انسانها با هر رنگ و نژاد و با هر دین و مذهب، وقف و امور خیریه را پدیدهای سودمند و در مسیر رشد و تعالی انسان و توسعه همه جانبه جامعه میدانند، چراکه وقف میتواند مانند چشمهای همیشه جاری کارساز بوده و گوشهای از آلام بشری را تسکین بخشد و در رشد و توسعه علمی، آموزشی، اخلاقی و انسانی جوامع کارگر افتد. از طرفی وقف میتواند یکی از بهترین وسایل تکافل اجتماعی باشد. به این معنا که وقتی فردی مقدار مالی به انتخاب خود از مالکیت خودش خارج کرده و در مالکیت عموم قرار میدهد، مورد استفاده مردم و جامعه واقع میشود که مصداق «باقیات صالحات» است. بعلاوه آن که منافع آن در راه تأمین نیازمندیهای مردم وتحقق عدالت اجتماعی مصرف شود.
استفاده از روشهای نو در وقف و سازماندهی آن موجب میشود غالب افراد جامعه احساس کنند، میتوانند در این مسیر ارزشمند گام برداشته تا رفته رفته وقف جایگاه واقعی خود را پیدا کند. در این صورت است که وقف به عنوان یک فرهنگ در جامعه ظهور خواهد کرد و در نتیجه، آثار آن نیز به نحو بارزتری در جامعه تحقق خواهد یافت. معنایش این است که به نقش و جایگاه تنها یک نهاد یا ارگان مسئول، نباید بسنده کرد.
جامعه نیازمند همیاری و همکاری سازنده دستگاههای تبلیغی و اجرایی بیشتری است تا همه درخصوص تثبیت فرهنگ وقف با یکدیگر همکاری نمایند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم آورند. این موضوع از آنجا ضرورت پیدا میکند که اگر اوقاف در مسیر صحیح به راه انداخته شود و واقفان به راه معقول و درستی هدایت شوند، مشکلات جامعه زودتر حل و فصل میشود.
به بیانی، ضروری است از طریق تدوین یک سیاست اصولی و برنامهریزیشده به منظور شکوفایی فرهنگ وقف در جامعه، زمینههای احیای این سنت حسنه را فراهم آورد که مستلزم تلاش همه دستگاههای اجرایی کشور است.
برای نمونه، سازمان اوقاف و امور خیریه، مبلغان دینی، ائمه جمعه و جماعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما، وزارت کشور و مجلس شورای اسلامی ازجمله نهادها و وزارتخانههایی هستند که میتوانند در راستای مذکور ایفای مسئولیت کنند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....