چشمهایم را به روی هر که جز تو بود بست
قطره اشکی که با من بوده از روز الست
خواستم بیتی بگویم از غم یک لحظهات
بیتالاحزان شد غزل در ماتمت یکجا نشست
گردش این روزگار از رزق دستاس تو بود
میکشیدی بر سر تسبیح گندمزار دست
بس که مهر مادری داری درون سینهات
در، هم آخر بغض خود را بین آغوشت شکست
میشود از تو نوشت و از تبار تو نگفت؟!
از مدینه تا خراسان شرح نام کوثر است
ذکر یا زهرا شده سربند سربازی که نیست
گرد گمنامی نشسته روی لبخندی که هست
با تو بن بستی ندارد کوچههای بندگی
با تو پایانی ندارد راه گمنامان مست
اعتراض متفاوت نسل زد در فرانسه؛
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند
مدیرکل صداوسیمای مرکزی در گفتوگو با جام جم آنلاین:
رئیس فراکسیون ایثارگران مجلس در گفتوگو با جامجم آنلاین: