خاطره ای از مرحوم فرهودی

عبدالحسین فرهودی در روز 9/1/81 در سانحه رانندگی درگذشت او با بیست ویک سال سابقه و45 سال سن یکی از مدیران باتجربه و پرتوان سازمان صدا و سیما محسوب می شد بی گمان مرگ ناگهانی او برای مجموعه دست اندرکاران خبر سنگین و سخت است
کد خبر: ۷۰۹۳
آشنایی نویسنده با شادروان فرهودی سابقه درازی ندارد، تنها چند ماه بود که با او افتخار همکاری نزدیک و مستمر را پیدا کرده بود و اینک که او در جمع ما نیست لازم می داند در آستانه هفتمین شب وداعش با دنیای خاکی با طرح چند خاطره از او مراتب ادب و قدرشناسی خود را نسبت به این مدیر لایق و ناشناخته اظهار کند.در اوایل اسفندماه 80 در حدود ساعت 8 شب برای کسب نظر از مرحوم فرهودی درمورد یک خبر خارجی به دفترش رفتم . متصدی آن موقع دفتر او )که یکی از سه نوبت کار24 ساعته دفتر مدیرکل پخش محسوب می شود( عذرخواهی کرد و گفت : فرهودی درحال حاضر وقت ندارد تعجب کردم و چون وقت کمی برای تصمیم گیری داشتیم و پخش خبر موردنظر بدلیل حساسیت بین المللی اش مستلزم هماهنگی با سیاستهای کلان سیاست خارجی کشور بود برای دیدنش اصرار ورزیدم بالاخره منشی او با ناراحتی ازطریق تلفن داخلی موضوع را مطرح کرد و فرهودی مرا به دفتر خود خواند هنگام رفتن منشی مرحوم فرهودی با ناراحتی گفت : بابا مگر شما گرسنه نمی شوید این بنده خدا امروز روزه بوده ، تا حالا هم افطار نکرده ، حالا هم که می خواهد چیزی بخورد نمی گذارید وارد اتاق شدم ، تصور افطار یک مدیرکل در بخشی مهم از یک سازمان عظیم ، چندان دشوار نیست ، ولی من چیز متفاوتی دیدم ، یک لیوان آب جوش ، به اندازه یک قاشق غذاخوری پنیر و یک بسته بیسکویت حیرت کردم و نشستم عذرخواهی کرد و گفت فلانی اگر من درموقع صحبت کردن شما پنیر بخورم اسائه ادب نمی شود؛! تنها واکنش من عذرخواهی از مزاحمت ناخواسته ام بود مرحوم فرهودی بسیاری از روزها را روزه بود و بطورکلی نسبت به انجام امور عبادی حساس بود و اصولا یکی از مشخصات رفتاری او توجه به امور مذهبی و عبادی بود به نماز اول وقت مقید بود و می کوشید با توجه به لحظه ای بودن و غیرمنتظره بودن کار خبر هرطور شده نمازش را زود بخواند در چند جلسه حضور داشتم که هنگام اذان مغرب صحبت را متوقف کرد و همه را به نماز اول وقت دعوت نمود.حساسیت فرهودی به بیت المال هم مثال زدنی بود از یکی از مسوولین دفتر او شنیدم که از میوه ها و شیرینی هایی که همیشه بدلیل حضور مهمانان مهم و برگزاری جلسات مفصل در اتاقش بود، نمی خورد و خودنیز در روزهای عید شاهد بودم که از ظرف شیرینی روی میزش به همه تعارف می کرد ولی خودبه بهانه های مختلف به آن دست نمی زد و معتقد بود این کا ر استفاده ای غیر لازم از بیت المال است فرهودی در ظاهر و شکل لباس پوشیدن بشدت بی آلایش بود تقریبا همیشه یک دست کت و شلوار طوسی می پوشید و عینکی قدیمی و از مد افتاده داشت که آن را هیچ وقت عوض نکرده بود روزی گوینده بخش خبری ما تاخیر کرد، با دلواپسی نزدش رفتم و گفتم مجری نداریم تلفن را برداشت و از گوینده دیگری خواست که آماده شود و بعد به شوخی گفت : غصه نخور اگر هم کسی جور نشد، خودم خبرتان را می خوانم از فرصت استفاده کردم و گفتم : می بخشید، شما با این لباستان نمی توانید خبر بخوانید مجری باید شیک پوش باشد لبخندی زد و گفت : لباس شیک هم دارم ، روز عید آن را می پوشم چند روز بعد در سالروز تولد یکی از ائمه کت و شلواری به تن داشت که نشان می داد به نشان عید و مبارکی آن را پوشیده است و البته همان نیز که تنها لباس یدکی او بود، نو نبود آن کت و شلوار، همان لباسی بود که ما و شما وقتی خبر فوت نابهنگام و جانسوز او را دیدیم، او در همان لباس مشغول صحبت بود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها