سلسله روایتهای «تبار طبیبان»

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم
خدایا رحم کن بر من پریشان وار می گردم
خطا کارم گناهکارم به حال زار می گردم
شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم
بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را
غلام شمس تبریزم قلندروار می گردم
مولانا
{$convert_old_media}
سلسله روایتهای «تبار طبیبان»
بازگشت باشکوه اسطوره طنز