در این مقاله، به این شهرِ عمودی سفر میکنیم تا رازهای معماری، فرهنگ و راهنمای اقامت در آن را کالبدشکافی کنیم.
۱. همزیستی مسالمتآمیز انسان و صخره
هنگامی که از جادهی پرپیچوخمِ فومن به سمت ماسوله بالا میروید، در انتهای یک درهی سرسبز، ناگهان تابلویی زنده پیش چشمانتان ظاهر میشود: شهری که گویی از دلِ کوه روییده است. تفاوت ارتفاع از پایینترین سطحِ ماسوله تا بالاترین نقطهی آن، چیزی حدود ۱۰۰ متر است. اما چه چیزی باعث شد تا گذشتگانِ ما چنین ساختارِ دشواری را برای زندگی انتخاب کنند؟
دلیل این معماریِ متراکم و پلکانی، ترکیبی از هوشمندی دفاعی، حفظ زمینهای کشاورزی و سازگاری با اقلیم خشن کوهستان بوده است. در گذشته، درههای پاییندست به دلیل خطرِ سیلابهای ناگهانی رودخانه و همچنین نیاز به زمین برای کشت و زرع، برای ساختوساز مناسب نبودند.
از سوی دیگر، متراکم ساختنِ خانهها در شیب کوه، هم یک سپر دفاعی در برابر غارتگران ایجاد میکرد و هم باعث میشد که خانهها در زمستانهای استخوانسوز کوهستان، گرمای یکدیگر را حفظ کنند. نکتهی شگفتانگیز معماری ماسوله این است که در ساختِ این خانهها، از هیچگونه آهن یا مصالح مدرن استفاده نشده است. سنگ، خشت، گل رس و چوب درختانِ جنگلی، تنها عناصر سازندهی این شهر هستند.
۲. راز رنگ زرد خانهها در ماسوله
یکی از ویژگیهای بصری بارز در ماسوله، رنگِ اخرایی یا زرد روشن، نمایِ خانههاست. این رنگآمیزی صرفاً یک انتخاب زیباییشناسانه نبوده است. ماسوله در بیشترِ روزهای سال (بهویژه در پاییز و زمستان) در هالهای از مِهِ بغلیظ فرو میرود؛ بهطوریکه گاهی دید افقی به کمتر از چند متر میرسد.
خاک رُس زرد محلی که برای اندود کردنِ نمایِ بیرونیِ خانهها استفاده میشود، بیشترین میزانِ بازتاب نور را دارد و باعث میشد تا در گذشته، ساکنان در میانِ مهِ غلیظ، راهِ خانه و محلهی خود را به راحتی پیدا کنند. این تضاد رنگ زرد خانهها با سبزی جنگلهای اطراف و سفیدی مه، ماسوله را به بهشتِ عکاسان و نقاشان تبدیل کرده است.
۳. بازارِ ماسوله؛ نبض یک شهر بدون ماشین
با توجه به شیب تند و ساختار پلکانی، هیچ وسیلهی نقلیهی موتوری حق و توان ورود به کوچههای ماسوله را ندارد. این ممنوعیت، یک موهبتِ بزرگ برای این شهر است؛ چرا که آلودگیِ صوتی و هوایی در اینجا معنایی ندارد. مرکزِ ثقلِ این آرامش، بازارِ سنتیِ ماسوله است.
بازارِ ماسوله مانند خودِ شهر، طبقاتی است و در چهار سطح مختلف بنا شده است. قدم زدن در این بازار، یک سفر حسی کامل است. از یک سو صدایِ چکشِ آهنگران و مسگرانی که هنوز با روشهای سنتی ابزار میسازند به گوش میرسد و از سوی دیگر، تصویر زنانی که روی ایوانها نشستهاند و با کامواهای رنگارنگ، «عروسکهای ماسولهای» و جورابهای پشمی میبافند، توجه شما را جلب میکند.
بویِ دارچین و گلاب از شیرینیپزیهای محلی (شیرینی گردویی) با عطرِ چایِ تازهدمِ قهوهخانهها در هم آمیخته است. در این بازار میتوانید پاپوشهای سنتیِ گیلان را پیدا کنید.
۴. طبیعتگردی و جاذبههای پیرامون ماسوله
آبشار ماسوله: درست در غربیترین نقطهی شهر و در انتهای دره، آبشاری خروشان قرار دارد که صدای آن در سکوتِ شبهای ماسوله به وضوح شنیده میشود. مسیر پیادهرویِ کوتاهی شما را به پایِ این آبشار میرساند.
پارک جنگلی ماسوله: این پارک که بخشِ بزرگی از مسیر کوهستانی را در بر میگیرد، با درختان راش، فندق، بلوط و ممرز، یکی از بکرترین مناطقِ جنگلیِ گیلان برای پیکنیک و گشتوگذار است.
قلهی شاهمعلم: برای کوهنوردان حرفهای، صعود به قلهی ۳۰۵۰ متری شاهمعلم که یکی از بلندترین قلهی استان گیلان محسوب میشود، چالشی هیجانانگیز است که نقطهی شروع آن از دلِ همین روستا آغاز میشود.
۵. چالشهای اقامت در ماسوله
زمانی که تصمیم میگیرید شب را در ماسوله سپری کنید، باید بدانید که با یک هتلِ پنجستارهی نوساز روبرو نیستید. اقامتگاههای ماسوله همان خانههای سنتی بومیان هستند که مرمت شده و در اختیار مسافران قرار گرفتهاند. چالشِ اصلی در اینجا، پیدا کردنِ واحدی است که هم اصالت تاریخی خود را حفظ کرده باشد و هم از نظرِ امکاناتِ بهداشتی و گرمایشی (که در شبهای سردِ کوهستان حیاتی است) در بالاترین سطح استاندارد قرار داشته باشد.
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛