در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنا به تصمیم مدیران شبکه 2 سیما تکرار هر سه قسمت این مجموعه قرار است روز جمعه پخش شود.
این مجموعه که با رویکردی اجتماعی ـ خانوادگی ساخته شده با نگاهی به مضامینی حاوی درونمایههای اخلاقی، داستان زندگی آدمها را در لحظات حساس زندگیشان به تصویر میکشد؛ آنجا که تردید و لغزشی هرچند کوتاه سرنوشت آدمیان را به بیراهه میکشاند.
فدیا نورالهیان، حامد افضلی، رویا خسرونجدی، مهدی کیا و حمید حصاری نویسندگان این مجموعه هستند و بازیگرانی چون پرویز پورحسینی، سروش صحت، بابک حمیدیان، فرهاد جم، لیلی رشیدی و کمند امیرسلیمانی ایفای نقش میکنند.
امیرعباس کنی ـ که تهیهکنندگی سری دوم این مجموعه اپیزودیک را به عهده دارد ـ درخصوص طرح اولیه این مجموعه میگوید: برای بیان یک مضمون خاص یا مفهومی مشخص، طرح یک قصه مستقل برای شکلگیری سریال نمایشی کفایت میکند. در واقع شفاف شدن مضمون و وجود قصه جذاب (با روایت مناسب و شخصیتهای صمیمی و باورپذیر) به منظور پیریزی یک سریال نمایشی البته در مرحله تحقیق و نگارش نقطه شروع کار است.
اما گاهی یک برنامهساز به مضامینی برمیخورد که امکان طرح آن به صورت نمایشی با سوژههای مختلف داستانی وجود دارد. یعنی میتواند آن را با قصههای متنوع و در موقعیتهای متفاوت نمایشی بارها مطرح کند؛ حتی گاهی مضامین مورد اشاره برای زمان نسبتا کوتاهتری بضاعت قصهپردازی دارند.
وی در ادامه صحبتهایش از تاریخچه پیدایش ساخت این مجموعه و حضور کارگردانهایی که در ساخت قسمتهای مختلف آن حضور داشتند، چنین میگوید: مجموعه یک لحظه دیرتر از سال 86 شکل گرفت. دغدغه چنین ساختاری همیشه در ذهن من وجود داشت که موضوعاتی چون بدبینیهای روزمره، بیاعتمادیها، چشم و همچشمیها، بلندپروازیهای نابجا، سوءتفاهمات، حسادتهای بیمارگونه، حرام و حلال و اهمیت کانون خانواده را در کار لحاظ کرده و روی آنتن ببرم.
در ساخت سری اول این مجموعه کارگردانهایی چون ایرج کریمی، رضا بهشتی، سعید ابراهیمی فر،حمید بهمنی، کیوان علیمحنی، امید بنکدار و فیاض موسوی همکاری داشتند.
در همان زمان پخش سریال در نوبت اول، ساخت سری دوم آن از طرف مدیران شبکه 2 سیما مطرح شد و راما قویدل که پیش از این هم تجربه ساخت مجموعههای اپیزودیک را داشت برای کارگردانی سری دوم یک لحظه دیرتر انتخاب شد.
تصویری از مضامین روز انسانی
راما قویدل که پیش از این هم تجربه ساخت مجموعههای اپیزودیکی چون «گمشده» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را دارد این بار با نگاهی متفاوت و رویکردی جدید این مجموعه 13 قسمتی را کارگردانی کرده است.
راما قویدل ـ فرزند مرحوم امیر قویدل ـ کارگردان جوانی است که در همه سالهای حضور در عرصه کارگردانی به مخاطب خود ثابت کرده میتواند حرفهای جدیدی برای گفتن داشته باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که مخاطب امروز تلویزیون خیلی با مجموعهها ارتباط برقرار نمیکند و ساخت اینگونه مجموعهها ریسک بزرگی برای سازنده و تهیهکننده آن اثر دارد، میگوید:
به نظرم سیستم ساخت سریالهای اپیزودیک، جذاب است. درست است که ریسک زیادی در ساخت آن وجود دارد و خیلی با مخاطب خود ارتباط برقرار نمیکند، ولی در عین حال جذابیتهای نهان و پنهانی دارد. ما در مجموعه یک لحظه دیرتر کار جدیدی در ساخت سریالهای اپیزودیک انجام دادیم.
در عین حال که اپیزودها از هم مستقل هستند، ولی به یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. مثلا در انتهای هر اپیزود آدمهای اپیزود بعدی به داستان وارد میشوند یا با یک جمله یا حتی تصویر از قصه به داستان بعدی وارد میشویم.
یعنی به نوعی قصه جدید ما در همان اپیزود قبلی شروع میشود. البته ما در طول همه روایتهای داستانی شخصیتهای واحدی هم داریم که به نوعی در همه قسمتها حضور دارند.
مثلا شخصیتی که در قسمت اول داستان ما یکی از شخصیتهای اصلی قلمداد میشود در قسمت ششم به عنوان شخصیت فرعی قصه حضور دارد.
وی در ادامه صحبتهایش میافزاید: یک لحظه دیرتر در همه قسمتهایش از یک مفهوم واحد پیروی میکند و در وهله اول یک مجموعه اجتماعی ـ خانوادگی است که در آن سعی شده همه مفاهیم و مضامین روز انسانی به تصویر کشیده شود. این مجموعه در عین حال که با درونمایه عرضه پیام به مخاطب جلوی دوربین رفته، ولی بسیار در آن سعی شده از مستقیمگوییهایی که جنبه القای پیام و نصیحت به مخاطب دارد، جلوگیری شود. چرا که این مساله یکی از مهمترین مفاهیمی است که در پسزدن مخاطب نقش عمده و اساسی دارد.
قویدل معتقد است: داستانهای این مجموعه در ژانرهای مختلفی روایت میشود، ولی در عین حال از یک روایت واحد هم برخوردارند.این همان چیزی است که بهدنبال آن بودیم.
اپیزودهای ما از یک ملودرام خانوادگی آغاز میشود و در ادامه داستانهایی از یک روایت مستندگونه را به تصویر میکشند که برای من و بیننده تازگی دارد، چرا که احساس میکردم قرار است 13 فیلم سینمایی را جلوی دوربین ببرم که هرکدام از آنها از حضور بازیگران مختلف در آن گرفته تا میزانسن و نور و تصویر میتواند یک اثر جدید و متفاوت قلمداد شود.
یک موسیقی کلاسیک با رگههای ایرانی
بهنود یخچالی، آهنگسازی این مجموعه را به عهده دارد. وی که از سال 83 تا 88 با کارن همایونفر همکاری میکرده اینک چند سالی است که به صورت مستقل کار آهنگسازی فیلمها و سریالهای تلویزیونی را انجام میدهد.
وی که پیش از این آهنگساز سریالهایی چون شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و سایه سلطان به عهده داشته، میگوید: تجربه ساخت موسیقی برای سریالهای تک قسمتی اتفاق خوبی بود. گرچه تفاوت زیادی با یک مجموعه چند قسمتی دنبالهدار داشت، چرا که در یک مجموعه دنبالهدار داستان واحد و شخصیتهای ثابتی حضور دارند که با شناخت کافی و با احاطه بر تصاویر میتوان یک موسیقی قابل باور ساخت، ولی این اتفاق در ساخت مجموعهای چون یک لحظه دیرتر نمیافتد، زیرا هر قسمت از آن روایت متفاوتی را بازگو میکند که به نوبه خود موسیقی مجزایی میطلبد.
به گفته آهنگساز این مجموعه، روال ساخت موسیقی برای یک آهنگساز به اینگونه است که باید کل مجموعه تدوین شده در اختیار آهنگساز قرار گیرد تا با برمبنای آن بتواند یک موسیقی خوب و قابل باور برای مجموعه بسازد.
یخچالی در ادامه میگوید: کم نبودند فیلمها و مجموعههایی که به واسطه موسیقی خاصی که داشتند حتی سالها پس از پخش آن برای مخاطب خود شناخته شده بودند و تداعی میشدند.
خیلی جاها نیاز است تصویر بدون موسیقی به بیننده ارائه شود. خیلی جاها هم تصویر،دیالوگ و موسیقی با همراهی یکدیگر میتوانند موفق عمل کنند، چون موسیقی به اندازه چند خط دیالوگ با خود مفهوم همراه دارد. این تا حدودی به سلیقه آهنگساز و نیز کارگردان کار برمیگردد که در کجا باید بیشتر از موسیقی استفاده کرد. مجموعه یک لحظه دیرتر از آن مجموعههایی بود که تعامل سه ضلعی موسیقی، دیالوگ و تصویر را با خود به همراه داشت و من هم سعی کردم از سازهایی در این اثر استفاده کنم تا در عین حال که کلاسیک بودن مجموعه را حفظ میکند بتواند یک موسیقی ایرانی را هم به مخاطب خود عرضه کند.
انتخاب درست بازیگران
مریم کاظمی یکی از بازیگران این مجموعه میگوید: معمولا روال بر این است که خیلی از بازیگران بازی در سریالهای اپیزودیک را نمیپذیرند. شاید یکی از دلایلش این باشد که 45 دقیقه، زمان کافی برای ماندگاری و دیده شدن نقش نیست. وقتی از کاظمی میپرسم چرا طی سالهای اخیر در تلویزیون کم کار بوده، در پاسخ میگوید: طی این سالها بیشتر در عرصه تئاتر فعالیت داشتم و در یکی دو کار هم کارگردانی نمایشها را بهعهده گرفتم. در عین حال هم خیلی از پیشنهادهایی که داشتم قابل تامل نبودند.
وی در ادامه میگوید: یکی از خصوصیات مثبت مجموعه این بود که برای همه نقشها فکر و برای آنها طراحی خاصی در نظر گرفته شده بود. هرکدام از نقشهای این مجموعه در روند داستانی 45 دقیقهای خود استمرار داشتند و به پیشبرد قصه کمک میکردند. مریم کاظمی در یکی از اپیزودهای این مجموعه نقش زنی را بازی میکند که در طول زندگی خود بشدت مراقب همسر و سه فرزند خود است تا جایی که متوجه میشود دچار بیماری لاعلاجی شده و بزودی میمیرد. تلاش او برای زنده ماندن و نجات زندگیاش محور اصلی یکی از اپیزودهای این مجموعه است.
معتقدم تعامل یک قصه خوب، بازیگرانی که بجا و درست برای نقشهایشان انتخاب شدهاند و پرداخت درست یک اثر به لحاظ کارگردانی و... از جمله مواردی است که میتواند یک لحظه دیرتر را مجموعهای درست و موفق به مخاطب معرفی کند.
فضاسازی در خدمت داستان
کامیاب امین عشایری در این مجموعه کار طراحی صحنه و لباس را به عهده دارد در چهارمین تجربه خود با راما قویدل میگوید: به عقیده من تعاملی که یک طراح با کارگردان دارد، حرف اول و آخر را در آن اثر میزند. هرقسمت از این مجموعه در حکم یک فیلم سینمایی مجزاست و باید طراحی خاصی به لحاظ لباس و صحنه در آن انجام شود. مشکلی که در کارهای اینچنینی وجود دارد نبود زمان کافی برای یک پیش تولید مناسب است. وقتی قرار باشد در هر قسمت گروهی بازیگر جدید همراه با قصهای متفاوت وجود داشته باشد پس باید نوع طراحی صحنه و لباس هم به نوعی انجام شود که در خدمت اهداف آن اپیزود باشد. این مجموعه لوکیشنهای زیادی داشت و خیلی از قسمتهای آن هم در شرایط سخت جوی و آب و هوایی ساخته شد. خیلی جاها به ابزارهای خاصی در صحنه نیاز داشتیم که به دلیل نبود وقت مجبور بودیم از خیلی از وسواسهایی که باید در کار وجود داشته باشد، بکاهیم.
وی که از اپیزود ششم این مجموعه با گروه همکاری کرده است، میافزاید: یکی دیگر از مشکلاتی که امروزه در مجموعههای تلویزیونی با آنها مواجه هستیم نبودن یک فیلمنامه کامل است که خیلی جاها دست ما را میبندد. اگر قرار است فضاسازی درستی وجود داشته باشد پس باید داستان آمادهای هم در اختیار داشته باشیم.
سادگی در کنار پیچیدگی
مدیریت تصویر از جمله سمتهایی است که به نوعی حرف اول را در ارائه یک روایت درست از یک مجموعه میزند بخصوص اینکه کسی پشت دوربین قرار گیرد که سابقهای 20 ساله در مدیریت نور و تصویر دارد.
فرشاد خالقی مدیرتصویربرداری این پروژه است. به اعتقاد این تصویربردار، اولین چیزی که سبک کاری را در ارائه تصویر و نور مشخص میکند فیلمنامه است.
وی میگوید: طی سالهایی که در این عرصه فعالیت داشتم تصویربرداری یک مجموعه با اپیزودهای مستقل برایم بسیار جذابتر بوده است، چون تفاوتهایی که در هر قصه وجود دارد به من اجازه میدهد در ارائه قاببندی و حتی نورپردازی نوآوریهایی داشته باشم. این تفاوت را در هر 13 قسمت مجزای این مجموعه اعمال کردم زیرا میخواستم هر شخصیت را بسته به پرداختی که در فیلمنامه برایش در نظر گرفته بودند به بیننده معرفی کنم. بسته به روند داستان خیلی جاها از نور اصلی محیط استفاده میکردم و خیلی جاها با ایجاد یک نورپردازی خاص به شخصیتها عمق میدادم. در کنار همه اینها در اپیزودهایی از این مجموعه هم از ابزارها و وسایل خاصی بهره بردیم که پیش از این در مجموعههای دیگر استفاده نشده بود. یادم میآید در یک اپیزود جادهای این مجموعه دستگاهی ساختیم و به بالای ماشین وصل کردیم که در وهله اول هر کسی متوجه نمیشد آن نما از چه زاویهای تصویربرداری شده است.
زندگی آدمها جلوی دوربین
مهسا کرامتی، همسر راما قویدل در این پروژه در سمت بازیگر و نیز انتخابکننده بازیگران حضور دارد.
وی که پیش از این در مجموعههایی چون «خط قرمز» و «به دنیا بگویید بایستد» ایفای نقش کرده پنج سالی است کنار همسرش انتخاب بازیگران را به عهده دارد.
کرامتی معتقد است: حرفه انتخاب بازیگر هنوز جا نیفتاده و در خیلی از مجموعههایی که ساخته میشود، دستیار کارگردان اینوظیفه را به عهده دارد.
وی میگوید:به عقیده من این یک کار کاملا تخصصی است که باید شخص زبده و ماهری آن را انجام دهد، چون خوب دیده شدن یک مجموعه در گرو انتخاب درست بازیگران آن است. یکی از اتفاقات خوبی که در یک لحظه دیرتر افتاد این بود که سعی کردیم از ترکیب بازیگرانی استفاده کنیم که کاملا برای ایفای نقشی که به عهدهشان گذاشته شده موفق عمل کنند. اینجاست که چهره بودن خیلی حرف اول را نمیزند.
مجموعهها و فیلمهایی بودند که بسیار خوب دیده شدند با اینکه بازیگر سرشناسی در آنها حضور نداشت. ما هم در این مجموعه سعی کردیم از ترکیب درستی از بازیگران استفاده کنیم و فکر میکنم این اتفاق تا حد زیادی افتاده است. بازیگران ما بیشتر از اینکه بازی کنند یک نقش از زندگی واقعی را به تصویر کشیدهاند.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: