نوجوانی که قربانی نامهربانی پدر بود

چند سال قبل پرونده‌ای را برای رسیدگی به من دادند که متهم آن پسر نوجوانی بود. اتهام این نوجوان قتل یکی از دوستانش بود. پسر متهم بود در 16 سالگی یکی از دوستانش را با ضربه چاقو به قتل رسانده ‌است. وقتی او را به دادگاه آوردند و چند جمله‌ای صحبت کردم، متوجه شدم پسری بسیار آرام و مظلوم است و خیلی از اتفاقی که افتاده تحت تاثیر قرار گرفته‌ است.
کد خبر: ۴۳۷۲۶۴

مقتول 3 ماه بعد از وارد آمدن ضربه به بدنش فوت کرده‌ بود و از آنجا که پسر با چاقو ضربه‌ای به پای مقتول زده ‌بود، به نظر نمی‌رسید قتل عمد باشد و نیاز بود پزشکی قانونی در این خصوص نظر بدهد. در جریان تحقیقات از این جوان متوجه‌ شدم او زندگی پر دردی داشته ‌است و نبود مادر و وجود پدری معتاد، او را به این روز انداخته‌ بود.

پسرک می‌گفت: وقتی خیلی بچه بودم مادرم را از دست دادم. اصلا قیافه مادرم را به‌یاد نمی‌آورم. همیشه مادر بزرگم از من مراقبت می‌کرد. او نقش مادر را برایم داشت. می‌دانستم پدر دارم، اما پدرم هیچ‌وقت پیش من نمی‌آمد. او ازدواج کرده ‌بود و برای این‌که همسرش حاضر نبود از من مراقبت کند مرا به مادربزرگم سپرده‌ بود.

پسر نوجوان 2 خواهر و یک برادر از نامادری‌اش داشت. از آنجا که پدر و نامادری حاضر نبودند از پسرک مراقبت کنند پدرش ماهانه پولی به مادر بزرگ به عنوان هزینه‌های زندگی می‌داد و پیرزن از نوه‌اش مراقبت می‌کرد. پیرزن خیلی دلتنگ نوه‌اش بود. او خیلی گریه می‌کرد و می‌گفت پسرک تنها دارایی اوست و خیلی دوستش دارد.

پسرک ماجرای دعوا را تعریف کرد و گفت: دوستم به من متلکی گفت. مدتی بود با من خیلی بد شده ‌بود. روز حادثه به من فحش داد و من هم نتوانستم تحمل کنم. او به من گفت آنقدر بدی که پدرت هم تو را ترک کرده ‌است. من خیلی ناراحت شدم و یک ضربه با چاقو به پایش زدم. خودم چاقو نداشتم. به خانه رفتم و از آشپزخانه چاقو برداشتم و او را زدم.

به هر حال جلسه محاکمه تجدید شد. ما باید نظریه پزشکی قانونی را به طور دقیق می‌دانستیم و بعد تصمیم می‌گرفتیم. یک ماه بعد نظریه اعلام شد و متخصصان گفتند مقتول قبل از مرگ دچار زخم‌ بستر شده و عفونت ناشی از آن، او را کشته است. این در حالی بود که پزشکی قانونی اعلام کرد با توجه به این‌که خانواده مقتول، خود اصرار بر بردن مقتول از بیمارستان به خانه را داشته‌اند و مسوولیت هم قبول کرده‌اند بنابراین مقصر این مرگ نه پسر نوجوان است و نه بیمارستان.

با توجه به این نظریه، پسر نوجوان دیگر مقصر قتل نبود و قصاص از او ساقط می‌شد. با این حال اولیای‌دم بشدت اعتراض داشتند و می‌گفتند اگر او این کار را نمی‌کرد بچه ما دچار زخم ‌بستر نمی‌شد و نمی‌مرد. به هر حال استدلال آنها درست نبود و پسر از قصاص نجات یافت و به خاطر جراحاتی که وارد کرده ‌بود به دیه محکوم شد.

نکته‌ای که از این پرونده برای همیشه در ذهن من ماند رفتار پدر پسرک بود. او در تمام این مدت هرگز نیامد و سراغی از پسرش نگرفت و مادربزرگ پیرش بود که در این مدت پیگیر کارش بود و دل‌نگران پسرک.

پسر نوجوان هم همین‌طور بود. او می‌گفت نمی‌داند بعد از مادربزرگش چه باید بکند. تنهایی و ناراحتی این پسر آنقدر زیاد بود که نشان می‌داد او قطعا در آینده هم زندگی خوبی نخواهد داشت. پدر و مادر در برابر کودکی که به دنیا می‌آید مسوولیت دارند. آنها باید از بچه‌ها مراقبت و در برابر اتفاقات از آنها حمایت و نگهداری کنند. پدر این پسر نوجوان وظیفه دینی و قانونی‌اش را انجام نداده ‌بود. این پسر به مهربانی نیاز داشت؛ چیزی که در زندگی‌اش هرگز به دست نیاورده ‌بود.

حسینی کوه‌کمری

 قاضی دادگاه تجدیدنظر ارومیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها