در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا دیگر از دیدن این صحنه که یک عده آدم جوان و نوجوان و پیرمرد و پیرزن پای تلویزیون میخکوب شدهاند و دارند به شیرینکاریهای کلاه قرمزی میخندند تعجب نمیکنیم.
بنده در مهمانیهای مختلف بارها و بارها دیدهام که بزرگترها از بچهها خواهش کردهاند که کمی آرامتر باشند تا آنها بتوانند با خیال راحت کلاه قرمزی را تماشا کنند.
الان که دارم این مطلب را مینویسم صفحات فضای مجازی پر شده است از دیالوگهای ماندگار کلاهقرمزی و رفقایش؛ دیالوگهایی که نشان میدهد یک عده این برنامه را با دقت رصد میکنند و دوست دارند که دیگران هم در درک جذابیتهای پنهانش سهیم شوند.
مطمئنا دستاندرکاران این مجموعه هم به این نتیجه رسیدهاند که کارشان زیر ذرهبین قشر سنی بزرگسال قرار گرفته است.
به همین خاطر در نوشتن متنها، پرداختن به مضامین و بیان دیالوگها به گونهای عمل میکنند که همه بتوانند از برنامه بهره ببرند. «فامیل دور» آدمی است که بشدت ما به ازای بیرونی دارد.
یک مرد پا به سن گذاشته و محتاط و دلنگران که مدام حرص میخورد. شخصیتی که بشدت نگران قضاوتهای دیگران درباره خودش است و پشت سر هم میپرسد: «الان شما درباره من چی فکر میکنین؟»
«همساده» هم بیش از آنکه به دنیای کودکان تعلق داشته باشد برآمده از روابط و مناسبات زندگی بزرگسالان است. امسال این شخصیت شاد و خوشگذران، ضیافت دوستان کلاهقرمزی را کامل کرد.
آدمی که در برابر همه مشکلات زندگی قهقهه میزند و هیچ موضوع جدی برایش وجود ندارد. مخاطبی که امسال در سریال «چک برگشتی» شبکه اول «لطیف» را دیده که برای پرداخت مهریه خودش را به آب و آتش میزند حالا در کلاهقرمزی با همسادهای مواجه میشود که چند سال است دارد در کمال رضایت به محضر مهریه میدهد، در حالی که خودش هم نمیداند چه کسی را طلاق داده است!
علاقه قشر بزرگسال به این مجموعه (جدا از وجه خاطرهانگیزش) بیدلیل نیست. «جیگر» شخصیت نمادینی است که رفتارهایش ریشههای عقلانی و منطقی ندارد و در عین حال خودش نمیخواهد این مساله را قبول کند. به همین خاطر است که مدام تکرار میکند: «من خر نیستم.»
فامیل دور این نکته را دیر میفهمد و در طلاییترین دیالوگش میگوید: هیچ وقت با یک خر درد دل نکنید! از آن طرف روایت داستانی کلاهقرمزی به مخاطب نشان میدهد که درد دل کردن با خر چه عواقب و تبعات سختی دارد. (اگر یادتان باشد این دیالوگ مربوط میشود به قسمتی که جیگر ماشین پراید را بار میزند و به داخل اتاق میآورد)
این مجموعه آن قدر شخصیت جذاب داشت که میتوانست تا چندین قسمت دیگر هم ادامه پیدا کند. پسر عمهزا، پسرخاله، جیگر، فامیل دور، ببعی هر کدام برای خودشان هویت مستقلی پیدا کردهاند و میتوانند ماجراهای جذابی را برای بچهها روایت کنند.
پیام مجموعه کلاه قرمزی 91 مثل سریهای قبلیاش این بود که بچهها را دوست داشته باشیم و به بازیگوشیهایشان احترام بگذاریم.
احسان رحیمزاده - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: