دانشجوی ساده هنر، علاقه‌مند غیرحرفه‌ای ادبیات

گفتیم که سرک‌ کشیدن لابه‌لای کتاب‌های آدم‌ها، راه مناسبی برای کسب شناخت از آنهاست. و گفتیم که خب دسترسی پیداکردن به کتابخانه‌شان همیشه مقدور نیست. فرض کنید شما می‌خواهید بدانید یک بازیگر چه کتابخانه‌ای دارد. خب چطور می‌خواهید به خانه‌اش راه پیدا کنید. حالا یکی در میان آنها پیدا شده که کتابخانه شخصی‌اش را خود به عرصه عمومی آورده. منظورمان صابر ابر، بازیگر سینما و تئاتر است که کافه‌کتاب تاسیس کرده و گزارش همکارمان آذر مهاجر را درباره این محل در صفحه 9 شماره امروز روزنامه جام‌جم خواندید. بنابراین برای اولین بار این فرصت گیرمان آمده که بتوانیم کتابخانه یک بازیگر را بکاویم تا بدانیم او براساس کتاب‌هایی که خریده و شاید خوانده چطور آدمی است.
کد خبر: ۱۱۶۶۲۶۷

در کافه کتاب او، ساختار کتابخانه، مبتنی بر توزیع طاقچههای کافه است. هر طاقچه، چند لت کتابخانه را دربر گرفته البته لتهایی بسیار کوچک. هر طاقچه به موضوعی اختصاص دارد. در کل پنج طاقچه میبینیم. یک طاقچه مربوط به کتابهای حوزه نمایش است. طاقچه بعدی شعرهاست، طاقچه دیگر داستان است. بخشی هم هست که «هنر و مجلات» نام گرفته. یک طاقچه هم بدون عنوان است اما کتابهای غیرفارسی را در خود جای داده و تعداد کتابهای این بخش از همه کمتر است. البته هر پنج بخش، بسیار خلاصهاند و شاید وقتی میگوییم کتابخانه، تصور کنید با حجم بالایی از کتابها مواجه خواهید بود، اما مطلقا چنین نیست و همه کتابها را میتوان در نیمی از یک اتاق خانهای کوچک جا داد. حالا کمیت کتابها که مسالهای نیست؛ یک کتابخانه کوچک میتواند با چند کتاب کمیاب و نایاب و ارزشمند، به مهمترین کتابخانه تهران تبدیل شود در عین خلاصگی. اما در کتابخانه صابر ابر از این خبرها نیست؛ در واقع مهمترین ویژگی کتابخانه شخصی صابر ابر این است که هیچ ویژگیای ندارد. دقیقا همان کتابهایی که انتظار میرود یک علاقهمند مبتدی به ادبیات و هنر در کتابخانهاش داشته باشد در اینجا هم دیده میشود. کتابهای شعر او، کتابهایی بسیار آشنا و معمولاند. مثلا همه مجموعه اشعار شاعران نسل اول و دوم پس از نیما را دارد و سهلوالوصولترین کتابهای شعر موجود در بازار هم همینهاست. در بخش ادبیات داستانی هم موضوع از همین قرار است. این بخش از کتابخانه ابر، دچار مدهای داستانخوانی است و چند کتابی را که در چند سال اخیر مد شدهاند میتوانید اینجا پیدا کنید. در بخش هنر، که آنقدر کم است که برای پرکردن قفسهها از مجلات یاری جستهاند و کتابی که میخکوبتان کند و بگویید من سالهاست منتظر بودم این کتاب را از نزدیک ببینم پیدا نمیکنید. مجلهها هم معروفترین و دسترسترین مجلهها هستند. در بخش کتابهای انگلیسیزبان هم جز یکی دو کتاب آکادمیک، همه کتابها آشنا هستند. حتی در ادبیات نمایشی که حرفه ابر است هیچ کتاب خاص و اقلیتپسندی پیدا نمیکنید. از همه اینها میشود پی برد، صابر ابر روند مطالعاتی ویژهای که او را از یک دانشجوی ساده هنر و از یک علاقهمند غیرجدی ادبیات جدا کند نداشته است. این کتابها را با چند میلیون تومان پول و با یکی دو بار سرزدن به خیابان انقلاب میشود تهیه کرد و شاید نیازی نباشد برای مطالعهشان حق عضویت به کافهکتاب ابر داد. به عبارت دیگر، در کتابخانه شخصی او کتابی پیدا نمیکنید که در بیرون از آنجا سختگیر بیاید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها