البته رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش هم با انتقاد نسبت به این موضوع میگوید: «در گذشته، سیاست نادرستی دنبال شد و شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز حساسیت لازم را نشان نداد. در نتیجه افراد با رشتههای متنوعی همچون طراحی لباس و مهندسی از طریق آزمون استخدامی برای تدریس در دوره ابتدایی شدند. این نگاه غیرتخصصی به تعلیم و تربیت کودکان و سیاست نادرست اتخاذشده، تاثیرات منفی بر فرآیند یادگیری دانشآموزان گذاشته است.» البته قرار است که در آزمون استخدامی آموزشوپرورش برای سال بعد، رشتههای گردشگری و هتلداری نیز برای اولینبار به لیست آزمون اضافه شوند. با وجود اینکه به نظر میرسد این مسأله بهدلیل کمبود معلم در مدارس انجام شده باشد اما میتواند در بلندمدت تبعاتی را بر کیفیت آموزش و حتی اعتماد والدین به سیستم آموزشی بهدنبال داشته باشد. تصور کنید یک مهندس مکانیک بدون دانش روانشناسی و روشهای تدریس، مقابل تخته کلاس اول ابتدایی ایستاده و الفبا را به دانشآموزان یاد میدهد؛ معلمی با رشتهای غیرمرتبط که چند سالی است وظیفه انتقال مفاهیم پایه به دانشآموزانی را برعهده گرفته که در حساسترین مرحله یادگیری خود هستند. متاسفانه این مساله وارد دفترچه آزمون استخدامی آموزشوپرورش شده و این وزارتخانه همچون سایر موضوعات، خود را از این موضوع کنار میکشد چرا که همین چند وقت پیش بود که علی فرهادی، سخنگوی آموزش و پرورش با بیان این که بررسی شرایط احراز شغل در حیطه اختیارات سازمان اداری و استخدامی کشور است، گفت: «براساس قانون مدیریت خدمات کشوری، شرایط احراز شغل در حیطه اختیارات سازمان اداری و استخدامی کشور است. درهمین راستا چنانچه سازمان براساس قانون و مقررات مربوط موارد را بررسی و تصویب کند، این مصوبه برای دستگاههای کشور در آزمون استخدامی اجرا خواهد شد.» مسألهای که حالا به یک چالش و زنگ خطر جدی برای نظام آموزشی کشور و آینده دانشآموزان تبدیل شده است.
اهمیت دورههای توانمندسازی معلمان
اگر اهمیت حوزه تعلیم و تربیت را بپذیریم، متوجه خطرات ناشی از بحران ورود معلمان رشتههای غیرمرتبط در مدارس میشویم. البته محمدصادق عبداللهی، مدیرگروه آموزشوپرورش مرکز پژوهشهای مجلس در گفتوگو با جامجم معتقد است اگر ما فقط بگوییم افرادی که در رشته امور تربیتی تحصیل کردهاند وارد آموزشوپرورش شوند، نادرست است، چرا که در دوره ابتدایی، تدریس یکسری از علوم پایه همچون ریاضی و زیست را هم داریم. وی همچنین میافزاید: «ما باید بپذیریم که فقط نمیشود از طریق رشتههای تربیتی یا فقط از طریق رشتههای علوم پایه افرادی را استخدام کنیم بلکه به مجموعهای از این افراد نیاز داریم. اما آنچه برای بعدا مهم بوده، آموزش مهارتهای معلمی به این افراد است که در حال حاضر وجود ندارد. یعنی دوره یکساله مهارتهای معلمی که سیاستگذاران در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان هم تصویب کرده و ما آن را به برخی از دورههای پودمانی آخر هفتهای پنجشنبه و جمعهها تقلیل دادهایم.»
سازوکار انتخابرشتههای استخدامی
زمانی که معلمان با رشتههای غیرمرتبط و بدون حتی طی کردن دورههای تربیت معلم و گاه با کمترین تجربه عملی وارد کلاسهای مقطع ابتدایی میشوند، نه فقط یادگیری دانشآموزان بلکه آینده آنها را هم تحتالشعاع قرار میدهند. با وجود این سیدمحمد بطحایی، وزیر اسبق وزارت آموزشوپرورش در گفتوگوی دیگری با جامجم ضمن بیان سازوکار تهیه جدولهای ردیف شغلی و استخدامی به ما توضیح میدهد: «جدول رشتههایی که برای مشاغل مختلف و رستههای شغلی میتواند مورد استفاده قرار بگیرد توسط سازمان امور اداری و استخدامی البته با مشورت کارشناسی دستگاههای ذیربط تعریف میشود. در اینجا هم مشخصا مرکز برنامهریزی در وزارت آموزشوپرورش با نیازسنجیهایی که از استانها و مراکز بهعمل میآورد، این جداول را با سازمان امور اداری و استخدامی کشور به تفاهم میرساند.» جداولی که طبق گفته بطحایی، رشتههایی را پیشبینی میکند که بههیچ عنوان مناسبت و سازگاری با این شغل در دوره ابتدایی ندارد.
فاصله زیاد کدرشتههای غیرمرتبط با معلمی
ورود معلمان با رشتههای غیرمرتبط به یکی از مقاطع و دورههای حساس آموزشی یعنی دوره ابتدایی، باعث ایجاد نگرانیهایی در خانوادهها شده است؛ موضوعی که تاثیر آن بر مهارتهای پایه کودکان نیز مشهودتر است. با اینحال عبداللهی بر این باور است که نباید بااین هدف که افراد کمی درآزمونهای استخدامی شرکت میکنند،برای پوشش دادن این مسأله، بخواهیم کدرشتههایی را اضافه کنیم. از آن طرف بطحایی نیز ضمن بیان موارد قابل اهمیت در جداول رشتههای مورد نیاز برای استخدام معلمان، میگوید: «بهنظر من در تهیه این جداول آن چیزی که بیشتر مدنظر قرار میگیرد، فراوانی و تعداد متقاضیان رشته است، نه نیاز شغل. یعنی شغل آموزگاری ویژگیهایی را میطلبد که مورد کمتوجهی قرار گرفته و باعث میشود خطاهایی در جداول شرایط احراز پیش بیاید. از طرفی میبینیم متقاضیانی که ما نیاز داریم به اندازه کافی وجود ندارند و بنابراین به سراغ رشتههای غیرمرتبط میرویم؛ رشتههایی که فاصله زیادی با نیاز شغلی آموزگاری دارد.»
بازاندیشی جدی در سازوکار استخدامی
مسأله حضور نیروهای غیرمرتبط در عرصه آموزش ابتدایی، نظام تعلیم و تربیت کشور را در برابر آزمونی دشوار قرار داده است؛ رویکردی که بهنظر میرسد ریشه در نیاز فوری به جبران کسری نیروی انسانی دارد و گویا آموزشوپرورش چارهای جز این ندارد تا همان ردیفهای شغلی ابلاغی را استفاده کند تا کمبود معلم را به نوعی جبران کند.البته سوی دیگرماجرا سیاستهایی است که گاهی بیشتر به کمیت نیروها توجه دارد تا شایستگی آنها. مسألهای که خطر تضعیف بنیانهای یادگیری در نسل آینده را به همراه دارد. البته عبداللهی در میان گفتوگویش با ما به نکته قابلتاملی اشاره میکند و میگوید: «سیاستگذارانی که ماده ۲۸ را تصویب کرده، مشخصا در این ماده آمده که هرکدام از افرادی که از طریق ماده ۲۸ وارد دوره معلمی میشوند باید یک سال مهارتهای این دوره را کسب کنند.» گویا نظام آموزشی کشور نیازمند بازاندیشی عمیق در سازوکارهای استخدامی و آموزشی است تا آینده تحصیلی و یادگیری دانشآموزان تضمین شود.
این اظهار نظرها کارشناسی شده نیستند و این طور نیست که افراد با مدرک مهندسی ننی توانند در مقطع ابتدایی موفق باشند و دانش آموزان و آموزش و پرورش به بیراهه رفته است.
من خودم با مدرک مهندسی مخابرات تدریس را از دانشگاه شروع کردم و بعد به دبیرستان دوره اول رفتم و بعد هم در مقطع آموزگاری پذیرفته شدم .
الان سه سال است که در مقطع ابتدایی مشغول هستم و تازه متوجه شدم که ۹ سال گذشته که تدریس می کردم هیچ کدام از آن سال ها با وجود این که من عاشق معلمی بودم تا وارد ابتدایی نشده بودم عشق واقعی معلمی را درک نکرده بودم.
در این سه سال من در هر طرح و جشنواره ای شرکت کردم مقام استانی کسب کردم و دارای چهار مقام در ناحیه و استان در درس پژوهی هستم و یک مقام استانی در جشنواره الگوهای نویت تدریس دارم .
سال پیش به عنوان معلم نمونه مدرسه خودمان انتخاب شدم و الان هم چند طرح ارائه دادم.
من هر روز مشتاقانه منتظرم که به سر کلاسم بروم و خوشبختانه دانش آموزانی دارم که واقعا بسیار خوب هستند و در کلاس درس همیشه سعی کردم که کلاسی ساد داشته باشیم و دانس آموزان کلاس من با توجه به متن هایی که نوشته اند روزهای جمعه دیگر منتظر هستند که به کلاس بیایند و چون بیشتر وقت ها من برای آن ها یک طرح و برنامه دارم منتظر هستند که ببینند این هفته چه چیزی در انتظار آن ها است .
البته همیشه اوضاع این طور نیست ولی من از تک تک لحظات برای شادی آن ها استفاده می کنم.
مثلا یک روز ورزش داشتیم و کمی باران بارید ولی من با بچه به فوتبال بازی کردم ادامه دادیم و بعد از چند دقیقه باران بیشتر شد یک کلاس دیگر هم در حیاط دوم مدرسه ورزش داشتند آن ها به کلاس رفتند ولی چون هوا بهاری بود من با بچه ها ادامه دادیم و آن قدر به من و بچه ها خوش گذشت که معاون آموزشی وقتی به حیاط مدرسه آمد زنگ را چند دقیقه دیرتر زدند تا شادی ما بیشتر بشود و در پایان یک عکس یادگاری هم از همه ما با موهای خیس گرفت و این خاطره جزو زیباترین خاطرات من و بچه ها شد.
کاش مسولین کمی تحقیق می کردند و بعد سخن می گفتند.
با تشکر