
تماشاگران سینما در سطح بینالمللی بیش از هر فیلمی او را با اکشن دلهرهآور «لیون / حرفهای» میشناسند. او در کنار حرفه بازیگری، یک فعال اجتماعی هم هست و به زبانهای فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی و ایتالیایی تسلط کامل دارد. با آن که رنو بزرگ شده پاریس است، اما پسزمینهای پیچیده و عجیب و غریب دارد. او از والدینی اسپانیایی در کشور آفریقایی مراکش به دنیا آمد. دوران کودکیاش را در کازابلانکا گذراند. از آنجا که پدر و مادرش جزو نهضت مقاومت اسپانیا علیه فرانکو ، دیکتاتور وقت کشور خود بودند، نمیتوانستند به کشور خود برگردند. از همینرو، رنو از دیدار سرزمین مادریاش در دوران کودکی و نوجوانی محروم شد. او سال 1968 در ارتش فرانسه ثبتنام کرد تا بتواند به کمک آن، شهروندی فرانسه را بگیرد. یک دهه به کار تئاتر پرداخت تا این که لوک بسون او را سال 1981 ملاقات و برای بازی در یکی از فیلمهایش انتخاب کرد. رنو با بسون در فیلمهای «ایستگاه مترو»، «آبی بزرگ»، «نیکیتا» و «لیون» کار کرد. با این فیلم بود که وی تبدیل به یکی از چهرههای سرشناس صنعت سینمای فرانسه شد. کمدی کمیکاستریپی «ملاقاتکنندگان» ژان ماری پویره موفقیت بیشتر او را به ارمغان آورد. هفته قبل شبکه نمایش مجموعهای از فیلمهای ژان رنو را نمایش داد و گفتوگوی اینترنتی زیر به بهانه این موضوع ترجمه شده است.
آخرین باری که برای تماشای فیلمی به سینما رفتید، چه زمانی بود؟
واقعیتش را بخواهید، نمیدانم! میدانید، برایم خیلی سخت است که از خانه خارج شده و به سینما بروم. نمیدانم چرا، ولی همینطور است. خیلی وقت پیش بود که برای تماشای فیلمی به سینما رفتم. هم فیلمهای خودم و هم فیلمهای دیگران را در جشنوارههای مختلف سینمایی نگاه میکنم و بجز آن، بندرت اتفاق میافتد که به سینما بروم.
زمانی گفتید نیکلای سارکوزی مشهورترین دوستی است که دارید. هنوز هم همین حرف را میزنید؟
آن زمان که این جمله را گفتم، او هنوز این قدر جنجال به پا نکرده بود. دلیلی ندارد دوباره این سوال را بپرسید. او ساقدوش من در عروسیام بود. احساس میکنم خودش هم دوست دارد تیتر اول رسانهای باشد و با این کار، خودش را مطرح کند.
خاطره تلخی هم از بازی در فیلمهای سینمایی خود دارید؟
خیلی زیاد نه. ولی بازی در واسابی برایم کمی مشکل بود. لوکیشنهای فیلم در ژاپن بودند و برای فیلمبرداری به آنجا رفتم. کشور خیلی خوبی است و مردمان صمیمی و مهربانی دارد؛ ولی غذاهایش را نپسندیدم. حس میکنم بدترین غذای ممکن را در آنجا خواهید خورد. نتوانستم ارتباط خوبی با غذاهای ژاپنی برقرار کنم. سر صحنه فیلمبرداری این فیلم بود که معنی گرسنگی را فهمیدم و با تمام وجودم آن را حس کردم!
اولین بازیگری که روی پرده سینما توجه شما را جلب کرد، کیست؟
ناتالی وود. او اصلا شبیه یک ستاره نبود و بشدت شبیه آدمهای معمولی به نظر میرسید. کسی بود که احساس میکردی هر روز در محل زندگیات میبینی و با آنها سلام و احوالپرسی میکنی. این تیپ بازیگران را میپسندم. آنها شباهتی به ستارگان و سوپراستارها ندارند و طبیعی هستند.
هیچ وقت از شهرت و محبوبیت خود برای به دست آوردن مجانی چیزی استفاده کردهاید؟
خیر. چرا باید چنین کاری بکنم؟ آن قدر پول و سرمایه دارم که بتوانم از عهده خرید آنچه که میخواهم، برآیم. در عین حال، فرانسویها عادت ندارند چیزی را مجانی به کسی بدهند!
هیـچ وقت قانونشـکنی کردهاید!
خیر. آیا هیچکس حاضر میشود در یک گفتوگوی رسمی به قانونشکنی خود اذعان کند؟
بهترین شایعهای که درباره خودتان شنیدهاید کدام است؟
در کل شایعهسازی چیز بدی است. اینطور فکر نمیکنید؟
خب، بد نیست بگویید «ژان رنو سخاوتمندترین مرد فرانسه است»!
خیر. اینجور چیزها را دوست ندارم. به شایعاتی که دربارهام گفته و پخش میشود، گوش نمیدهم؛ چه مثبت و چه منفی. به نظر من درست نیست که وارد زندگی خصوصی دیگران شویم و درباره آن کنکاش کنیم. شایعات در ارتباط با موضوعاتی هستند که به زندگی شخصی افراد مربوط میشود و این اصلا کار درستی نیست که درباره دیگران حرف و حدیث درست کنیم.
در فیلمهای زیادی در نقشهای اکشن بازی کردهاید. هیچوقت در زندگی واقعی دعوا یا نزاع داشتهاید؟
خیر، اصلا. نه در دوران کودکی و نوجوانی و نه در بزرگسالی. شاید از شنیدنش تعجب کنید، ولی هیچ علاقهای به خشونت و درگیری ندارم. اگر به فیلمهایم هم نگاه کنید، میبینید که خشونت آنها در حداقل وجود دارد.
احمقانهترین سوالی که از شما شده است، چیست؟
«داری چکار میکنی؟» یکبار در اتاق گریم نشسته بودم تا پس از آماده شدن، جلوی دوربین بروم. یکی آمد و پرسید «داری چکار میکنی؟» خیلی خونسرد به او گفتم قصابم و دارم سوسیس خرد میکنم! خب، پرسشهای احمقانه را باید با پاسخهای احمقانه جواب داد!
چه کاری را بهتر از دیگران میتوانید انجام دهید؟
میتوانم وارد یک اتاق شوم و یک فضای خوب خلق کنم. این موضوع را زمانی که درس بازیگری میخواندم، یاد گرفتم. یکی از مهمترین چیزهایی که در کلاسهای بازیگری فرانسوی به شما یاد میدهند این است که وقتی وارد جای تازهای میشوید، چگونه نشانهها و سیگنالهای مثبت بفرستید. خوشحالم که این درس را یاد گرفتهام و میتوانم آن را بخوبی پس بدهم.
فکر میکنید لیون باعث تحولی در کارنامه کاریتان شد؟
در فرانسه خیر، ولی باعث شهرت بینالمللیام در کشورهای دیگر شد و از سوی هالیوود دعوت به همکاری شدم. اگر لیون را بازی نمیکردم، شاید هیچوقت شانس و امکان بازی در فیلمهایی مثل «ماموریت غیرممکن»، «گودزیلا» و «رمز داوینچی» را پیدا نمیکردم. فیلمهای پرخرج و گرانقیمت در انتخاب بازیگران خود بشدت دقیق هستند و موفقیت فیلمی لیون باعث میشود تهیهکنندگان این نوع فیلمها، شما را هم در نظر داشته باشند.
همکاری با لوک بسون کارگردان لیون چگونه بود؟
عالی. لوک از دوستانم است و درعین حال، بشدت اهل هنر و روشنفکر است. صنعت سینمای فرانسه در چند دهه اخیر، سخت مدیون تلاشهای اوست. لوک از یکسو از هنرمندان جوان و تازهکار حمایت مالی و معنوی میکند و از سوی دیگر، امکان معرفی بینالمللی آنها را فراهم میکند. از این نظر، او حق بزرگی به گردن بخش مهمی از هنرمندان فرانسوی دارد. سبک کار او ساده و راحت است و شما سرصحنه فیلمبرداری، مشکلی با او پیدا نخواهید کرد. در عین حال که یک فیلمنامه کامل و دکوپاژ شده دارد، ولی به کارهای فیالبداهه هم اهمیت خاصی میدهد. یک نکته خیلی مهم این است که بازیگرانش را آزاد میگذارد تا آن نوع بازی را که مدنظرشان است، ارائه کنند.
بازی در فیلمهای فرانسوی را ترجیح میدهید یا هالیوودی؟
بهصورت طبیعی فیلمهای فرانسوی را ترجیح میدهم. این فیلمها به زبان بومی ساخته میشوند و حال و هوایی بومی دارند. دوست دارم در نقش کاراکترهای فرانسوی بازی کنم تا شخصیتهای خارجی. حتی در چند فیلم آمریکایی خودم هم نقش یک شخصیت فرانسوی را داشتم. ما در فرانسه یک صنعت قوی و پربار فیلمسازی داریم و دلیلی ندارد برای پیداکردن نقشهای خوب به آمریکا یا جای دیگری مراجعه کنیم.
آسوشیتدپرس / مترجم: کیکاووس زیاری