حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یعنی نیروهایی که در منطقه هستند و مثلا محاصره شدهاند برای اقدامی که میخواهند بکنند نه میتوانند منتظر دستور و تدابیر فرماندهی بمانند و نه در انتظار کمک از قسمت پشتیبانی باشند.
وقتی رهبر معظم انقلاب میفرمایند آتش به اختیار فرهنگی، دو معنی دارد؛ یکی گلایه ضمنی از متولیان بخش فرهنگ در بخشهای دولتی، یعنی کسانی که متولی بخش فرهنگی کشور هستند و انتظار میرود تدبیر و فرماندهی و پشتیبانی کنند. ایشان بهطور تلویحی گلایه میکنند و نارضایتی خودشان را از این نهادها نشان میدهند.
بخش دوم افرادی که در بطن جامعه هستند، سازماندهی نداشته و در نهادها نیستند و به طور فردی در جامعه حضور دارند، چه باید کنند. همانطور افرادی که در محاصره هستند باید خودشان تدبیر کنند و در وهله اول از خودشان و بعد از همرزمانشان تا به اهداف نظامی برسند. در حوزه فرهنگی هم هر فردی سه وظیفه دارد. یکی تبیین کند و یکی استدلال و سوم اینکه در انجام کار فرهنگی استمرار داشته باشد، اما چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
اگر ما فرض را بر این بگیریم که دو نوع دشمن فرهنگی داریم، یکی دشمن داخلی و یکی دشمن خارجی، پس هر فردی باید در این حوزه کار فرهنگی کند. برخی رذیلهها مثل مصرفگرایی و تجملگرایی و بیتفاوتی به اتفاقات اطراف خویش، بیانگیزگی و پایین بودن وجدانکاری و کار غیرمفید، اینها دشمن داخلی هستند و دشمن خارجی هم که مانند استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار مشخص است.
هر شهروندی به عنوان یک فرد اگر میخواهد کار فرهنگی آتش به اختیار کند، برای مقابله با دشمنان فرهنگی داخلی یعنی همین رذایل ذکر شده و دشمنان فرهنگی خارجی که با رسانههای خود امروزه ما را در مقابل هجمههای مختلف قرار دادند، باید مقابله کند. البته باید صلاحیت این کار را هم داشته باشد. اگر کسی صلاحیت این کار را نداشته باشد ممکن است دچار خطا و غفلت شود. چهبسا بعضیها کارشان تحریف است و بیان رهبری را به جهتهای دیگری غیر از منظور اصلی آتش به اختیار فرهنگی سوق میدهند و دچار کجفهمی هستند. همچنین اینکه فرمان رهبری نباید مجوزی شود دست عدهای که به هر شکلی موضوع را تفسیر کرده و به واسطه آن نه دشمنان داخلی و خارجی بلکه مواضع خودی را بکوبند، این خطاترین مفهوم آتش به اختیار فرهنگی است.
دکتر مهران صمدی/ استاد علوم ارتباطات
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....