نه لبنان ناکسان را پیاده کنند و حزب الله تکه پاره شود گرد به پر قبای روحانیها ننشیند هیچ راه شان باز میشود تا بازی تنفس مصنوعی و نه جنگ نه صلح به سود فرسایش مردم و دروغ صلح بی حیای ناشرافتمندانه ملت را بکاهد و بفرساید و آشوب بزایاند و بگوید اینان همه مردمند و بردگی و مرگ وطن میطلبند و تسلیم میخواهند پس پستی و نرمی برابر بی ناموسی اجنبی تن دهیم و بگزینیم که نرمی و تسلیم برابرشان کاری پیامبرانه و خردمندانه است!
وامروز این فریاد، تنها راه منفجر نشدن است و ثبت ستمی که ازسوی عصیان عاصیان و جهل و فریب خاطیان محاسبات اشتباهکاران حرفهای ۴۷ ساله درگرفته و هر رفیق نیمه راه انقلاب که به دام ابلیس در غلتیده و دست از استقامت بر صراط مستقیم ۱۴٠٠ سال مقاومت وشهادت کشیده و ظلمی که این رفیفان نیمه راه و به شیطان بزرگ دلبسته میکنند هم به خداوهم به خود میکنند و خیانتی که به حق و خلق روا میدارند بزرگترین خبانت به اسلام است و لفاطانه و قاضی شارع مآبانه داستان خیانت به سربداران کربلا را زنده میکنند؛ و این همه از دکترین دکتر روحانی شروع میشودو تاریکیش را برابر روشنایی راه و نگاه آن شاهد شهید، قاسم سلیمانی مینهد که راهی بود رهرو رهنامه دو امام پور نور! و من در باره همین دو راهنامه خدمت و خیانت مینویسم حالا و روایت تحریف و اغوا و ستیز با خدا با نقاب اسلام و با گستردن بساط تحریف و با دام اغوای علی الدوام!
و روایت حکمرانی سلیمانی است و انگشتری عشق و عقل و دانایی و اطاعت از فقیه ربانی و معنای استقامت برصراط مستقیم الهی و انتظار برای عدل جهانی، نه تسلیم و اعتماد به دجال وظلم جهانی و تقدیم سربریده پیروزی به پیشگاه بی شرافتی ظلمانی!
تحریفهای دکترین روحانی مستلزم ومتکی به این دروغ بستن هاست که به تفصیل شرح مبرهن خواهم داد:
مانند دروغ بستن:
۱_ به خدا و قرآن در سخنرانی اخیر که ادله و مدارکش را مطرح خواهیم کرد. در ارتباط با دو آیه از کلام الله حکیم که شاهد آورده با تحریف
۲_و دروغ بستن به پیامبر و نفس خاتمیت، امیر المؤمنین و امام صادق علیهم السلام در خصوص نرمخویی یکسویه و نفی اشداء علی الکفار و همدستانشان در توطئه علیه جنگ حق علیه باطل و استفاده از آن در مسیر صلح ناشرافتمندانه و تطهیر و حقانیت حضور و تاثیر غربگرایان و ستون پنجم شیطان بزرگ وصلح آمریکایی، و طرفداران وسربازان منافقان وسلطنت طلبان و تجزیه طلبان، دشمنان اسلام ونظام اسلامی و انقلاب اسلامی و استقلال و آزادی وپروتستانیسم و سکولاریسم ضدقرآن و ضد دخالت دین در سیاست وضد ولایت فقیه ضد کفر وظلم و استکبار درسرنوشت جمهوری اسلامی
۳_و دروغ بستن به رابطه ناگسستنی انقلاب اسلامی که تداومش ضامن وعامل استقلال و آزادی ماست و ولایت فقیه
۴_و تحریف معنای عقل و علم و فهم و تجربه زیسته ما
۵_معنای جعلی برای ایرانیان، ملت، مردم، «همه» و تحریف استقامت شان.
آیا هر کس که شناسنامه ایرانی دارد ولو همدست دشمن اهل استقامت برای حفظ ایران محسوب میشود؟
۶_تحریف اهل استقامت در جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان، تا امروز ـ
۷_تحریف یکپارچگی و جداناپذیری ایستادگی ولی فقیه و مقاومت مردم تابع و تربیت شده رهبری اسلامی و قدرت نظامی فررندان مؤمن و انقلاب اسلامی و جانفدای رهبری علیه تخریب و تفرقه احزابی که همواره ساز عدم مقاومت و عدم دفاع برابر امریکا و تسلیم را به صدا در آوردند.
۸_ دروغ در باره کرونا و ترک فعل به نفع دشمن از دهه هفتاد و انقلاب رنگی ۸۸و اغتشاشات دهه نود و از۱۴٠٠تا ۱۸ و۱۹، ۱۴٠۴،
۹_ستایش دروغین از مقاومت رهبری در حالی که اینان در جنگ با رهبری بر سر این ایستادگی بودند ـ درمسیر لیبی کردن ایران گام بر میداشتند و از توبه قذافی و تسلیم هستهای وپیشرفت لیبی در روزنامه سازندگی با تیتر سراسر صفحه ستایش میکردند
۱٠_ تحریف احترام به مردم بمثابه احترام به نیروهای ضد مردم در این سخنرانی
۱۱_تحریف واقعیت اکثریت و اقلیت در مقاومت ۴۷ساله گروههای اهل تسلیم و عوض کردن جای شان
۱۲_ دروغ ضرورت تعیبن زمان بیست ساله یا. برای جنگ حق و باطل
۱۳_تحریف معنا، اصول و جایگاههای مشورت بوسیله قرآن و رسول خاتم النبیین ص. پیامبر برای اجرای واجبات و امر قطعی مشورت میکرد؟ یا شکل اجرای پارهای امور مثل زمان و تاکتیکهای جنگ؟ لعن قرآن و امیر المؤمنین وشکوه بر مردم کوفه وبصره مخالفان جنگ و گریزان از جهاد به بهانه گرما و سرما چه بود؟ پیغمبر برای خواندن و نخواندن نماز و روزه و جهاد واحب و حتی ساعت اول وقت نماز مشورت میکرد؟
۱۴_ دروغ در باره تنگه هرمز از نظر اهل ایستادگی همچون تنگه جنگ
۱۵_عوض کردن جای راستگو و دروغگو.
شما بودید که همواره به مردم دروغ گفتید؛ و گفتید و وفا نکردید
۱۶_تحریف مفهوم انتقام با لفاظی فریبناک معاویهای و قاضی شارع وار در باره انتقام سطح پایین، انتقام عمیق و انتقام طی تاریخ و انتقام امام زمانی در خصوص یک شگرد است. موضوع روشن ضرورت انتقام خون امام شهید امرشرعی معلوم است. ونهان کردن نابخشودنی بودن هدر رفتن خون امام جامعه مسلمین و نفی قصاص واقعی که اسمش را برای بی اهمیت جلوه دادن انتقام سطح پایین گذاشته خیانت است. عدم انتقام خون سیدالشهدا به سبب نداشتن تعداد انگشت شمار منتقم و قیام کننده و ناممکنی انتقام در خور ومفهوم جهانی آن انتقام و نابودی ظلم در زمین است. اما انتقام خون امام خامنهای این مفهوم آخرالزمانی و انتقام از همه ظلم وظالمان همه تاریخ و تکلیف امام زمانی عج ندارد و قصاص ازقاتلان و آمر به قتل است. شما که بجای انتقام به ترامپ تنفس مصنوعی میدهید و ازجنایت او بهره برده و راه امام شهید را رها کرده و انقلاب اسلامی را به سازش ضد اسلامی دوست دارید بدل کنید و حتی معتمدان شما در وساطت مأموران و جنایت کاران نوکر قاتل است؛ و گدایی ترحم مینمایید و تیترهای دروغین سازندگی سرمایه گذاری کلان آمریکا در ایران افشاگر فریب کاری تان وسرمردم کلاه گذاشتن تان همسو با بازی و وانمودههای آمریکاست.
۱۷_ تحریف مفهوم پایان جنگ عزتمندانه
۱۸_تخریف اولویت در این مقطع
۱۹_ تحریف عملیات فریب ترامپ به اسم تفاهم نامه حل بحران انرژی و پیشروی اسراییل در لبنان و سکوت ایران
۱۹_دروغ درباره طرح انتقام دلیل دست شستن ترامپ از اجرای تفاهمنامه و دروغ ایجاد اختلال بوسیله مردم مبعوث در صلح شرافتمندانه
۲٠_ بالاخره این ایستادگی مردم مبعوث سبب شکست ابر قدرت و این عزت جهانی و ممانعت از نقشه دشمن علیه ایران شد یا سبب ذلت و نابودی صلح به نفع ایران و تقصیر بزرگ و عمل علیه منافع ملی شد؟
۲۱_ انواع تناقضات چاره ناپذیر در گفتار روحانی به سبب عدم صداقت.
۲۲_تحریف حفظ استقلال و خواست کسانی که خیابان را سنگر مقاومت ملی کردند
۲۳_ چه کسانی از مذاکرات فریب قبل از جنگ۱۲روزه تا امروز از ایستادگی مردم ناراحتند به گواه روزنامه حضرتی و مرعشی و بیانیهها
۲۴_ دروغ ستایش از ایستادگی، چه کسانی با ایستادگی دو امام ورهبر معظم مخالفت کردهاند؛ و با تسلیم موشکی و هستهای موافقند از هاشمی و ظریف و خاتمی میرحسین کنونی و ظریف و. تا روحانی
۲۵_تلاش برای تخریب تشییع در تهران، قم و مشهد
۲۷_زمینه چینی شورش جدید در تهران و مشهد با فشار بنزینی
۲۸_شباهت کار شما و هر کس که از تحریم کنندگان جدید و دولتی و حزبی صداو سیماست با حمله موشکی اسراییل و امریکا و تحریم گران تحزیه طلبو ایران اینترنشنال و بی بی سی و منافقین وصدای آمریکاو براندازان که پیشوای پزشکیان و روحانی در تحریم هستند.
۲۹_علت حقیقی تحریم و تخریب صدا و سیما: تصحیح ضعفهای واقعی و تکامل کار حرفهای یا رسانه ایستادگی رهبری و مردم و نیروی نظامی بودن؟
۳٠_معنای دروغین ملی کردن صدا و سیما یا آمریکایی کردن رسانه ملی؟ اگر ملی وضد سلطه اجنبی نیست چرا اسراییل و امریکا بمبارانش میکند و همه دشمنان استقلال ایران با او دشمنند؟ برای ضعفهای حرفهای یا تنها رسانه دیداری و شنیداری مؤثر در دفاع از آزادی و استقلال و مقاومت مردم و رهبری پاک آن، ولایت فقیه.
۳٠_صدای چه کسان از صدا وسیما شنیده نمیشود: صدای آمریکاو اسرائیل و اذناب خارجی و داخلی آنان و منافقان؟ یاصدای امام خمینی و امام شهیدو مردم مبعوث در خیابان و ولی فقیه حاضر و نیروی نطامی جان برکف، این فرزندان ملت؟
۳۲_رسانه ملی اعصاب چه کسانی را خورد میکند:دوستان یا دشمنان قرآن و عترت و اسلام، و عقل و نیروی نظامی؟ مردم انقلابی در خط امام و شهدای ناظر انقلاب اسلامی، محور مقاومت، سهید داده ها؟
۳۳_رسانه ملی مورد عناد مخالفان، برای این خشم مستبدان را بر میانگیزد که تحلیلهای ناتوانی محور و فریبناک دولتی را نقدمی کند. مواضعی که به زور بوسیله دولتیان و مطبوعاتشان و فضای مجازی تزریق میشود تنها یک صدا و سیماست که واقعگرایانه اشکالاتش را بیان میکند. مثلاً تمام دولت از خود رییس جمهور تا تمام اعضا و اعوان و انصار و رسانه هایش میگویند تفاهم نامه عالیترین افتخار و دستاورد ما در تمام طول تاریخ ماست. عدهای حتی در به وقت ایران میگویند متن تفاهمنامه عالی بوده است. اما اولا عدهای کمترین اطلاعی از سیاست، منش، رفتار شناسی ترامپ داشته باشد، میداند تفاهم نامههای او هیچ ارزشی ندارد. صدبار بیشتر او همواره تاکید کرده که مذاکره عملیات فریب بوده و تا مسلم نشده و اثبات نکرده که اعتباری برای تفاهمها قائل است، مذاکره ناشرافتمندانه است. پس اصلا خود فرصت تفاهمنامه برای فریب مردم و حکومت باشد جهت حل بحران انرژی و امکان دست بستن ایران و پیشروی اسرائیل در لبنان، خود چنین تفاهم نامهای یک فریب است. این تفاهم نامه به سبب زیر پا نهادن اصول ولی فقیه که مانع این فریب میشد ومانع اقدامات امریکا و واداشتن او به عمل میگشت از اول در خدمت حل مشکل آمریکا و اجرا نکردن حتی یک بند به سود ایران در آمد. آمریکا برای نشان دادن پوچ بودن امضایش از همان روز اول تفاهمنامه را زیر پا نهاد و در لبنان پیشروی کرد و جنگ راه انداخت ومحاصره دریایی کرد. این یعنی اصل تفاهم کردن و هر امتیازی که ایران خواست امضا میکنم از اول یک دروغ آشکار بود وما مثل دختری که دوست دارد فریب بخورد، تن به فریب دادیم این عاقلانه است؟
بعد از این، موضوع زیر پا نهادن مدام تفاهمنامه از سوی آمریکا است و باز همان سحر تفاهم نامه، چون کاغذ بی ارزش دولت را واداشت که نه به شکستن محاصره دریایی با قدرت و مجبور کردن آمریکا اقدام کند و نه با دست بالایی که دارد قدرتمندانه شروطش را بهبود بخشد و اصول رها کرده رهبر معظم را که حال اثبات شده بود حق با آن است، به شروط باز گرداند.
بیان این نقدها به مذاق مستبدها خوش نمیآید؛ و رسانه ملی را به یک بلند گوی اشتباهات دولت بدون نقد میخواهند و راضی به ساعتها دفاع دولت از راهشان و کنارش بیان متخصصان سیاسی و اقتصادی منتقد نیستند.
۳۴_ نکتهای امثال روحانی و جبهه غربگرا از قصد فراموش میکنند آن است که درجمهوری اسلامی قرار است وفاق گرد سیاست کلی ولی فقیه صورت گیرد نه افراد مختلف و رؤسای قوا و این امر اگر زیر پا نهاده شود خود سرمنشأ تفرقه است.
۳۵_نگاه مستبد کسانی مثل روحانی که هیچ درکی از انقلاب و نقش و مطالبات تعیین کننده مردم انقلاب کرده و عامل و رشید این نیروی عزت و پیروزی و استقلال و آزادی ایران ندارند از صدا و سیما، نهادی روابط عمومی کابینهها و اشتباهات شان انتظار دارند، اما رسانه ملی، رسانه ملی است نه دولتی یا رسانه غربگرایی. قانون اساسی تحت رهبری ولی فقیه است. صدای انقلاب اسلامی است؛ و البته صدا و سیمای موفقیتهای دولت تابع سیاستهای ولی فقیه، صدای مردم وفادار به انقلاب و نه ضد انقلاب و مبلغ ضد جمهوریت اسلامی است. صدای اسلام و حکمرانی اسلامی است.
۳۶_ روحانی به وجه فرا جناحی دستگاه امنیت و اطلاعات ورسانه ملی اشاره میکند. البته فراجناحی به معنی ضدانقلاب اسلامی بودن، فرا ولایت فقیه بودن نیست و دقیقا تبعیت از ولی فقیه تضمین کننده فراحناحی بودن شان است.
نگاه مستبد تحمل نمیکند که در صدا و سیما متخصصان و مطلعان ومردم کوچه و بازار آزادانه نظر خود را بیان کنند و خواهان عدم دفاع دولت از تصمیماتی باشند که مردم با همه وجودشان غلط بودن شان و روز به روز بدتر شدن وضع اقتصادی شان را حس و تجربه میکنند و نگاه مستبد عملا علیرغم لفاظی در خصوص نقد، خواهان خفقان به بهانه اتحاد هستند. اما بزرگترین مدافعان وحدت خود سه ولی فقیه در اوج دفاع از دولت، مردم را به پرسشگری تشویق کردهاند. مردم هم در تجربه و متخصصان با علم عقلی و فرا تجربی یقین کردهاند که در ایران و جهان کابینهها بویژه دولت روحانی دارای چنان اشتباهات بزرگی بود که سکوت برلبر خیانت به حق و عقل و اسلام وشرف و انقلاب اسلامی بود. الیگارشی و رانتخواران و قاسطین و قشر اشرافیت نوکیسه و مسرف خواهان بازگشت به دیکتاتوری و یا لیبرالیسم تامین کننده آزادی سرمایه سالاران و سرکوب طبقات مردم زحمت کش و به سکوت کشاندن ملت مطالبه گر و حق خواه و منتقد هستند که به اشتباهات و خسارتهای دولت به ملت و جنگ دفاعی او و انفعال به سود دشمن تن نمیدهند. مشکلاتی که مردم احساس میکنند ومتخصصان با برهان این سیاستها را غلط میدانند؛ و دولت وظیفه دارد پاسخگو باشد.
۳۷_روحانی به تحریف منافع ملی، به تحریف مفهوم دوگانه سازی و نفی وجود دوگانههای واقعی حق و باطل و طیفی از مواضع بد و بدتر و خوب و خوبتر وجود دارد. انواع دوقطبهای واقعی وجود دارد و درست است که ما از قطب حق دفاع کنیم. مثلا دفاع از مقاومت به تجاوز علیه نفی مقاومت تکلیف ماست. و. ملت ایران علیه کسانی است که مخالف استقلال هستند و این دوقطب واقعیت و صحت دارد.
۳۸_ تحریف واضع در برابر مردم. ضمنا همه این صداقتها و حق طلبیها و راستگوییها را او در دوران ریاستش زیر پا گذاشت.
۳۹_همه باید دشت دیپلماسی جمع شوند. این حرف روحانی غلط است. دیپلماسی اشتباه وقتی با سیاست ملی و کلی ولی فقیه مخالف است مثل امضای ماشه مکانیزم قابل حمایت نیست.
۴٠_مذاکره مقدس و مطلق نیست.
۴۱_فکر خطرناک دعوت از جذب ایرانیهایی از نیروهای مسلح که در خارج از کشور هستند.
۴۲_نفوذ شعبانی جاسوس بوسیله روحانی در دوران ریاستش و با همکاری ظریف
۴۳_تحریف معنای پایان عزتمندانه جنگ
۴۴_تحریف آیه ان جنحوا للسلم
۴۵_نقد و نصیحت دولت از نظر قرآن کمک به دولت است و..
۴۶_اینها گوشهای از نکات غلطی است در بیان دکتر روحانی که باید بررسی شود او باید بداند آمریکا و اسرائیل میخواهند با یکسره کردن کار مقاومت، نوبت ایران برسد در این طول خواهان جلوگیری از قویترشدن ایران و فرسایش وسستی مقاومت در ایران و تضغیف روح مردم ابران و نمیتوانبم برابر امریکا مقاومت کنیم است. کسانی، چون روحانی و جبهه اصلاحات و مخالفان ولی فقیه به این سناریوی شیطان کمکنی کنند.
☆☆☆☆
از کدام درد گره درد دل بگشایم: از ظلمات خودم یا از وقاحت و سپید چشمی و دروغواری اشرافیت نوکیسه مستکبرمان، یا درندگی صهیونیستها در علی الطاهر حاصل زیر پانهادن «علی الاصول» و دریدن زنان مردان زنان وکودکان یک عروسی بوسیله آمریکا، خیانت به ارزش پول ملی و سپردن نرخ دلار به قاچاقچیان کارگزار واشنگتن ضعف و عجز عمدی دولت وتعمد بحرانسازی و صف سازی و آشوب پردازی و عصبانی کردن مردم در تهران ومشهد در صف چند کیلومتری بنزین در این دو شهر چشم امید شورش آتی و... خیانت به حزب الله و تماشا بی غیرت ما وترهات ریاکارانه قاضی شارع روحانی وار و وادادگی دولت و رها کردن رفتار ضروری کنترل کننده و.. کور کردن راههای تخفیف فشار، چون معطل کردن تجار وارد کننده کالا از چین و ماچین...
اکنون ماندهام کدام مقالهای را که در ذهنم جولان میدهد، فریاد بزنم:
☆رابطه اشغال تپههای استراتژیک علی الطاهر لبنان و پیشروی اسرائیل و آمریکا برای حذف حزب الله و پاشاندن محور مقاومت و گامی در تحقق اسرائیل بزرگ و فتنه یهودیت سامری فرعونی؟ آیا همه تفاهم نامه جز آن تنفس مصنوعی و سقوط قیمت نفت، در خدمت بازی دادن ایران و عملیات فریب و وانمودهی دروغین صلح هدف دیگری جز فلج ما، در ارتباط با پیشروی طرح اسرائیل داشت و آن چشمبندی تفاهم نامه پرت شده بوسیله ترامپ به زباله دان با میدانداری غرب پرستان و الیگارش ها، چه حاصلی داشت جز آزاد کردن صهیونیستها در پیشروی در مسیر تحقق شعار نه غزه، نه لبنان بعدش نوبت ایران و. تحت مدیریت و سلطه نفوذیهای دولت دوازدهم دردولت چهاردهم؟ برای آن که علی الاصول ولی فقیه به سود فتح علی الطاهر بوسیله اسراییل زیر پا گذاشته است و این اولش است و باش تا صبح دولت این خط خیانت بی حیای پوشک وموشک و نیروی قائمین در پناه نادمین از انقلاب و مقاومت بدمد؛ و ظاهر شدن زیر پا گذاشتن اصول سیاست کلی رهبری و نتایج دردناک تضعیف محور مقاومت دستاوردهای عظیم استقامت۴۷ ساله را بباد دهد. مگر رییس جمهور تعهد نداده بود مذاکراتی که با این فریبکاریها و جنایات رهبر شهیدمسلما نا شرافتمندانه بود و رهبر حاضر غیر اصولی خوانده بودش، شرافتمندانه پیش رود وشیطان بزرگ تفاهماتش را اجرا میکند! خوب تعهد چه شد؟ نتیجه چه شد؟ تماشای نابودی متعهدان جان گذشته که در راه ما خون شان را ریختند؟ سید حسن کافی نبود؟ شایع کردهاند آنقدرها وضع حزب الله وخیم نیست که اسرائیل وانمود میکند؛ و تبلیغات انتخاباتی نتانیاهوست، اما گزارش آقای از حوالی تپههای علی الطاهر آن است که علی الظاهر عاشورای حزب اللهی تنها بقولی با زیر پا نهادن علی الاصولهای رهبری میخواهد اتفاق بیفتد و در واقعیت اشغال زمینی نمیتواند خیانت غربگدایان را که نزد خدا ودر تاریخ به حساب بی غیرتی ایران و بی وفایی و رها کردن یاران هم پیمانش گذاشته میشود بپوشاند و این خیانت تا اینجا متوقف نمیشود و تا لبنانیزه کردن ایران پیش میبرد
☆☆☆☆☆
حرفهای امروز حسن روحانی از امروز شروع نشده، ادامه دکترین هاشمی رفسنجانی است و در دوران ریاست جمهوری اش عریان گشته و در سال ۱۳۹۸ سخنرانی حاج قاسم که از آن سخن خواهیم گفت پاسخی بود به دست شستگی از نگاه قرآنی و بیخردی و بزدلی و ریاکاری مشکوک و مخرب در حکمرانیی دهه نود. یعنی علیه افق روحانی و رسواییهای پر از شکست و خرابکاری و تسلیم طلبی و ترس و ضعف و وادادگی عمدی دولت روحانی در دو دوره و خصوصا سقوط رضایت مردم از او تا هفت درصد در دور دوم ریاست و مسیر او تا مردم به ستوه آیند وشورش کنند و کشتار روزی هفتصد نفر از کرونا و ویرانی معیشتی و دامن زدن به آن و بدروغ گذاشتن همه ویرانگری اقتصادی نقشهمند به عهده ممانعت ولی فقیه از تسلیم به کدخدا. حتی عدم ارتباط با چین و روسیه و کشورهای دیگر برای حل مشکلات برای ان بود که بگوید تنها راه، راه تسلیم به آمریکا است. او به وانمود کردن ناممکنی کمر همت بسته بود و به خالی کردن خزانه همت گذاشت هرگز برای آن همه ترک عمل خائنانه به هبچ محکمهای فراخوانده نشد. و..
این فضای حکمرانی در بسیاری از رویکردها به صلح ناشرافتمندانه و وادادگی وشورش انگیزی و بحران زایی، شبیه امروز بود.
پافشاری حاج قاسم علیه عدم پایبندی به خدا و عقل و بی باوری به توانایی ملت و نظام و مقاومت، او را واداشت به این سخنرانی روشنگر که هفت سال مخفی ماند!
در برابر این نگاه و این سخنرانی سال ۹۸ حاج قاسم همان زمانی روحانی موضع گرفت؛ و کمی بعد روحانی باز جوابی سراپا ریاکارانه داد؛ و در تیر ۱۳۹۹ سخنرانی در جلسه بهره برداری طرحهای شرکت نفت خط تولید جدید شازند و لولههای نفتی و. روحانی نکتهای را در باره ناممکنی یا بی هودگی بستن تنگه هرمز مطرح میکند که به طرحهای استراتژیک راههای جدید حمل نفت مربوط بود چنین چیزی کاملا دروغ بود. بستن تنگه هرمز و ناتوانی مطلق آمریکاو گاوهای شیرده آمریکا برای حمل «شیر» گویای درستی دکترین شهید سلیمانی و غلط بودن وانمودهی روحانی بود که در خدمت فکر تسلیم و بیهودگی مقاومت و نفی رهکنش هایی، چون بستن تنگه هرمز از خود دروغ میبافت. این ضعف نمایی ویژگی دکترین روحانی و رئیس و همراهان دیروز و امروز اوست. دیروز چه میگفت و امروز چه میگوید؟ روحانی دیروز علیه نظر شهید سلیمانی میگفت:
«بسیاری از کشورهای منطقه برای صادرات نفت توانستند راه دیگری (در صورت بستن تنگه هرمز) برای خودشان ایجاد کنند تا در یک شرایط روز خطر برای تنگه هرمز بتوانند نفت خودشان را صادر کنند. نفت را ببرند دریای سرخ نفت را ببرند دریای عمان، نفت را ببرند دریای مدیترانه...» این سخن کاملا دروغ بودو درعمل هم پس از ۶سال یعنی درسال۱۴٠۵ دیدیم بستن تنگه هرمز چه نقش هلاکتباری برای آمریکا ایفاکرده است. گویی او مأمور بود بستن تنگه هرمز را ورق سوخته وانمود کند که ایران هرگز به فکر استفاده از آن نیفتد و وانمود کند راه مقاومت شهید سلیمانی، مدافع رهنامه مقاومت دو امام بزرگوار، بی هوده است. روحانی با روی کار آمدن جو بایدن درآمریکا همچون نقشهای کمیکی که ویژگی شان خنگ بودن است مثل لورل البته بدون سادگی او، و در عوض سرشار از ریاکاری نسبت به مردم ایران، میگوید که نسبت به حل اختلافات با امریکا خوش بین است. توجه کنید این پراکندن توهم حل اختلافات با قبول آمریکا و چسببدن به آن و مقابله با قوی شدن ایران و قدرتمندی ما، پس از بدترین شکستها و انداختن آن به دوش این و آن و تشدید فشار خصمانه صورت میگیرد و اساسا امریکا کوچکترین نشان توافق واقعی نشان نمیدهد و علنا مذاکره، چون عملیات فریب و تسلیم مطلق قطعی است. یعنی بعد از
اعمال وحشیانه و بازی پوچ برجام و مکانیزم ماشه و پاره کردن توافقنامه و تحریم از اسفند ۵۷ و روز به روز شدت یافتن تحریم است که روحانی این حرف زبونانه را خلاف عقل و فهم و تجربه بیان میکند. خوش بینی پوچ و غیر منطقی و نوکر منشانه بدون کمترین نشانه حسن نیت از سوی آمریکا درست برای دهن کجی به سخنرانی امام شهید بیان شد که روز قبلش ابرادشده بود. روحانی وقتی این خیانت ومخالفت عمومی را بیان کرد که دهن کجی به سخن روز قبل رهبر شهید محسوب میشدکه فرموده بود مسیر رفع تحریم وچندسال مذاکره به نتیجه نرسیده: «ما چند سال مذاکره کردیم اثر نکرده، راه دوم غلبه بر تحریم است. اگر چه سختیهایی دارد، اما خوش عاقبت است.»
امروز این قدرت ایران حاصل مقاومت و سند حقانیت رهنامه امام شهید و شهید سلیمانی اس غلط بودن یقینی راه غلط روحانی و هاشمی است در اعتماد به آمریکا و حراج هستهای و موشکی و خوش بینی ابلهانه به آمریکا.
باید باچشم پوشیدن از زبونی راه دیگر بر میگزیدند؛ و با بیهوده کردن سلاح آمریکا و آویزان نگاه داشتن ایران، بر او فایق میآمدیم. یکی از راههای غلبه گسترش ارتباط با کشورهای آماده ارتباط برابر و عادلانه با ایران مثل همسایگان. روسیه، چین و کره و.. بود. اماقشر اشرافیت نوکیسه که با پولهای دزدیده شده از حق الناس در آمریکا و اروپا و کشورهای تحت فرمانروایی نوکران آمریکا مثل امارات سرمایه گذاری کرده بودند مطلقا راضی نبودند. زیرا امیدوار بودند فشارها ایران را تسلیم اربابشان کند. ورفع مشکلات حکومت را اساسا طلب نمیکردند. استحاله انقلاب خمینی آرزویشان بود. دولت روحانی نماینده این الیگارشی فاسد بود، برای همین در ایجاد ارتباط با رقبای آمریکا تعلل حتی خرابکاری میکرد.
رهبر شهید در فضای ایجاد رعب برای تسلیم به امریکا در دوران مبارزات انتخاباتی ترامپ در پاسخ تبلیغات وقیحانه ومستکبرانه ترامپ دال برپاره کردن مواففتنامه برجام که همان زمان اوباما با وضع تحریمهای شدیدتر و عدم اجرای تعهدات آمریکا آن را زیر پا گذاشته بود و ترامپ مدام وعده پاره کردن ان را تکرار میکرد عاقلانه و دلیرانه عزتمندانه فرمود:
«امروز کسانی که کاندیدای ریاست جمهوری آمریکایند تهدید میکننداگر ما بباییم توافقنامه برجام را پاره میکنیم. آنها اگر پاره کنند، ما آتش میزنیم.»
در برابر این عزتخواهی روح رعیتی روحانی در دفاع ازتوافقنامه و مکانیزم ماشه و عدم اجرای مفاد آمریکا زبونانه و وقیحانه به دفاع از توافق مرده پرداخت و بی آزرم وسخیف گفت: «بعضیها فکر میکنند یک منقلی اینجا وجود دارد و یک قطعنانهای است که آن را میاندازیم در منقل آتش میگیرد. قطعنامه باید توسط همان ارگانی که آن را تصویب کرده به دست همان لغو شود.»
خواننده این سطور بیاد فاشیستهایی میافتد که حتی برابر عکس مرده هیتلر و هیتلر مرده تعظیم میکردند. روحانی چنان از کدخدا ترس برش داشته که حاضر نیست حتی توافق پاره شده را به آتش بیاندازند و شبیه نوکرهای ذاتی همچنان از جسد مرده کدخدا اجازه میگیرد. آخر مردک! وقتی زور وقلدری عربده میکشد ارگان امضا کننده کیلویی چند؟ و لغو بکند و نکند چه اثری دارد. آخر آدم خرفت تاچند؟
اینها محصول همان روح نوکری خائن به اصول انقلاب اسلامی است.
☆☆☆☆☆
امروز بارها و بارها از سال ۹۹ این غلط بودن راه، افکار، استدلالهایی اثبات شد که از آغاز دهه هفتاد فسادش را با مانور موشکی و توهم توسعه مدل ژاپن و مانور اشرافیت با پشتوانه الیگارشی دزد سرگردنه اثبات شده بود.
امروز همه این وضع نگران کننده حاصل از ترکتازی غربگرایان نفوذی و ضدانقلابیون سازشکار پروتستانیسم اسلامی، حاصل نفی و زیرپا نهادن رهنامه امام خمینی ره است که بوسیله دولت چهاردم در همان مسیر اظهر من الشمس غرب گدایی قبلی و خیانت اصلاح طلبی مشارکتی به نیابت براندازان خارجی پیش میرود. زنگهای خطر و هشدار عالم غیب را نمیشنوند که به صدا در امده تا نگذارد درگام اول از ایران قلعه ولایت فقیه پر افتخار و عزت، کشور تحت الحمایه، عراق وار بسازند پر از ذلت خائنانه. کشوریر نوکر آمریکا و نوکر مآب و آستانبوس ترامپ با مدل اهل سازندگی که در دولت و مجلس انجام وظیفه میکنند؟ آن قدر حوادث رژیم چنج پس از شهادت امام شهید، سریع علنی شده و پیش میرود که باید دانست اتکایش به ۳۷ سال خرابکاری غرب گراهاست. در باره سرنوشت محتوم ایران در جدال بین رهنامه و راهبرنامه سه امام و شهید سلیمانی، از یکسو، با دکترین دهه هفتادی و هشتادی آقایان هاشمی و خاتمی و دهه نودی روحانی و دهه بعدی دکتر پزشکیان کنونی.
پس از شهادت امام قده تقابل دو دکترین به نقطه قرمز پا گذاشته است. راهبرنامه پر از عزت و حکمت و مصلحت اسلام و ایران و افتخار جهانی دو امام بزرگوار شدیدا و سریعا در مسیر تحریف اصلاح طلبی غربگرا ترک میشود. در این گیرو دارهای سعی برای استحاله خزنده میراث اعظم خمینی قده، از بازی تازه اصلاح طلبان که ادامه نهضت آزادی شدهاند و بدتر، کدو تنبل هم خنده اش میگیرد. چرا که شروع کردهاند از اختلاف اصول دکترین امام خمینی و امام خامنهای قده سخن بگویند، و این اصلا یک پرسش علمی وجدی نیست، توطئه و دروغی برای یک تفرقه جهت پیشبرد فتنهای است که از پیش برای توجیه خیانت به راه امام ره دستاویز شده و چنین بازی مضحکی را طراحی کردهاند، چون فریبکاری این ترفند عیان و روشنتر از آفتاب است، هر بحث جدی در اثبات یگانگی زیر بنایی نگاه دینی_ سیاسی و اصول اساسی و باورهای بنیادین دو امام بی هوده به نطر میرسد و وحدت انداموارههای مهم فکری و آموزههای حکمرانی و اصول حکومت اسلامی در مناسبات داخلی و خارجی و تصمیمها و قواعد و دستورالعملهای اجرایی و استراتژی حاصل از این دکترین و برنامه ریزی و مشی در راستای رسیدن به هدف و... دو بزرگوار اظهر من الشمس است؛ و بحث کردن با آنان که بدیهیات را تحریف میکنند، افتادن در دام طرح یک دروغ و نشر اکاذیب است. تفاوتهای فرعی حاصل ازتحول زمان و مقتضیات نو را سیستم فکری دارای اختلاف معرفی کردن شیطنت تحریف کنندگان اصول امام راحل و فریبکاری غربگرایان برای سرپوش نهادن فرار شان از حقیقت زیر پانهادن اصول امام کبیر ره و بنیانگذار انقلاب اسلامی ومجدد عصر بوده است. اما ناهمخوانی مطلق و ریشهای رهنامههای ناسازا، تعارض بین نگاه امام و نگاه رفرمیستهای پروتستانی مآب تا ابد مسجل است.
ضروری میبینم و مایلم پیرامون آشتی ناپذیری رهنامه انقلاب اسلامی و اصل مقاومت برابر شیطان بزرگ و دکترین اصلاح طلبی غرب باور و الیگارشی شیطان صفت فاسد بنویسم
و مایلم به واکاوی وجوه و ارکان دکترین شهید سلیمانی که خط امام در زدن آمریکای متجاوز در خلیج فارس است و در سخنرانی سال ۱۳۹۸ شهید سلیمانی که محرمانه بود ارائه شدو هفت سال نهان ماند و اخیرا منتشر شد و عصاره خط مقاومت و رهبردی برآمده از رهنامه و راهبر نامه امام است حرف بزنم و به ومقایسه این سخنرانی با سخنرانی رئیس جمهور اسبق روحانی با موضع کاملا همسان با مواضع رئیس جمهورکنونی بر علیه مواضع دکترین حاج قاسم بپردازم که درپی ارائه خصوصی آرای پیشاز وشگفت حاج فاسم و در نفی آن مدتی بعد ایراد شده بود و بار دیگر راه آنان را فاش میکرد. اکنون بعد از هفت سال تماما حوادث بیانگر کژراهه یا خیانت هلاکت بار تفکر اعتماد به امریکا و ترک قوی شدن و ناممکنی صلح طلبی با فریب و عجزو ضعف و تسلیم است؛ و حقانیت نبوغ و اندیشیدن عاقلانه و واقعگرایانه حاج قاسم را بر مبنای هدایت قرآن حکیم و راهبری عترت و عقل نورانی و راه مقاومت انقلاب اسلامی و رهنامه واحد دو امام اثبات میکند.
امر مفیدی خواهد بود سنجش صحت و مقایسه دو سخن. واقعیات امروز سند درخشش ایمان قرآنی و عقلی یکی و گمگشتگی و اسارت شیطان و پوچی و غلط دیگری است: افشاگر یک سخن پیرو رهنامه واحد دو امام «رهما» و یک سخن اهل نفاق در حکومت که زیر نام امام راه ضدامام را ابلاغ میکند.
شهید سلیمانی در همان سخنرانی محرمانه که حالا دیگر منتشر شده، در باره ریشه توحیدی و اصول و باورها و آموزههای سیستم عقلایی اش حرف میزند و
درباره صحت تصمیم بر مقاومت و غلط بودن دکترین اصلاح طلبی تسلیم و عدم امکان مقاومت برهان میآورد:
«ابزارهای نظام در مقابل این هجمه و این جنگ تمام عیار (کفر محارب و باطل) باما چیه؟ آیا میتونیم در این جنگ پیروز بشیم؟ آیا این جزء آن بحران هاییه که ما میگیم (طبق رهنامه امام راحل ره) در دل هر بحرانی خداوند یک پیروزی بزرگ برای انقلاب رقم زده. آیا این همان است یا این متفاوته. من میگم این همونه و بزرگتر از اوناست. جهان غیر قابل کنترله و کسی نمیتونه بگه من دنیا رو کنترل میکنم، یعنی اگر آمریکا بخواهد با فروش نفت ما مواجه کنه اولا این باعث افزایش قیمت نفت میشه، ثانیا هر حادثهای اتفاق بیفته و هر فشاری بر ما منعکس میشه بر فشار بر دیگران. خوب ما هزار ششصد، هفتصد کیلومتر ساحل داریم شما بروید در جزیره هنگام بایستید همه سوپر تانکرهایی که نفت عربستان، وکویت و عراق و امارات... را حمل میکنند به اجبار از کنار این جزیره رد میشن. شما یه آدم گرسنه فرض کنین (دستشو با قلدری از غذاش کوتاه کردین) اینجا نشسته، شما با طبق طبق غذای (چپاول شده) از جلوش رد بشید او وامی ایسته نگاهت میکنه؟ میذاره شما به سهولت طبق طبق غذاببریدو او ازگرسنگی بمیره؟
اینه که مسئولین (امام ما) گفتن اگر نفت ما به فروش نرسه نفت دیگری هم به فروش نمیرسه، این بلوف نیست. این شدنیه، امکان پذیره، بستن تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ست.. من این حرفی که در همدان زدم یک بلوف نبود، بعضیها فکر کردند گفتم یک چیزی. گفتم باید تصور کنید، آنجایی که فکر میکنید ما نیستیم در نزدیکترین نقطه به شما هستیم. حتما نبوده روزی که ما به این فکر نکنیم مگه میشه ما فکر نکنیم به مهمترین دشمن مون. مگه میشه ما به دریای دسترس مان فکر نکنیم، مگه میشه ما به دریای آتلانتیک فکر نکنیم، مگه میشه ما به دریای مدیترانه فکر نکنیم مگه میشه ما به دریاها فکر نکنیم؟ پس چگونه از خود دفاع کنیم؟ حتما به اینا فکر کردیم، حتما سازوکار مناسب را فراهم کردیم. این همه نیرو که آورده خلبج فارس چیده اینجا، و این همه ساختمانهای بلند با عظمت که در تلویزیونها نشون میدن در امارات عربستان و امارات، ساختمانهای بلند مرتبه گوناگون شیشهای. کسی میتواند با ما جنگ کند (وما تماشا کنیم) تحریک به جنگ میکنند، اما میدانند این جنگ که صورت گرفت در برابر هر پادگانی ایران پادگانی درست کرده و قدرت داره و میدانند و خودشون اعلام میکنند قدرت نا متقارن جمهوری اسلامی در مقابله با آنها قابل مقایسه با قدرت آنها نیست. شبانه روز قبل از این که اونا وارد این خط بشوند ما برای این جنگ آماده بودیم. ما آماده هستیم در همه سطوح از ملت مون دفاع کنیم عزتمندانه، قدرتمندانه و میتونیم. امام فرمودند، فرمودنداگر شما مقابل دین ما بایستید ما با همه توان مقابل دنیایتان میایستیم ... (پس از اشاره به این که دین امروز در نظام جمهوری تجسم یافته و دفاع از نظام ما جزیی از دین و امر دبن ماست و اشاره به ذلت آمریکا از ترس ایران و ورود رئیس جمهور احمق آمریکا به پایگاه شان در بیابان عراقذ با هوا پیمای چراغ خاموش و حضور با چذاغ موبایل بین سربازان از ترس ایران.) ما تشویق به جنگ نمیکنیم، ما جنگو دوست نداریم، اما در باره هر حادثهای علیه مون سرسخت میجنگیم. تجربه هم نشون داد سرسخت میجنگیم. الان همین الان آثار شکست دشمن کاملا پیداست. حالا نمیتوانم خیلی حرفها بزنم و جایش نیست. به میزانی که دشمن دچار وحشت و اضطراب است، اون میزان وحشت و اضطراب دشمن غیر قابل تصور برای شماست. ما دشمن را تحقیر میکنیم با لطف خدا و ایمان به خدا و اتکال به خدا و اطمینان اعتماد به خدا. ما به خدا تکیه میکنیم در هیچ محاسبهای نمیتوانیم زندگی کنیم بدون محاسبه خدا. چون اگر خدا نداشته باشیم ما چیزی نداریم. قدرت ما ست قدرت ما اتکا به خداست، ایمان به خداست، قدرت ما اعتماد به خداست، این قدرتو داریم قدرت ما اعتقاد به نصرت این اعتقاد رو داریم و بااین اعتقاد زندگی میکنیم. از ملتمون دفاع میکنیم. دفاع جانانه میکنیم، اما همه چیز ما از خداست...
☆☆☆☆☆☆
دکترین همه چیز ما خداست ریشه رهنامه حاج قاسم بزرگ است. در چشم او هر چه داریم از خداست و از نصرت خداست که راههای تصور ناپذیر غلبه بر دشمن تا زمانی که اتکال به خدا داریم و مقاومت میکنیم بر ما آشکار میشود و شباروز فکر میکنیم و راههای قدرت و مقابله با دشمن را پیدا میکنیم و این دین و ایمان ما و یاری خداست که پیروزی و عزت فراهم میآورد. ما با این سرمایه از ملت در همه سطوح با قدرت دفاع میکنیم و ذلت نمیپذیریم.
☆☆☆
ما قبلا در همین مقاله متوجه شدیم روحانی چه پاسخی در سال ۹۹به این طرح نبوغ آسای حاج فاسم داده و با دروغ خواسته آن را بی اعتبار کند. حاج قاسم بنا به همه شواهد و رخداد از اسفند سال ۴۷ وانواع اشکال بی وقفه جنگش باایران تحریم، تجزیه، جنگ و تهاجم نظامی اجماع جه
انی ظالمان، جنگ احزاب وگروهکهای تروریستی و تبلیغات سیاسی براندازی، بر رهنامه توحیدی امام خمینی ره با ارکان مقاومت و قوی شدن و یقین به یاری خدا و ما میتوانیم وقطعیت پیروزی ایران استوار بود. در حالی که امام استقلال ایران بقای ایران و جمهوری اسلامی را بدون مقاومت ناممکن میدانست، از همان زمان نیروهای دچار توهم در باره آمریکاکه از ابتدا ارتباط شان با مشی آقای شریعت مداری سنخیت داشت و سرپرستی کفر و فرامین محرز الهی برایشان مطرح نبود و عقل و علم و اهوای خود را فراتر از امر قرآن میدانستند و با برکناری شاه کار را تمام شده دانسته و هیچ فهمی از امپریالیسم و تعقل بر مبنای واقعیت و نقشه صهیونیسم جهانی و علت علم کردنش در دل اسلام نداشتند، راه تسلیم به آمریکا با ساده لوحی و بی باوری به خدا و حمایت الله از ایستادگی ملت ایران، مقابل راه امام ره علم کردند و این جهل هلاکت بار و ذلت آور و نامعقول و بی اعتماد به خدا که همه تجربهها و تفکر مبرهن، آن را نفی مینمود وجه مشترک نیروهای چپ و راست خاضع برابر فرعون عصر بود. دکترین تسلیم در عمل در این ۴۷ سال جز خسارت چیزی ببار نیاورد و همه نیروهایی که بدان باور داشتند از اول یا بیدینان قدرت طلبی خاکسار کفر بودند که علیرغم ادعای ملی گرایی دروغ میگفتند و اثری از ملی گرایی در آنها باقی نمانده بود ومثل بختبار و نزیه و امیر انتطام و سران نهضت و جبهه ملی ترسان از قدرت فرعون و بی اعتماد به قدرت خدا و عقل نوری همکاری و پذیرش سلطه استراتژی انان بود یاچون پیرمردان مومن وفادار به اشتباه مصدق درکی از جهان و نطام سرمایه داری جهانی سلطه گر و امپراطوری انحصار طلب سرمایه جهانگیر نداشته و نمیدانیتند جهان از عصر انقلابات سرمایه داران ملی عبور کرده و سرمایه سالاری ذاتا در بستر نظام جهانی سرمایه و متحد با آن وجود دارد و جز اسلام برای حفظ استقلال و زندگی در شرایط موارنه منفی بین سلطه غربی و شرقی راهی نمانده و حتی مصدق با شکست عملی اعتماد به آمریکا این را فهمیده بود.
بستن تنگه در۱۴٠۵ اثبات کرد دروغهای جریان غرب باور و پایان عصر موشک امثال مرحوم هاشمی و شاگرد دروغگویش، روحانی گویی دستوری بوده از سوی آمریکا برای خراب کردن اهمیت بستن تنگه هرمز تا ایران بدان اقدام نکند.
روحانی در شهریور ۱۴٠۵ باردیگر سخنانی منفی در ارتباط با همان دکترین مقاومت شهید سلیمانی ایراد کرد، اما این بار ریشه و بار اصلی برهانیی سخنرانی او در ارائه یک رهنامه با شالوده اعتقادی در رقابت با رهنامه دو امام بزرگوار و حاج قاسم ظاهرا باری توحیدی بخود گرفت. او کوشیده بر خلاف گذشته نقص مبانی مذهبی دکترین خود را که همان دکترین هاشمی و خاتمی است جبران کند؛ و با چنگ زدن به قرآن و روایات کاستی را برطرف سازد بی خبر از آن که ارزش این نقل قولها در راستگویی و انطباق حقیقی رهنامه با هدایت قرآنی است. اول باید نگاهی قرآنی و اسلامی به جنگ و صلح رها از جهل و اهوا داشته باشیم تا بهره ما ار نقل قول قرآنی حقیقتا روح اصیل داشته باشد. در نتیجه روحانی مجبور به تحریف کلام خدا و دروغگویی در رویکرد به قرآن و سیره رسول الله و ریاکاری شده است. او به بهانه ولادت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و بزرگداشت امام صادق به سیره و گفتار آنان و به قرآن حکیم اشاره میکند، اما نقطه رسوای ارجاع او استفاده ابزاری و غلط و تفسیر یکسویه از کلام خدا و معصوم، بدلخواه و اهوا و امیال و مواضع حزب خود است نه حقیقت کلام خدا.
او به این عناوین اشاره مینماید و سخن او توام با تحریف است یا خود برعکسش عمل کرده. او استاندارانی را جمع کرده که شاهد رسوایی دولت روحانی تا حد دروغ به مردم در باره گران کردن بنزین و جلسه تعیبن نرخ ارز وخیانت به حیات ملی و معیشت مستضعفان، و نفرت عمومی مردم از او و محبوبیت هفت درصدی او بودهاند. با سکوت چهار ساله حسن روحانی، مردم وضع فاجعه باری را ازیادنبرده اندکه دولت را تحویل شهید رئیسی داد! از قرار این سخنرانی اخیرش دو بهره داخلی و خارجی داشته: اول جلب رضایت کدخداش، شیطان بزرگ و لبیک به خواست و نیازکنونی دشمن برای رژیم چنج وکودتای خزنده.
و دوم حرص قدرت برای خیانت و خرج انتخابات آینده و تلاش برای کسب رأی منحرفان و کفار و مشرکان وفاسدان و غرب پرستان این دشمنان ایران و انقلاب اسلامی و البته مردم جاهل و تودههای فریب خورده که از فرط رنج حاصل از برنامههای شان کارد به استخوان رسیده و وعده فریبای حل مشکلات را باور کرده امام قدمی در ان راه برنداشته و حتی نفس کشیدن را موکول به اجازه ارباب و کدخدایش کرده و سرقت مداوم از جیب فقرا با رها کردن تورم و گرانی و سپردن امور بدست مافیای ارز و بانک و قیمت گذاری کلان شرکتها به دلار و غارت پثرو دلار و عدم بارگشت دلار صادراتی و. ملت را به بی دبنب سوق داده است. او باضدیت علنی با انقلاب اسلامی و راه امام بزرگوار و امام شهید، علیه امر مقاومت میخواهد رأی برای بردگی آمریکا جمع کند. اینان بجای دلسوزی و کار برای مردم در این شرایط سخت بفکر طمع کسب قدرتند ولو با قربانی کردن حقیقت دین. روحانی حول این مسایل سخن گفت وتحریف کرد و اعلام جنگ به خط امام خمینی به سود نوکری غرب نمود:
۱_ سیره نبی (ص) و پیروی از ازقرآن پیامبر اکرم.
۲_ تخریب و تحریم رسانه ملی
۳_ تصویرسازی خائنانه از پیمان ومذاکره
۴_ تصویر سازی غلط از مقاومت و صلح
۵_ تحریف مشورت و شرایط رفراندوم
۶_ تحریف معنای عقل و فهم و تفقه و حلم و صبر و مدارا و صدوقیت در فرهنگ عترت. نشاندن نکرا بجای عقل.
مجموع این سخنان همان مخالفت با رهنامه دو امام و پیروی شهید سلیمانی است. لفاظی هادر باره زمستان و بهار، ضد حقیقت ربیع و جدا ناپذیری رحمت و عقل و مخالفت با حقیقت ازجنس سخن ریاکارانه و دروغپردازانه قاضی شارع سربداران. آن ریاکار لفاظ چاکر مغول و اشراف ایرانی بود. او در یک شو اف و نمایش، پارهای از استاندارانش در دوران ویرانگری هشت ساله اش را گرد آورد. کسانی که ممکن نیست ندانند او با چه بازی بیرحمانه و دروغکاریهای باور نکردنی و خیانت به مردم و چه ویرانیهای عمدی اقتصاد مقاومتی و ملی علیه معیشت میلیونها مردم مستضعف و خالی کردن خزانه و تحمیل گرانی و تورم رها شده و فقدان کنترل و بحران سازی تشدید شونده با سیاستهای غلط عمدی به سود تسلیم به امریکا و چه ذلت و جنایت و کشتار روزی هفتصد نفر از کرونا و واردنکردن واکسن تا بگوید بدون تسلیم به آمریکا هیچ کاری نمیتوان کرد قدرت را ترک کردو بدهکار، طلبکار شد استانداران با نگاه مات و بی باور و سرد به بازی او در این جلسه مینگرند. عصیان او علیه سیاست کلی ولی فقیه، علیه مقاومت علیه حاج قاسم و طرح ایستادگی منطقهای محور استقامت اسلامی بخشیدنی نیست. سیاستی که در عمل نشان داد و اثبات کرد تنها سیاست پیروزی وسربلندی و عزت ایران در جهان است ودنیا با همین درخشش راه امام راحل و امام شهید امروز به ایران تعظیم میکند و برعکس همه بیاد میآورند او با چه انزجار عمومی پستش را ترک کرد. احیای او و مشاورانش در دولت کنونی و آن روش جنایت بار امروز هرگز بخشوده نخواهدشد
دروغهای این دین خود رای و دلخواه کدام است شگرد نکرا و راه فریبکارانه او و جبهه اصلاحات را بشنایبم:
دروغ بستن به خدا و رسول خدا: روحانی پروژه کودتای خزنده و نیز آشوبسازی را که عمدا با تحمل ناپذیر کردن فشار اقتصادی شروع کردهاند با تحریف قرآن کلید میزند. شگرد او همان شگرد معاویه است: قرآن بر سرنیزه کردن برای شکست امامت الهی و به سود دشمن و شیطان بزرگ و تکنیک قسمتی از قرآن را پیش کشیدن و تفسیر غلط کردن و قسمتی که نفاق وشرک را افشا میکند حذف کردن! در این ترفند هر جا که به سودتان است آن را برجسته میکنید و شنونده ساده دل بیخبر وقتی میبیند سخن درست در ستایش اخلاق نرم پیامبر میگویید میاندشد هر چه میگویید درست است و تفسیرتان رامی پذیرد و بدام نفاق و تحریف میافتد؛ و دومین نشانه دروغ آن است که خود را عامل نشان میدهید، اما همین معانی درست را خود عمل نمیکنید.
ایشان سوره ۱۵۸ آل عمران را نشان اتکای خود به قرآن مطرح کرد و برای اثبات دکترین نرمی و دوستی وتسلیم به خصم، به سبب فضیلت صلح طلبی و نرمخویی و جنگ گریزی بکار گرفت و آن را برای اثبات صحت نقدش علیه مقاومت و به سیاست ولی فقیه _امام کبیر و امام شهید و امام حاضر _شاهد آورد و تفسیر سیاسی غلط کرد و علیه ولی فقیه و استراتژی سه امام انقلاب و راهبرنامه مقاومت برابر خصم مستکبر جانی فاسد و با هدف نابودی ایران و علیه فرماندهان دانا و عاقل و فهیم و حلیم و صبور و متفکرانی استفاده کرد که علیه آمریکا و اسرائیل و اذناب اسرائیل و دو وطنیهای مدافع غرب و نفوذی وطن دوم زبان، برّا دارند و نیر علیه رسانه ملی و علیه مردم مبعوث باشعار مرگ بر امریکا آیه را تحریف
کرد. آیه این است:
فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله انّ الله یحب المتوکّلین.
پس با رحمتی از الله با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگین دل میبودی از دورت میپراکندند.. پس آنان را عفو کن و برایشان استغفار بخواه و در کارها رایزنی کن و، چون عزمی کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست میدارد. ظاهر آیه روشن است، ستایش نرمخویی پیامبر اکرم. اما آیه عمق دیگری دارد ـ نمیتوان مطلقا ان را مخالفت قرآن حکیم با مخالفت شدید با کفار، مشرکان، مخالفان علنی حکومت اسلام، منافقان فعال علیه کیان و موجودیت امر حق و به سود جنگندگان داخلی و خارجی با نظام و نفی قتال گرفت و روحانی چنین تحریفی میکند. وگرنه اولین پرچمدار مراعات حقوق مردم و پیش و بیش از اغنیا حقوق مستضعفان که روحانی بیرحمانهترین ضربه و خسارت را به حقوق آنان وارد آورد همین میلیونها ایران زحمتکش بهیود رانتخوارانی بود که با وجود مضاف بر هزاران میلیارد سود حرام، هزاران میلیارد بخشودگی مالیاتی هم به آنان تعلق گرفت و صدها میلیون دلار و یورو هم پول هم که بنام ارز صادراتی به انان داده شد، بار نگرداندند.
درستترین شیوه فهم قران رجوع به قرآن و رجوع به معصوم، این راسخان در علم قرآن و عقل نورانی است که از معصوم در جان عاقل میتابد و اهل علم ربانی و دانایانی، چون عامه طباطبایی کوشندگان این راهند و ما بهرهمند از کوشندگی همه مفسران دارای روش صحیح. خواهیم دید قرآن در توصیف خلق و روش اخلاقی و عملی و وجودی رسول اعظم صلوات الله علیه و آله و سلم خصوصیت شدت را هم بهنگام بیان کرده و فراوان مطالب در باره امر خدا به رسول خدا در باره آشتی ناپذیری و عدم استغفار علیه مشرکان و منافقان ومسلمانان دروغگو بیان فرموده که نفی نرمخویی علیه کسانی است که توبه نمیکنند و به همکاری و همسویی با دشمن میپردازند.
نخست آن که در همین سوره آل عمران قبل و بعدش با دقت حقایق همه جانبهای را روشنی میبخشد.
قبل از آیه مذکور دهها آیه در باره اهل کتاب و بویژه بنی اسرائیل و تلاش آنها برای فریب مسلمانان و نتیجه سرکشی برابر رسول خدا و عاقبت دنیاپرستی و شکست و ماجرای احد نازل شد. آیات متعدد هم در باره مسلمانان غلطکار و گریزان از فرمان خدا بیان شده است. در آیه ۱۴۹ میفرمایدای مؤمنان! اگر از کافران پیروی کنید شما را به گذشته تان (وضع گذشته و بی باوری به خدا و خود رأیی و جهل و ترس از جهاد و دنیا پرستی) باز میگردانند و از زیان کاران میگردید.
در آیه ۱۵٠ میفرماید:
«آری خداوند سرور شما و او بهترین یاری کنندگان است. در آیه ۱۵۲می فرماید: به راستی خداوند به وعده خود (یاری برای پیروزی در احد) وفا کرد ولی شما سست شدید و در کار (تکلیف تان) به منازعه و کشمکش باهم پرداختید و پس از ان که آن چه را دوست میداشتید به شما نمایاند، سرکشی کردید. برخی از شما دنیا را میخواستید و برخی، اما آخرت را.» سپس با اشاره به سرکشی و گریز از جنگ در آیه ۱۵۴می فرماید:... «گروهی که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما اختیاری داریم؟ بگو: بی گمان یکسره کار با خداوند است. در خویش چیزی نهان میدارند که بر تو آشکار نمیکنند، میگویند: اگر ما در این کار اختیاری داشتیم اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر درخانه هایتان میبودید، آنان که کشته شدن بر آنان مقرر شده بود به سوی کشتارگاههای خویش بیرون میآمدند، و تا خداوند آنچه در اندرون خوددارید بیازماید و آنچه در دل هایتان دارید بپالاید و خداوند به اندیشهها داناست»
همه آیات پیش از آیهای که روحانی پایه راهنامه خود قرار داده و تفسیر آیه با آیات دیگر قرآن مجید در باره همان آیه ۱۵۹ که در خصوصش با رجوع به سیره و سخن معصوم وتفسیر علامه برزگوار روشنگری خواهیم کرد، در اصل مبین خطاب به مردم جهاد گریز، تحت نفوذ کفر، سست عنصر، سرکش در برابر دشمن، دنیا پرستان اهل نفاق است و استفاده ریاکارانه آنان از دین و عدم باور به وحی و عدم تمایل به جنگ و ترسان از کشته شدن و آماده فرار از فرمان الهی، خداوند میفرماید آیا پنداشتهاید به بهشت میروید بی آنکه خداوند جهادگران و اهل صبر شما را معلوم دارد (۱۴۲). درمقابل این اهل نفاق خداوند مهربان به مؤمنان اهل استقامت و اهل صبر بشارت بهشت میدهد. اهل صبر منفعلانی نیستند که روحانی با لفاظی ترسیم میکند که مینشینند تا ظهور شود و تماشای تجاوز و بی ناموسیهای ظالمان میکنند و دل به دروغ مذاکره و مذاکره دروغینی که هدفش را برابر همه جهان نابودی جمهوری اسلامی اعلام میکند و رهبر شان را هم شهید میکند نه تنها گامی نمیجنبند بلکه شادمان از فرصتی که توانش را نداشتند، دشمن پدیدش آورده از آن قتلگاه در راه صلح ناشرافتمندانه و بازگشت ارتجاعی به ولایت از دست دادگی و نابودی انقلاب الهی و وهم احمقانه آشتی و دوستی با شیطان استقبال میکنند ـ، اما اهل صبر برعکس اینانند. روحانی در بیان وقایع حقیقتشان را تحریف میکند. قرآن میفرماید پیامبر از روی هوا سخنی نمیگوید؛ و سخنان پیامبر منطبق با کلام خداست. منافقان و جاهلان و افرادی که فهمی از تطهیر اهل البیت علیهم السلام از رجس ندارند، شأن پیامبر را درک نمیکنند. آنان که در برابر اوامر حضرت رسول، میپرسند این فرمان خداس یادستور و اگر دستور توست مامخالفیمو روحانی انان را تحسین و تایید میکند معلوم است در معرفت همسو با مذهب عامه استذ؛ و هیچ درکی ار پیامبر خاتم در هستی شناسی و انسان شناسی و پیامبر شناسی اهل البیت کسب نکرده یا سبب اغراض سیاسی ضد ولایت فقیه و نظریه امام ره، میکوشد با نگاه غلط خود به پبامبری فصل الخطاب بودن ولی فقیه و قطعیت اجرای فتاوی و حکم حکومتی او را نفی کند. او چنان سر به نابودی نظام بسته که نمیداند حتی در دموکراسی غربی هم رئیس نظام اختیارات اوامر حتمی الاجرا دارد. تحمل نکردن ولی فقیه و نقش قانونی او و اختلاف کردن باولی فقیه و سربرتافتن در اختلافات ازاو کار اهل نفاق است. مؤمنان جهادگر و صبور همراه راستین پیامبرانند که در عمل معنای صبرشان تحمل مشقات و تاب آوری تا شهادت در مقاومت و جنگ است. قرآن میفرماید: «بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هرچه به ایشان رسید نه سست شدند و نه تن به زبونی دادندو خداوند صابران را دوست دارد.» حال معنای صبر روشن شدکه دست شستن از جنگ و انتظار منفعل نیست. این تحریفهای روحانی دو حال دارد یا علم ندارد و حتی عربی نمیداند، سواد خواندن و فهم آیات ندارد یا دارد و به قرآن دروغ میبندد و به هوی و طمع و مأموریت شیطانی سخن میگوید، چون زمینه همان آیهای که متذکر شدو استفاده نابجا از آن کرد همین تمام آیات دو صفحه قبل وجوب جنگ با کفار است وشدت عمل و توبیخ آشتی طلبان وگریزندگان از جهاد قبل از آیه ۱۵۹ سوره آل عمران!
اما پس از این بیان رفتار و حال منافقان و مؤمنان و خطاب و عتاب خداوند به دو گروه مسلمانان، به آیه ۱۵۹مورد استفاده حضرت روحانی میرسیم که ترجمه اش را در بالا بازگفتیم. حضرت علامهی مفسر، در المیزان برخلاف افاصات آقای روحانی آیه را تفسیر میکند. روحانی تلاش دارد قرآن را به قواره خواستش درآورد: «لنت» را که بیان روش سخن است تبدیل کند به محتوای تسلیم برابر درست و نادرست، مردم سر در راه و مردم عنود و حتی دشمن بنام نرمخویی، در حالی که اگر باطل، باطل باشد، نه فقط۲٠ سال، بلکه ۱۴٠٠سال هم بگذردو بیش، باز انسان مکلف به مقاومت در اشکال گوناگون باید مقاومت کند و جامه تسلیم و دوستی نپوشد و اگر همه مردم هم تابع شیاطین شوند فرد مؤمن نباید بگوید حکومت باید تابع مردم در هر حالت باشد و نرمی به معنای انحلال واجب و حرام است. در باره آیه مورد رجوع روحانی، علامه بر عکس، به جنبهای از فهم عمیق آیه اشاره میکند که آدم نامأنوس با کلام الله و فاقد علم ژرف و اسیر حرف صرف نتواند کشف کرد. او مینویسد:
«در این آیه شریفه التفاتی به کار رفته، چون در آیات قبل خطاب متوجه عموم مسلمین بود، و در این آیه متوجه شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله شده؛ و خطاب در اصل معنا در حقیقت باز به عموم مسلمین است و میخواهد بفرماید: رسول ما به رحمتی از ناحیه ما نسبت به شما مهربان شده است، و به همین جهت به او امر کردیم برای شما طلب عفو کند و برایتان استغفار نماید؛ و با شم با شما مشورت نماید و وقتی تصمیمی گرفت بر ما توکل کند.
پس با این که اصل معنا این بود باید دید چرا خطاب را به شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برگردانید؟ و چه نکتهای باعث آن شد؟ نکته اش همان مطلبی است که در اول آیات مربوط به جنگ خاطر نشان کرده و گفتم: این آیات آمیخته با لحنی از عتاب و سرزنش است، به این دلیل که میبینیم که خدای تعالی هر جا که مناسبت داشته از مردم به خاطر نافرمانیهای شان اعراض کرده است و یکی از آن موارد همین آیه مورد بحث است که متعرض یکی از حالات آنان است، آن حالتی که نوعی اراباط با اعتراض شان بر رسول خدا دارد (صلی الله علیه و آله) دارد، و آن عبارت است از اندوهی که از کشته شدن دوستان شان داشتند، چون چه بسا که همین وادارشان کرد که در عمل رسول خدا خرده گیری نموده وکشته شدن آنان را به آن جناب نسبت دهند و بگویند: تو باعث شدی که ما این چنین مستأصل و بیچاره شویم، و به خاطر همین نسبت نا روا، خدای تعالی از سخن گفتن با آنان اعراض نموده و روی سخن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کرده فرمود: «فبما رحمه من الله لنت لهم...» و این سخن به خاطر اینکه حرف «فا» در اول آن آمده فرع و نتیجه گیری از کلامی دیگر است که البته صریحا در ایات نیامده ولی سیاق بر آن دلالت دارد و تقدیر کلام چنین است: «واذا کان حالهم ما تریه من الشباهه بالذین کفروا، والتحسر علی قتلاهم، فبرحمه منا لنت لهم، والا لانفضوا حولک» علامه طباطبایی حکیم، بزرگوار و عمیق تفسیرش برخوردار ازمعجزه قرآن حکیم، و منطبق بر جان کلام الله زنده است که توگویی اصلش برای امروز و روشنگریهای ضروری کلام حق و رفع تفاسیر جاهلانه و اغراض اهل نفاق نوشته شده که بهره دلخواه از قرآن میبرند. در این مجادله و بسیاری از مجادلات از روز اول انقلاب هیچ چیز، چون فهم امام خمینی، مواعظ حضرت بهجت، و تفسیر علامه طباطبایی و روشنگری امام شهید و اثار شهید مطهری به کمک انقلاب نیامدو با برهان قرآنی ریاکاری و دذوغ وتحریف اهل نفاق و همپویان راه تسلیم به استکبار را افشا ننمود. این متن بالای المیزان سند معتبر ماست. همه بافتههای مجعول را برباد نی دهد ومعنای اصیلی را منکشف میسازد که پرده از مظلومیت امام شهید بر میدارد. علامه در افشای تلقی از وساورهم فی الامر و تحریف آن هم مینویسد: «وشاورهم فی الامر (هم) که به یک لحن عطف بر مسأله عفو و مغفرت شده خود شاهد بر این است که این دو امر: یعنی «عفو» و «مغفرت» در چارچوب ولایت و تدبیر امور عامه بوده، چون ابن گونه امور است که مشورت برمی دارد، و، اما احکام الهی خیر (چون جهاد واجب و دفاع از خود و نوامیس اسلام و.) و باز گویی المیزان در حال پاسخگویی به جعل کسانی است که در امر واجب بجای توکل به خدا با ترس خوداز کفر و شهادت مردم را میترسانند و به رفراندوم و مشورت احاله میدهند وبه سبب سست ایمانی فاقد توکل در ایستادگی برابر دشمن متجاوز کافرحربی هستند و درپی تسلیم گام برمی دارند. علامه در انکشاف کلام الله در باره همین آیه میگوید: «چون خدای تعالی ترا بخاطر این که به او توکل کردهای دوست میدارد و درنتیجه ولی و یاور تو خواهد بود و در مانده ات نخواهد گذاشت؛ و به همین جهت که اثر توکل به خدا یاری و عدم خذلان است دنبال این جمله فرمود: «ان ینصرکم الله...» و مؤمنین را هم دعوت کرد به توکل و فرمود: اگر خدا شما را یاری کند کسی نیست که بر شما غلبه کندو اگرشما را درمانده گذارد کیست که بعد از خدا شما را یاری کند؟
ادامه آیه همچنان زنده است که گویی در حال پاسخگویی به روحانی و تحریف گران کلام الله و به کسانی است که به جای جهاد و توکل به خدا به تسلیم و اتکا به قدرت استکبار از جهاد سرباز میزنند. برای تنگنا خواننده بهخود المیزان ج ۴ صفحه ۸۱تا۸۹ نگاه و تدبر کند. تنها بگویم در این بخش تفسیر. علامه ره به ماکان لنبی ان یغل یات بما غلّ؛ و آیه بعد: افمن اتّبع رضوان الله کمن باء بسخط من الله و مأویه جهنم و بئس المصیر پرداخته و باز گویی در باره امروز سخن میگوید وبه ضرورت دفاع ووجوب و درستی مقاومت و ایستادگی وجنگ بامتجاور و صحت راه ولی فقیه، ودر ادامه اعراض خدا از سست عنصران به سبب غلّ، خیانت و تعلل در جهاد به این نکات تاکیدمی ورزد:
۱_ «حاشا بر رسول (صلی الله علیه و آله) که به پروردگار خود و یا به مردم خیانت کند.»
۲_ «نسبت خیانت به رسول خدا ص دادن قیاسی است ظالمانه و علاوه بر آن قیاسی است مع الفارق، برای اینکه آن جناب پیرو رضای خداست و از رضای خدای تعالی نجاوز نمیکند»
۳_ «خیانت کاران با خیانت خود خشمی عظیم از خدا بدست میاورند و جایشان جهنم است که بدترین جایگاه است.»
۴_ «می خواهد بفرماید این حالاتی که شما دارید متعرض خشم خدا شدن است و..
☆☆☆☆
دومین آیهای از قرآن حکیم که حسن روحانی با تحریف از آن حرف زده آیه ۶٠ و بدنبالش آیه ۶۱ از سوره انفال است. ایشان دو آیه را شاهد صحت صلح طلبی نا شرافتمندانه آوردند و در هر دو تحریف از یک روش سرپوش نهادن به معنای عمیق آیه وگسست آیه از آیات پیش و پس بهره بردند و از آیات دیگر و از فهم عترت و راهگشایی تفاسیر معتبر عالمان سرباز زدند. معانی این آیه در ایات متعدد سورههای گوناگون از جمله بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف، انفال، توبه و تقریبا پی درپی در سورههای بلند و متوسط تکرار شده است:
☆آیه ۶٠ پیشینه اش این هدایتهای منور قرآن است که بیان بی اعتمادی مطلق به کفارو عدم اعتماد به آنان و عدم ارتباط با آنان مگر توبه و یقین به عدم پیمان شکنی است.
☆در سوره انفال از آیه ۵۵به بعد این نهیشدید خداوند تکرار شده. آنان را بدترین جنبندگان نزد خدا خوانده.
☆ «بی گمان بدترین جنبندگان نزد خداوند کافرانند که ایمان نمیآورند.
☆همان کسان از ایشان که با آنان پیمان بستی و هر بار پیمان خود را میشکنند..
☆پس، چون در جنگ به انان دست یافتی با (تارو مار کردن) آنان کسانی که در پس انانند پراکنده ساز که در یاد ماند.
☆و اگر از گروهی بیم فریب وخیانتی (در پیمان داری) به مقابله به مثل (پیمان شان را) به سوی انان بیفکن که خداوند خیانتکاران را دوست نمیدارد.»
درست قبل از آیه شصت میفرماید:
«کافران نپندارند که پیش افتادهاند. بیگمان به ستوه نتوانند آورد.
☆آیه شصت در این فضاست که فرمان مشهور:
واعدّوالهم مااستطعتم من قوه و. را که همه با آن فرمان و آمادگی با تمام توان برای هراساندن دشمن و جدی بودن جهت کارزار و عمل به این تهدید آشنا هستیم. نکته باریک در این آیه این هشدار است:
و نیز «جز آنها کسانی دیگر را که شما نمیشناسید و خداوند انان را میشناسد» به هراس میافکنید. اینان نفوذیها و منافقان داخلی هستند. برای همین مدام به دفاع نکردن و تسلیم با مذاکره وسوسه، تحریک و حتی اشوب اندازی مینمایند
☆در این فضاست که خداوند میفرماید:
و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله انه هو سمیع العلیم.
این فرمان اگر به سازش گراییدند تو نیز بدان گرای و به خداوند توکل کن. اولا این گرویدن به ترک مخاصمه شرطش آن است که جدی باشد و فریبی در کلر نباشد نه ان که بدانید یک دروغ است. چون در آیه ۵۸ خداوند فرمود: اگر بیم خیانتی و پیمان شکنی داشتی پیمان شان راذبه سویشان پرتاب کن. حتی اگر بیم داشتی!
پس تکلیف عملیات فریب و مذاکره و تفاهمنامه که عقل و نشانهها و تجربه و شرایط دشمن و اهداف و سخنان و جنگ طلبی او معلوم میکند حدی نیست و فریب است، روشن است. حال با همه اینها خداوند میگوید اگر هم بخواهند ترا فریب دهند حسبک الله، خدا ترا بسنده است، حساب دستش است. او قادر مطلق است. شرط این یاری آن است که خود دنبال فریب خوردن و تسلیم به هر قیمت نباشی، چون در آیه بعد میگویدای پیامبر خدا و مومنان پیرو تو بس! یعنی چه؟ یعنی به محض کمترین پیمان شکنی و فریب:
یا ایهاالنبی حرّض المؤمنین علی القتال! خدا چه میکند ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مائتین و.
خدا چگونه بسنده است؟ با ایمان قوی اگر بیست تن باشید بر دویست تن پیروز میشوید.
خوب همه اینها را دکتر روحانی تحریف میکند و در سرش صلح به هر قیمت اگر صدبار هم فریب دهد باز سازش چرخ میزند یعنی از ویژگی مومنان که قران رسبم میکند برخوردار نیست از ویژگی انان که نهان روشند و نمیشناسیم شباهت میبرد.
چنین است که همه مومنان موظفند به این تعریفگری قرانی بی اعتماد باشند و به ولی فقیه راستگو و خالی از هوای نفس و مومن و مانوس با قران و روایات تکیه کنند تا دریابند تکلیف شان چیست؛ و روحانی را به همان بیدینان و جاهلان و غربزدگان و قرآن ستیزان مدرن واگذارند.
اجازه دهید بعد از توجه به قرآن و تحریفهای روحانی، و زبان تند قرآن علیه کافران و منافقان و زبان لعن کننده و درشت مولا علی علیه السلام این نفس خاتمیت علیه منافقان کوفه وبصره ومردم گریزان از جهاد، و پس از گنجینه قرآنی کلام امام خمینی و امام شهید (رضوان خدا برلی انان) در باره قتال بامتجاوز و پس از رهنامه شهید سلیمانی علیه افکار و دکترین دکتر روحانی و. یک بار دیگر به سخنان حسن روحانی گوش کنیم و ۴۴نکته تحریفگر دیگر و تخریبگر راه حق و دروغوار او را بازخوانی کنیم و به آن بیاندیشیم.