ایران سالهاست تحت شدیدترین تحریمها قرار دارد و در طول این سالها توانسته تابآوری خود را افزایش دهد و همچنان در مدار تجارت قرار داشته باشد. در ۱۵ سال گذشته سالهای اندکی بوده که شبکه بانکی ایران به سوئیفت متصل بوده و در اغلب سالها ایران با استفاده از روش دور زدن تحریمها توانسته تجارت خود را پیش ببرد. هرچند تحریمها تاثیرگذار بوده و رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر خنثیسازی تحریمها تاکید داشتند.
پرداخت سهم بانک مرکزی
بازار ارز در شرایطی باردیگر با نوسان مواجه شده که شواهد موجود از نبود بنبست در تأمین ارز کشور حکایت دارد. از یکسو، اطلاعات وزارت نفت نشان میدهد سهم بانک مرکزی از ارز نفتی مردادماه بهطور کامل پرداخت شده و در چهار ماه نخست سال نیز ۷.۵ میلیارد دلار ارز نفتی وصول شده است؛ در همین چارچوب، اظهارات عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی نیز قابل توجه است. همتی پیشتر اعلام کرده بود حدود ۴.۵ میلیارد دلار منابع ارزی بانک مرکزی تقویت شده است. این اظهارنظر در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه در کنار افزایش وصول ارز نفتی، نشان میدهد مسأله بازار ارز صرفا کمبود منابع نیست و مدیریت عرضه، تقاضا و انتظارات ارزی باید مورد توجه جدی قرار گیرد. نوسانات نرخ ارز در اقتصاد ایران صرفا یک اتفاق قیمتی نیست؛ افزایش یا کاهش نرخ دلار بهسرعت بر انتظارات تورمی، قیمت کالاها و تصمیم فعالان اقتصادی اثر میگذارد. به همین دلیل، در شرایطی که بازار ارز دچار نوسان میشود، نخستین پرسش این است که آیا این نوسان ناشی از کمبود واقعی منابع ارزی است یا عوامل دیگری در شکلگیری آن نقش دارند؟
اطلاعات موجود نشان میدهد دستکم از منظر تأمین ارز، شرایط آنگونه که برخی سیگنالهای منفی القا میکنند، بحرانی نیست. ایران سالهاست با تحریمهای شدید مواجه است و در تمام این سالها توانسته بخش قابلتوجهی از محدودیتهای ارزی و تجاری را مدیریت کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که در مقاطع حساس، هرچه سیاستگذار کمتر وارد فضای اظهارنظرهای متعدد و متناقض شده و بیشتر بر اقدام عملی تمرکز کرده، امکان مدیریت بازار نیز افزایش یافته است.
از این منظر، تجربه مدیریت بازار ارز در مقاطع پس از عملیات «وعده صادق ۱» و «وعده صادق ۲» قابل توجه است؛ مقاطعی که بازار تحتتأثیر ریسکهای سیاسی و امنیتی قرار داشت اما سیاستگذاران تلاش کردند با مجموعهای از اقدامات، مانع تبدیل شوکهای سیاسی به بحران ارزی شود. اظهارنظر برخی از روسای کل بانک مرکزی در زمان تشدید تحریمها نیز قابل تامل است. وقتی مجبور شدند از پشت میز فاصله بگیرند و برای مدیریت بازار ارز به سراغ کشورها برای توسعه تجارت بدون دلار بروند یا برای بازگشت ارز حاصل از صادرات نیز به صورت فیزیکی از مرزهای آبی و خاکی عبور کنند. درواقع مقابله با تحریمها نیازمند اراده و همچنین اجرای اصولی اقتصاد مقاومتی است. سیاستی که میتواند منجر به خنثیسازی تحریمها شود و آنها را بیاثر کند.
مدیریت تقاضا
همچنین باید توجه داشت یکی از مواردی که باید در شرایط فعلی کشور مورد توجه قرار گیرد عرضه متناسب با تقاضا است. درواقع اکنون عرضه ارز به صورت گسترده انجام میشود در صورتی که کارشناسان معتقدند عرضه ارز باید متناسب با شرایط جنگی تعریف شود. در شرایط تحریمی، هر اظهارنظر درباره میزان منابع ارزی، محدودیتهای کشور یا آینده دسترسی به ارز میتواند بهسرعت در بازار بازتاب پیدا کند.
یکی از ترفندهای آمریکا مانور تبلیغاتی تحریمهایش است و با استفاده از رسانههایی که در اختیار دارد، میخواهد اقدامات خود را مطلوب جلوه دهد؛ بنابراین همانطور که بارها بر ضرورت جلوگیری از آشکار شدن نقاط ضعف کشور در برابر دشمن تأکید شده، در حوزه اقتصاد نیز لازم است مسئولان میان شفافیت اقتصادی و ایجاد سیگنال منفی به بازار، مرزبندی روشنی ایجاد کنند. در چنین شرایطی، افزایش وصول ارز نفتی یک ظرفیت برای سیاستگذار است، نه موضوع اصلی بازار. مهم این است که بانک مرکزی از این ظرفیت و سایر منابع ارزی موجود برای ایجاد ثبات استفاده کند و اجازه ندهد نوسانات کوتاهمدت به یک روند پایدار تبدیل شود. مسأله امروز بازار ارز، فقط «چقدر ارز داریم» نیست؛ مسأله این است که با منابع موجود چگونه بازار را مدیریت میکنیم. به بیان دیگر، اگر قرار است کشور در برابر فشارهای خارجی و تحریمها همچنان مسیر خود را ادامه دهد، مدیریت بازار ارز نیز باید از منطق «واکنش به بحران» به سمت «پیشگیری و مدیریت فعال» حرکت کند. بازار در شرایط فعلی بیش از وعده، به اقدام نیاز دارد؛ اقدامی که هم منابع واقعی ارزی را به میدان بیاورد و هم اجازه ندهد انتظارات و فضای روانی، واقعیتهای اقتصادی را تحتالشعاع قرار دهد.
برنامهریزی برای حل مشکل
آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای، رهبر معظم ایران اسلامی در پیام هفته دولت فرمودند: در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیدهای که وصول به «ایران هرچه قویتر» با آن روبهرو است، یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوهبر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوت ایران و ملت عزیز آن است. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیر سازد. بلی، هرگاه شنونده این بیانهای صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اشکال تقلیل مییابد اما قوت و قدرت و نقاط مثبت بهموجب آموزه قرآنی «و امّا بِنِعمَة ربِّکَ فَحَدِّث» نیازمند روایت و برجستهسازی است.
کارشناسان چه میگویند؟
در میان دیدگاههای مطرحشده درباره مدیریت بازار ارز، حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، معتقد است رهاشدگی بازار ارز باعث شده دلالان و سفتهبازان در تعیین قیمت نقش بیشتری پیدا کنند. از نگاه او، سیاستگذار باید مدیریت بازار ارز را جدی بگیرد و اجازه ندهد نرخهای شکلگرفته در بازار غیررسمی به مبنای معاملات رسمی اقتصاد و در نهایت قیمت کالاها تبدیل شود.
از سوی دیگر، ابوالفضل روغنی گلپایگانی، دبیرکل اتاق بازرگانی ایران، اصلاح ساختار ارزی و حرکت به سمت واقعیشدن نرخ ارز را ضروری میداند اما معتقد است در شرایط تحریم و جنگ، نمیتوان بازار را به حال خود رها کرد. از نگاه او، اولویت دولت در مقطع فعلی باید مدیریت منابع ارزی، تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید باشد و تا زمانی که منابع ارزی محدود است، مدیریت جدی بازار ضرورت دارد.
میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نیز بر نقش نظارت در کنترل نوسانات تأکید دارد. او معتقد است فعالیت سفتهبازان و دلالان با ایجاد تقاضای کاذب میتواند به افزایش نرخ ارز منجر شود و بانک مرکزی باید با تشدید نظارت و اجرای دقیق قوانین ارزی، مسیر فعالیتهای سوداگرانه را مسدود کند.
در همین حال، مصطفی مطورزاده، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، کنترل نقدینگی و کاهش انتظارات تورمی را از الزامات ثبات بازار میداند. به گفته او، دولت باید انضباط مالی را جدی بگیرد و از تأمین کسری بودجه از مسیر چاپ پول جلوگیری کند؛ چراکه افزایش نقدینگی میتواند بخشی از منابع را به سمت بازار ارز و طلا سوق دهد. او همچنین بر تقویت صادرات غیرنفتی، بازگشت ارز صادرکنندگان و مدیریت واردات تأکید دارد.
حسن حسنخانی، کارشناس اقتصادی نیز اولویت را نه جمعآوری ارزهای خانگی بلکه بازگشت ارز صادراتی و جلوگیری از خروج سرمایه میداند. او معتقد است تا زمانی که تورم و بیثباتی اقتصادی کنترل نشود، نمیتوان انتظار داشت مردم ارز و طلای خود را وارد چرخه رسمی اقتصاد کنند. به اعتقاد او، ایجاد اعتماد و ثبات در سیاستهای ارزی، پولی، مالی و تجاری پیششرط جذب منابع مردم و ایجاد ثبات پایدار در بازار ارز است.